اصلاحات و تهدیدها و فرصت های فرارو

 

راه سبز امید

 

 

اصلاحات با خاتمی معنا یافته

و با او تداوم می یابد

اما در او خلاصه نمی شود

و بدون تشکیلات کاری از پیش نمی برد.

دشمنان خاتمی و تهدیدهای فراروی اصلاحات عمدتا بر چهار دسته اند:

اول : قدرت حاکم که از سر حسادت چشم دیدن محبوبیت روزافزون خاتمی و تاب تحمل تداوم امید در مردم و مشارکت و پیروزی آنان در انتخابات ها و مطالبه گری آنان را ندارد و اصلاحات را مهمترین مانع فراروی قدرت مطلقه خود و غارت کشور می بیند.

دوم : براندازان خارج نشین‌ که اصلاحات را اساسی ترین مانع خود برای براندازی نظام حاکم و عامل تداوم امید در مردم و آلترناتیو نظام و خود می بینند.

سوم : اصلاح طلبان دروغین و نفوذی و فرصت طلب و مصلحت اندیش و ترسو که نان اصلاح طلبی را می خورند و آبروی آن را می برند. و این سومی از همه خطرناک تر و دشمن ترند.

چهارم : مردم نومید و خسته از فقر و ستم و محرومیت که برای نجات خود به هر دری می زنند و به هر دستاویزی چنگ می زنند و اغلب ابزار قدرتمندان و قدرت طلبان می شوند.

اکنون لازم است آقای خاتمی بعنوان رهبر بلا منازع اصلاحات به درخواست آن ۱۰۰ نفر اصلاح طلب دلسوزی که به او نامه نوشتند و ۱۰۰ تن دیگری که خواهان مذاکره نظام با امریکا شدند ، جامه عمل بپوشاند و مجلس اصلاحات را با عضویت همانان و شورای عالی اصلاحات را با عضویت خود و تاجزاده و قدیانی و رجایی و خانم منصوری تشکیل دهد. تا دیر نشده و کار از کار نگذشته.

ممکن است گفته شود از دست آنان چه کاری ساخته است و تا کنون اصلاح طلبان چه کاری توانسته اند از پیش ببرند؟

در جواب باید گفت اصلاح طلبان فقط ۸ سال در قدرت بوده اند آن هم بصورت نیم بند و تدارکاتچی نظام

و در بقیه سالها خارج از قدرت و در حصر و زندان و در موضع اپوزیسیون و منتقد قدرت و نظام بوده اند

و اکنون نیز سهمی از قدرت و دولت ندارند و اغلب بیکار و خانه نشین اند.

ولی در همان دوران کوتاهِ قرار داشتن نیم بند در قدرت، کارنامه درخشانی از خود بر جای گذاشتند.

و اگر مردم در سال ۸۴ پشت به اصلاحات نکرده بودند و فریب پوپولیسم احمدی نژاد را نخورده بودند

و پروسه اصلاحات را با معین یا هاشمی تداوم داده بودند

اکنون اصلاحات جایگاهی رفیع در ساختار قدرت داشت

و ملت این همه دچار فقر و سیه روزی و غارت منابع و ثروتهای ملی خود و تهدیدهای خارجی و بحرانهای داخلی نمی شدند.

مهمتر از اینکه اصلاح طلبان در گذشته چه توانسته اند بکنند این است که در آینده می توانند چه نقشی را ایفا کنند؟

باید با استفاده از تجربه گذشته رو به سوی آینده داشت.

باید یک نیروی جایگزین متشکل و سازماندهی شده وجود داشته باشد تا در صورت ایجاد خلاء قدرت در کشور ، آنها بتوانند قدرت را در دست بگیرند

و فرصت را از فرصت طلبان و براندازان خارج نشین و آنارشیستها و هرج و مرج طلبان و تجزیه طلبان و راستهای افراطی و مرتجع و سرکوبگر و غارتگر درون حاکمیت سلب کنند.

فردا دیر است

از همین امروز باید دست بکار شد.

 

نگام ؛ ناگفته های ایران ما

One thought on “اصلاحات و تهدیدها و فرصت های فرارو

دیدگاه شما

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.