از جمهوری دوم ترکیه تا جمهوری سوم ایران

 

راه سبز امید

دیرو در حالی اردوغان سوگند ریاست جمهوری خود را بعنوان دوازدهمین رییس جمهوری ترکیه ادا کرد که بر طبق تغییرات قانون اساسی جدید این کشور که در سال گذشته به تصویب رسید ، ساختار اجرایی این کشور از پارلمانی به ریاستی تغییر کرد و منصب نخست وزیری حذف و هیات وزیران مستقیما توسط رئیس جمهور و بدون نیاز به کسب رای از پارلمان برگزیده می شوند.

به موجب این ساختار قانونی رییس جمهور دارای قدرتی بلامنازع و شخص اول حکومت گردیده و دیگر مقامی تشریفاتی محسوب نمی شود.

این ساختاری نوین و اولین تغییر ساختار در جمهوری ترکیه از ابتدای تاسیس آن در ۱۹۲۳ است که قریب به یک قرن از آغاز آن می گذرد و در واقع باید آن را جمهوری دوم ترکیه نامید.

این ثبات قانونی و ساختاری نسبی در ترکیه نشان دهنده ثبات مدیریتی و سیاسی در این کشور مبتنی بر نظام لائیک است.

امری که موجب شده تا کشور ترکیه علیرغم عدم برخورداری از منابع انرژی از نرخ رشد و توسعه و سطح رفاه و تولید ثروت مطلوبی برخوردار باشد.

هر چند به دلایل مختلف تاکنون همواره در پشت دروازه های اروپا متوقف مانده است.

این در حالی است که ایران در طی یک قرن اخیر شاهد حوادث و تغییرات ساختاری و قانونی بسیاری بوده و علیرغم این تغییرات مداوم و پی در پی کشور ما هنوز به ثبات سیاسی و ساختاری نرسیده و همچنان آبستن حوادث است.

یک قرن اخیر در ایران به شش دوره سیاسی مشخص قابل تفکیک است بطوریکه عمر متوسط این دوران ها تقریبا ۱۸ سال بوده و عمر دوره اخیر به ۳۰ سال سال رسیده و به نظر می رسد صبر جریانات سیاسی در ایران دیگر به سر رسیده و استارت تغییرات سیاسی ساختاری و قانون اساسی در ایران زده شده است.

در ابتدای این قرن هنوز یک دهه از تاسیس نظام مشروطه سلطنتی نگذشته بود که همزمان با جنگ اول جهانی ایران دچار قحطی و ناامنی و فروپاشی شد و نظام سیاسی برامده از مشروطه از هم گسست و سردارسپه در افق سیاسی ایران پدیدار گشت.

رضا شاه و آتاتورک تقریبا همزمان در ایران و ترکیه به قدرت رسیدند.

رضا شاه به تقلید از آتاتورک ابتدا می خواست در ایران نظام جمهوری به پا کند .

اما با مخالفت روحانیون از اینکار منصرف شد.

و به موجب قانون مشروطه شاه جدید ایران شد.

اما قانون مشروطه را رعایت نکرد و آن را زیر پا گذاشت و به جای سلطنت مشروطه ،سلطنت مطلقه و خودکامه ایجاد کرد و این بازگشت به دوران ماقبل مشروطه و عهد ناصری بود.

این رویه تا پایان سلطنت رضا شاه و اشغال ایران توسط متفقین ادامه یافت.

با رفتن رضا شاه و نشستن شاه جوان بر تخت شاهی، ایران شاهد دوران جدیدی بود.

احزاب سیاسی در افق سیاسی ایران پدیدار شدند و حزب توده تحت حمایت شوروی از نخستین و پرقدرت ترین آن ها بود.

در این دوره ۱۲ ساله، ایران تحت اشغال بر طبق قانون مشروطه اداره می شد و این یکی از دوران های بی نظیر تاریخ ایران به لحاظ آزادی احزاب و مطبوعات بود که تا کودتای ۲۸ مرداد ادامه یافت.

با سقوط دولت مصدق دوره جدیدی در ایران آغاز شد و بهار احزاب سیاسی و مطبوعات در ایران پایان یافت و دوره جدیدی از سرکوب و اختناق آغاز شد و شهریار جوان ایران با حمایت آمریکا پا در جای پای پدر گذاشت و قانون مشروطه را زیر پا گذاشت.

این رویه تا وقوع انقلاب اسلامی ادامه یافت.

با سقوط نظام شاهنشاهی دوره جدیدی از نشاط سیاسی ایران را فرا گرفت.

احزاب و مطبوعات آزاد شدند اما این دوره نیز کوتاه بود و دیری نپائید.

در زمان زمامداری بنیانگذار جمهوری اسلامی به دلیل مقبولیت مردمی و جایگاه مرجعیت دینی و از همه مهم تر شخصیت کاریزماتیک او ، به هر حال این دوره با فراز و نشیب هایی طی شد

اما با رسمیت یافتن تغییر قانون اساسی پس از بنیانگذار جمهوری اسلامی ، و انتخاب فردی که در حد جایگاه رهبری نبود و در حقیقت با این انتخاب و قانون اساسی تغییر یافته ، قانون اساسی مشروطه به کناری نهاده شد و ولایت مطلقه روحانیون حکومتی جایگزین سلطنت مطلقه شاهان شد و دوره جدیدی از سرکوب و اختناق در ایران آغاز شد.

در نظام فعلی حاکمیت ساختاری دوگانه دارد.

بخشی انتصابی و به ظاهر منتخب خداوند و غیر پاسخگو به مردم و دارای اختیارات مطلقه و پاسدار اسلامیت نظام است و بخشی هم که به ظاهر انتخابی است ، ملزم به تبعیت بی چون و چرا از رهبر انتصابی است.

در این نظام رای مردم تزئینی است.

رهبر می تواند رئیس جمهور را برکنار و وزار را به او تحمیل کند.

این اتفاق برای اولین بار در دوران بنی صدر بعنوان اولین رئیس جمهوری ایران واقع شد.

ساختار اجرایی در قانون اساسی جدید پارلمانی و رئیس جمهور مقامی تشریفاتی و نخست وزیر رئیس هیات دولت و در برابر مجلس پاسخگو بود.

هنوز یک دهه از تصویب قانون اساسی مشروعه نگذشته بود که این قانون مورد تجدید نظر قرار گرفت و نظام پارلمانی به ریاستی تغییر کرد.

تنها به آن خاطر که کسی که رهبر جدید ایران را منصوب کرده بود قرار بود رییس جمهور شود.

و این به معنای آن بود و هست که قانون اساسی در ایران قبایی است که بر تن آدمهای پرقدرت دوخته می شود.

در اولین قانون اساسی جمهوری اسلامی قبای ولایت مطلقه فقیه بر تن بنیانگذار جمهوری اسلامی دوخته شد و به زعم اکثریت ملت ایران این قبا هم اکنون بر تن جانشین او گشاد است و بایستی تنگ شود.

به زعم رهبر ایران نیز ساختار ریاستی قبایی است که ابتدا بر تن هاشمی دوخته شد و بعد از مدتی به علت افزایش وزن وی بر تن او تنگ شد بطوریکه به زور از تن او در آورده شد. ب

الطبع بر تن روسای جمهور بعد از او تنگتر هم شد.

تا جائیکه بر تن میرحسین موسوی اصلا نرفت و در حال حاضر بر تن روحانی انقدر گشاد است که دارد از دوشش پایین می افتد.

لذا اکنون دو گرایش در ایران برای تغییر قانون اساسی وجود دارد:

یکی گرایش اصلاح طلبانه اکثریت ملت برای تنگ کردن قبای رهبری و دیگری گرایش اقتدارطلبانه رهبری برای تنگ کردن قبای ریاست جمهوری.

گرایش اول می خواهد یا مقام رهبری مادام العمر و مطلق العنان اصلا در قانون اساسی نباشد و یا مقامی کاملا تشریفاتی باشد

و گرایش دوم مایل است که یا ریاست جمهوری اصلا از قانون اساسی حذف شود و یا مقامی کاملا تشریفاتی باشد تا دست رهبر در تعیین ساختار اجرایی کاملا باز باشد.

این دو گرایش برای تغییر قانون اساسی در ایران اکنون در برابر هم به صف ایستاده اند

و بر اثر تصادم و این رویارویی این دو جریان ایران در آینده آبستن حوادث است.

 

نگام ؛ ناگفته های ایران ما

One thought on “از جمهوری دوم ترکیه تا جمهوری سوم ایران

دیدگاه شما

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.