ای کاش احزاب سیاسی هم مانند تیم های فوتبال بودند ، وداع مردم با روحانی

 

راه سبز امید

 

 

ای کاش احزاب سیاسی هم مانند تیمهای فوتبال بودند

و در آنها تیمها ثابت و بازیکنان در انها در رفت و آمد بودند

و بر حسب لیاقت و توانایی ها و استعداد ها و مهارت هایشان به تیم ها دعوت می شدند

و مادام العمر نبودند.

ای کاش رقابتهای سیاسی هم مانند رقابتهای ورزشی و مسابقات فوتبال دوستانه و عاری از خشونت و فریب بود.

ای کاش توپهای جنگی هم مانند توپ فوتبال توخالی بود و به کسی آسیب نمی زد.

ای کاش تماشاچیان بازی سیاست هم مانند تماشاچیان بازی فوتبال پر حرارت بودند

و این قدر بیطرف و بیحال نبودند

و تیم های مورد علاقه شان را در مواقع لزوم تشویق می کردند.

ای کاش بازی سیاست هم مثل فوتبال نشاط اور و مفرح بود.

ای کاش سیاست ما بجای دیانت ما عین فوتبال ما بود.

ای کاش حسن روحانی به جای گل زدن به دروازه کسانی که به او رای داده اند

یکبار هم به دروازه حریف گل می زد

تا امید مردم به تدبیر او جایش را به نومیدی و احساس شکست ندهد.

قرار مان با روحانی این بود که به عقب باز نگردیم

قرارمان این بود که نان و آزادی مردم تامین شود

و فدای گردش سانتریفوژها و تولید سو نشود.

قرارمان این بود که دولتش دولت راستگویان باشد

رارمان این بود که او یک حقوقدان باشد و سرهنگ نباشد

قرارمان این بود که او مدافع حقوق شهروندی باشد

اما او همه قول و قرار هایش را زیر پا گذاشت

و همان روحانی شد که سرهنگها می خواستند

او دیگر ان روحانی نیست که ما می خواستیم

و اینک به او باید گفت: هذا فراق بینی و بینک

این لحظه جدائی و وداع و فراق میان ماست

عهدمان این بود که تا ۱۴۰۰ با هم باشیم

اما تو از عهدت با ملت عبور کردی

و ما هم از عهدمان با تو.

 

نگام ؛ ناگفته های ایران ما