از ۳۰ تیر تا ۲۸ مرداد ، به مناسبت ۶۶ امین سالگرد حادثه خونین ۳۰ تیر

 

راه سبز امید

 

عکس بالا آیت الله سید ابوالقاسم کاشانی به همراه شعبان جعفری را در کنار هم ، دو ماه پس از کودتای ۲۸ مرداد نشان می دهد

من به مصدق ارج می نهم و او را بزرگ و گرامی می دارم

و در عین حال منتقد او هم هستم

به خاطر انکه بعد از حادثه ۳۰ تیر او وامدار کاشانی و حامیان او شد

و زیر بار دِین آن ها رفت و علنا در مقابل حکومت ایستاد و زیر بار قانون اساسی نرفت

و نطفه کودتای ۲۸ مرداد از همان موقع ریخته شد.

حادثه ۳۰ تیر را عمدتا فداییان اسلام و حامیان مذهبی آیت الله کاشانی آفریدند.

منتها آن موقع چون حضور مردم انبوه بود حضور آن ها خیلی قابل ملاحظه نبود.

اتحاد ملی و مذهبی ها یک اتحاد ناپایدار و تاکتیکی و کوتاه مدت بود و دایمی نبود و زود از هم گسست.

این تجربه هم در نهضت ملی شدن نفت به وجود آمد و هم در انقلاب اسلامی در سال ۵۷.

اتحاد و ماه عسل دو جریان ملی و مذهبی در طی این دو مقطع تاریخی در مجموع به دو سال هم نرسید.

۱۳ ماه در مقطع اول و ۹ ماه در مقطع دوم.

من اگر به جای مصدق بودم بعد از ۳۰ تیر به جای اتحاد با کاشانی دست دوستی به قوام این سیاستمدار لاییک و کارکشته می دادم

و ادامه پروژه ملی کردن نفت را بعنوان یک امانت به دست او می سپردم

و خود با عزت و در اوج محبوبیت و اقتدار با گذاشتن منت بر سر شاه جوان از قدرت کنار می رفتم

و از بیرون نهضت ملی را از طریق بسیج مردم در پشت جبهه ملی خیلی بهتر هدایت می کردم.

بازیکنان موفق کسانی هستند که خوب پاس کاری کنند و توپ را به ثمر برسانند و برای آقای گل شدن توپ را هدر ندهند.

من اکنون بعد از گذشت ۶۶ سال از آن حادثه تاریخی نه می خواهم مصدق را محاکمه و محکوم یا سرزنش نمایم و نه می خواهم او را تقدیس و بت و امامزاده کنم

بلکه می خواهم تجربه گرانقدر و عبرت آموز او را پاس دارم

و از آن درسی قابل استفاده برای حال و آینده بگیرم.

مصدق یا نباید در ۳۰ تیر با کاشانی پیمان اتحاد می بست و زیر چتر حمایت او می رفت و با شاه در می افتاد

و یا باید تا اخر کار با او ادامه می داد.

همین مسئله در انقلاب اسلامی در سال ۵۷ هم تکرار شد.

بازرگان بعنوان یک مصدقی و با توجه به تجربه ناکام اتحاد ملی و مذهبی ها یا نباید زیر چتر حمایت روحانیون حکومتی می رفت و با آن ها همکاری و نخست وزیری  را قبول می کرد ،

یا باید تا اخر با آن ها ادامه می داد و نباید استعفا می داد‌.

در واقع می توان گفت اتحاد ملی و مذهبی ها تا کنون دو بار به شکست انجامیده

و با احتساب نهضت مشروطه می شود سه بار.

آیا باز هم امکان اتحاد و آشتی آن ها در آینده وجود دارد؟

یا آن ها باید یکدیگر را برای همیشه سه طلاقه کنند؟

 

نگام ؛ ناگفته های ایران ما