شعر سیاسی : «از خون جوانان وطن لاله دمیده» / مصطفا علوی (صفا)

تا ریشه دواندیم،گلستان به خزان خورد
بلبل،وسطِ نغمه به عصرِ خفقان خورد

از گرگ جماعت خبری نیست در این دشت
یک پنجمِ کلِّ رمه را شخصِ شبان خورد

در مجلسِ وعظش سخن از رزقِ حلال است
در وقتِ مناسب،زد و از خُرد و کلان خورد

هر مشتِ گره کرده که در صحنه پراندیم
برگشت و به شدت به دهانِ خودمان خورد

تا نوبتِ ما شد که دو تا لقمه بگیریم
تقویم جلو رفت و به ماهِ رمضان خورد

گفتیم یکی از خودتان گفته که دزدید
گفتند غلط کرده فلانی و فلان خورد

صد کولبر افتاد و کسی کک نگزیدش
با یک نخِ مو،غیرت یک عده تکان خورد

«از خون جوانان وطن لاله دمیده»
این خاک پر از لاله شد از بس که جوان خورد

بر روح هنر فاتحه بفرست که امروز
شاعر به فروشِ قلم افتاد و زبان خورد

One thought on “شعر سیاسی : «از خون جوانان وطن لاله دمیده» / مصطفا علوی (صفا)

Comments are closed.