جنگ ایران و روم جدید

 

راه سبز امید

 

در زمان حیات پیامبر یک بار روم از ایران شکست خورد و بار دیگر جریان بر عکس شد و ایران از روم شکست خورد.

در فاصله این دو جنگ جهانی سوره روم بر پیامبر اسلام نازل شد و حکایت از آن داشت که مسلمانان مدینه در بار اول غمگین شدند

و پیامبر آن ها را به شکست ایرانیان در فاصله ای نزدیک بشارت داد و این که آن ها در آن روز شاد خواهند شد.

با آن که مسلمانان در آن شرایط توان درگیری با هیچ یک از این دو ابرقدرت دوران را نداشتند.

اما درگیری آن ها با یکدیگر چنان آن ها را ضعیف و ناتوان کرد که زمینه برای شکست خوردن هر دو امپراتوری از سپاه مسلمانان آماده شد.

مردم رنجدیده ایران در آن زمان همزمان با مردم مدینه و مانند آن ها غمگین و شاد شدند.

زیرا آن ها از نظام طبقاتی حاکم بر ایران و جور هیات حاکمه بسیار ناخرسند بودند

و از جن گهای پایان ناپذیر ایران و روم به ستوه آمده بودند .

جنگ هایی که تمام بار آن روی دوش دهقانان و روستائیان ایرانی بود

جهت پرداخت مالیات و دادن سرباز و فشار مضاعفی را بر روی دوش قشر ضعیف وارد می کرد

و مردم ایران خدا خدا می کردند که آن نظام ستمگر توسط دشمنان خارجی نابود شود.

و لذا مانند مسلمانان از پیروزی ارتش ایران در جنگ با رومیان غمگین و از شکست آنان شاد شدند.

و وقتی سپاه اعراب به قلمرو ایران هجوم آوردند ایرانیان بدون هیچ شناختی از دین و مرام آنان مرزهای خود را بر روی آن ها گشوده

و سربازان بدون هیچ مقاومتی تسلیم اعراب شدند و پشت شاه ستمگر ساسانی را خالی کردند.

شاهی که هزاران مانوی و مزدکی را قتل عام کرده و آن ها را از سر در زمین فرو کرده و متکبرانه نامه پیامبر اسلام را پاره کرده بود.

شرایط ایران امروز شباهت زیادی با اواخر دوران ساسانی دارد.

رهبر به جای کسری و روحانیون به جای موبدان و آمریکا به جای روم نشسته

و هیات حاکمه فارغ از رنج طبقات فرو دست غرق در فساد و عیش و نوش و غارت و چپاولند

و مدام بر طبل جنگ با رومیان جدید یعنی آمریکا می کوبند.

مردم هم از فقر و فساد و تبعیض و غارت ثروت های خود توسط هیات حاکمه

و از شکاف فاحش طبقاتی و از تداوم جنگ بیهوده با دشمنان خارجی به ستوه آمده اند.

ملت منکوب و مایوس و پریشان حال ایران امروز مانند مردم ایران آخر دوره ساسانی

از سخنان و تهدیدهای پادشاه روم یا همان ترامپ بر علیه حکومت ایران از یک طرف خوشحال و از سوی دیگر نگرانند.

خوشحالند چون این نظام زورگو فقط زبان زور را می فهمد

و درگیری دو زورگو با یکدیگر به منزله مشغول شدن ظالمان به یکدیگر است.

و نگرانند چون می ترسند پس از سقوط نظام به سرنوشت ملت ایران پس از سقوط ساسانیان

و قرار گرفتن در زیر سلطه امویان و عباسیان دچار شوند

و با آنان چون بردگان و شهروندان دست دوم رفتار شود

و از چاله به چاه بیفتند

و یا به روزگار مردم لیبی و سوریه و عراق و یمن در شرایط کنونی مبتلا شوند.

امروز رومیان جدید با قبایل عرب بر علیه ایران متحد شده

و مردم ایران را به اتحاد با خود بر علیه حکومت نامردمی و ستمگر و مستبد ساسانی-صفوی فرا می خوانند

و مردم ایران در این میان متحیرند و نمی دانند که باید در میان دو دشمن جانب کدامیک را بگیرند؟

یکی دشمن بالقوه است و دیگری بالفعل.

نظام استبداد دینی دشمن بالقوه است و اعراب و رومیان جدید دشمنان بالفعل.

که البته دشمنی خود را یکبار در زمان جنگ عراق با ایران به فعل رسانده

و اکنون نیز با اعمال تحریمهای همه جانبه که صدمه اش تنها به ملت ایران وارد می شود

باز می خواهند این دشمنی را به فعل برسانند.

انتخاب میان دو دشمن کاری به غایت سخت است.

لذا مردم ایران در میان این دو دشمن داخلی و خارجی به دو گروه تقسیم خواهند شد

و به جان هم خواهند افتاد.

همانطور که در زمان صدر اسلام ایرانیان به دو گروه تقسیم شدند

گروهی اسلام آوردند و با اعراب بر علیه هموطنان و هم کیشان زرتشتی خود همراه شدند

و گروهی بر دین خود باقی ماندند و در نهایت که مجبور به تسلیم و قبول اسلام یا پرداخت جزیه شدند،

قرائت شیعی از اسلام را انتخاب کردند که با هویت ایرانی آن ها بیشتر هم خوانی و قرابت داشت

همان قرائتی که اعراب آن روز آن را تکفیر کردند و پیروانش را رافضی نامیدند

و امروز نیز باز هم چنان آن را دشمن می پندارند و تکفیر می کنند

وبیشتر دشمنی شان با این نظام هم بخاطر رافضی بودن آن است

و عمدتا دلایل مذهبی دارد تا سیاسی.

 

نگام ؛ ناگفته های ایران ما