جان همه فدای ایران

 

نصرالله پورجوادی

 

تصور کنید که ما داریم شطرنج بازی می کنیم.

در شطرنج همه مهره ها در خدمت شاه اند.

پیاده ها، فیل، اسپ، رخ، و حتی وزیر.

این بدین معنی است که اولویت با شاه است

و شاه می تواند وقتی ناچار شد، پیاده و فیل و رخ و اسپ و حتی وزیر را هم قربانی کند.

خوب، در شطرنج سیاست امروز ایران، شاه کیست؟

شاه خود ایران است نه هیچ شخص دیگر.

در زمان شاه ما یادمان هست که می گفتند اگر ما شاه نداشته باشیم کشور نابود می شود.

ولی دیدیم که شاه رفت و اتفاقی نیفتاد.

موجودیت ایران قائم به هیچ شخصی نیست

بلکه به فرهنگ و تاریخ و جغرافیا(سرزمین) خودش است

و آنچه آن را حفظ می کند نیروی نظامی آن است.

ارتش و سپاه است که می توانند ایران را حفظ کنند.

اگر نیروی نظامی نباشد، یقین بدانید که کشور با خطر تجزیه و نابودی مواجه خواهد شد.

عربها قبل از دیگران ما را می خورند.

ایران را تکه تکه می کنند.

فقط خلیج فارس نیست که عربیش می کنند.

همه را می برند.

همان کاری را می کنند که ۱۴۰۰سال پیش کردند.

دیگران هم همینطور.

برای جلوگیری از این خطر نیروی نظامی باید بماند.

نباید کاری کرد که کشورهای قوی با نیروی نظامی خود نیروی نظامی ما را نابود کنند

و آن وقت شغال ها و کفتارها بیایند و گوشت تن ما را بخورند.

ارتش و سپاه را باید حفظ کرد.

هیبت آنها را هم نباید خدشه دار کرد.

در گیری بیهوده نباید برایش درست کرد.

نباید کاری کرد که کشورهای مسلح “کار کثیف” را برای دشمنان دور و نزدیک ما بکنند

و دیگران بیایند و کار ما را یکسره کنند.

اشخاص باید فداکاری کنند تا ایران بماند.

و این اشخاص شامل همه کس می شود.

همه چیز و همه کس جز ایران. همه چیز فدای ایران.

سپاه هم باید اسم خودش را عوض کند و بگذارد سپاه پاسداران ایران، نه انقلاب، و نه انقلاب اسلامی و غیر اسلامی.

فقط ایران.

اگر ایران نباشد، بقیه مانند قضایای سالبه ای هستند، به انتفاء موضوع.

 

نگام ؛ ناگفته های ایران ما