رأی لاهه؛ خدشه به پرستیژ امریکا / حسین میرمحمد صادقی

در سال ۱۳۳۴ یک عهدنامه مودت میان دول ایران و امریکا منعقد شد که در تمام سال‌های گذشته می‌توانست مبنای شکایت جمهوری اسلامی ایران از این کشور در دیوان دادگستری بین‌المللی لاهه باشد.

این عهدنامه مودت پس از انقلاب و حتی بعد از جریان اشغال سفارت امریکا نیز توسط دولت‌های دو کشور ملغی اعلام نشد.

از جمله مواردی که در این عهدنامه مورد اشاره قرار گرفته، مسائل مربوط به تحریم‌ها و مجازات‌هایی از این دست است که هیچ کدام از طرفین نباید علیه طرف دیگر انجام دهند. اینکه در شرایط فعلی دولت ایران از این عهدنامه برای شکایت از اقدام‌های دولت امریکا در دیوان دادگستری بین‌المللی لاهه استفاده می‌کند، یک اقدام مثبت است. اما منوط به اینکه دایره تأثیر و نفوذ تصمیمات گرفته شده در این دیوان نیز با نگاهی واقع‌بینانه دیده شوند.
در گام نخست مهم‌تر از حکم موقتی که دیوان لاهه به نفع ایران داده و به دولت امریکا توصیه کرده که اقدام‌های خویش را متوقف کند، آن است که پیگیری مستمر این شکایت منتهی به رأی نهایی به نفع ایران شود. صدور چنین رأیی است که به معنای محکوم شدن امریکا به دلیل نقض معاهده یاد شده در جریان تحریم‌های وضع شده علیه کشورمان، می‌باشد. اما سؤال مهم می‌تواند این باشد که ضمانت حقوقی تأثیر چنین رأی احتمالی چیست و دولت امریکا به فرض محکومیت در لاهه با شکایت کشورمان، در چه مکانیسم و ساز و کاری مورد فشار قرار می‌گیرد؟
در اینجا باید به دو موضوع اشاره کرد؛ اول اینکه واقعیت آن است رأی نهایی دادگاه لاهه به محکومیت امریکا به آن معنا نیست که می‌شود دولت این کشور را برای پذیرش این محکومیت در یک چارچوب حقوقی مجبور به اقدام‌های خاص یا پذیرش شرایط خاص کرد.
به عبارتی در این مورد قضیه با احکام صادره در چارچوب حقوق داخلی کشورها به لحاظ ضمانت اجرایی کاملاً فرق می‌کند و ابزارهای فشار به مراتب کمتری برای اجبار به پذیرش احکام وجود دارد. در واقع به نظر نمی‌رسد رأی محکومیت امریکا، خصوصاً در دوران ترامپ سبب تغییر رفتار دولت این کشور در تحریم ایران شود. اما موضوع یک زاویه دیگر هم دارد و آن پرستیژ کشورها در عرصه بین‌المللی است.
در واقع  آرای دیوان دادگستری بین‌المللی لاهه بیشترین تأثیر خود را در جایی نشان می‌دهد که پای شخصیت بین‌المللی دولت‌ها و کشورها به میان کشیده می‌شود. وقتی دولتی یک دستور بین‌المللی را نادیده می‌گیرد، دیدگاه‌های جهانی را در قبال خود در مسیری منفی هدایت می‌کند.
کما اینکه این وضعیت برای کشوری که آن حکم را گرفته که در این مورد ایران است، می‌تواند سبب اثبات بیشتر حقانیت در عرصه بین‌المللی باشد. گرفتن این رأی علیه امریکا می‌تواند موضع دولت ایران در تثبیت این موضوع را که امریکایی‌ها برخلاف عرف، قواعد و قوانین بین‌المللی علیه ما مشغول فعالیت هستند شدت دهد و این یعنی تنهاتر کردن امریکا در مسیر چنین اقدام‌هایی.
در شرایط فعلی و با چارچوب‌های حقوقی که در این پرونده داریم، هیچ دلیلی وجود ندارد که رأی نهایی لاهه به نفع ایران نباشد چرا که از هر زاویه و منظری، اقدام‌های اخیر امریکا نقض آشکار عهدنامه مودت امضا شده در سال ۱۳۳۴ هستند. هیچ کس هم نمی‌تواند مدعی لغو معاهده بشود، چرا که این معاهده همچنان پابرجاست و هیچ گاه اقدامی برای لغو آن نشده است. هر دو دولت این امکان را داشتند که با یک اخطار قبلی این معاهده را لغو کنند و در نهایت چنین نکردند، بنابراین وقتی این اتفاق نیفتاده، به معنای پابرجا بودن تعهد دولت‌هاست.