استیضاح دوگانه!

 

عیسی سحرخیز

 

من اگر جای عباد بودم،

ببخشید علی ربیعی،

وقتی آخرِشب در تنهایی،

در ذهنم پای تماشای فیلم تراژدیک روز پر تنش در “خانه ملت” می نشستم

و به جزئیات رای عدم اعتماد مجلسیان می اندیشیدم،

یادی هم از عاقبتِ “خانه مطبوعات” می کردم

و بدعهدی خود نسبت به تامین حقوق خبرنگاران و حق قانونی اعضای انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران!

آن گاه این پرسش را در برابر خود می نهادم

که چه سِرِّی در تقارن و هم زمانی رای عدم اعتماد مجلس با روز خبرنگار وجود دارد؟

و این سوال که آیا نفرین روزنامه نگاران در واکنش به عملکرد منفی من

در بازگشایی “انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران”

– نهادی مهم که خود در اولین ماه های روی کار آمدن دولت اصلاحات، از بانیان تأسیس آن بودم-

باری معنوی در تقویت رای عدم اعتماد مجلس نداشته است؟

شاید پیش از این که خواب بر آشفتگی ذهنم غلبه کند

و کابوس های گوناگون از هر سو بر من هجوم آورد،

آرزو می کردم که “نه عباد بودم در وزارت اطلاعات” ،

و “نه علی ربیعی در وزارت کار”،

بلکه تنها خبرنگاری مستقل و آزاده بودم

در روزنامه کار و کارگر،

در پی تامین حق و حقوق کارگران و روزنامه نگاران.

مسلما آن گاه افشاگری هایم در “خانه ملت” علیه رانت خواران و باجگیران

نزد افکار عمومی اثربخش بود و مردمی ،

نه بی اثر و شخصی!

 

نگام ؛ ناگفته های ایران ما