چه کسی پاسخگوست؟

 

عیسی سحرخیز

 

آن گروه از رهبران جریان های برانداز و انقلاب گرا

که با شعار تکراری

“اصلاح طلب، أصول گرا، دیگه تمام ماجرا”

یک بار دیگر چند روز مردم را به کوچه و خیابان کشاندند،

حالا باید بیایند و پاسخگوی کارهای خود باشند.

این جماعت خارج نشین

و تک بلندگوهای داخلی شان

که به امید رسیدن به قدرت و بر مردم حکومت کردن،

بی هیچ تعهدی کنار گود نشسته اند

و از دور شعار می دهند که “لنگش کن”،

اگر اهل محاسبه و حساب پس دادن نیستند،

دست کم کلاه خود را قاضی کنند

و در برابر محکمه وجدان شان سر فرود آورند

یا یک گام پیش بگذارند

و بیایند بگویند که اشتباه کردیم

و از کرده خود پشیمانیم.

آن ها که خود خواسته و ناخواسته

اغلب بازیچه ی مطامع بین المللی

یا جریان های تمامیت خواه داخلی ضد دولت روحانی،

از جمله چند امام جمعه شناخته شده

و رهبران پشت پرده اشان شده اند،

حال باید بیایند و بگویند

چه پاسخی برای خون های ریخته شده در خیابان

و اموال تخریب شده

و از همه مهمتر

امیدهای پرکشیده از دل های جوانان این مرز و بوم دارند!

آن ها بهتر از همه می دانند که

“تنها دستاورد اعتراض های خیابانی اخیر تهران و چند شهرستان،

یک شهید و ده ها بازداشتی بوده است

که خانواده های بسیاری از آن ها

در جریان سیاست های ضد حقوق بشری حاکمیت

حتی نمی دانند که فرزندان شان کجا هستند

و چه سرنوشتی خواهند داشت.

جا دارد به این نکته توجه شود که

دادن شعار نامناسب با زمان و مکان

و اقدام برای چیدن محصول پیش از فرارسیدن فصل برداشت،

نه تنها مفید و ثمربخش نیست

بلکه مضر و مشکل زاست!

باید باز این سخن را تکرار کنم :

درست است که اعتراض هست،

نارضایتی به اوج خود رسیده،

حاکمیت حالا از کمترین میزان مقبولیت، مشروعیت و حامی برخوردار است

و دولت روحانی در شرایط “حاکمیت دوگانه”

کمتر توانسته پاسخگوی خواسته ها و مطالبات مردم باشد،

حتی در خیلی موارد چون

تامین معیشت، تقویت اشتغال، تثبیت ارزش ریال و …

بر مشکلات و معضلات ملت افزوده است،

اما در این برهه ی حساس،

باید توجه داشت که

اعتراض های خیابانی کور،

پراکنده،

بی تشکیلات و بی رهبری،

بی سرانجام است

و اغلب انرژی کش و ناامیدی افزا!

 

نگام ؛ ناگفته های ایران ما