اینجا ، در این کشور ، در ایران من ، ایران تو ، ایران ما ، چه میگذرد ؟!

 

پوران ناظمی

 

اینجا

در این کشور

در ایران من

ایران تو

ایران ما

چه میگذرد

چه پیش آمده که ره آورد باران وبرف وباد واتش وخاک همه مرگ ونیستی است

شاید این تمدن ۲۵۰۰ساله

به واپسین لحظات حیات خود رسیده

چرا هیچ دمی را امید بازدمی نیست

باران درسیستان

آتش درتهران

خاک درخوزستان

برف در کردستان

وهمه جا مرگ

اینها همه زاییده تفکر ورفتار وکنشهای خودمان است

زاییده اینکه سالها کینه وخشممان را جای خالی کردن برسر مسببین بر طبیعت وانسانیت وغرورمان خالی کردیم

اینها نتیجه نجابت بی حد است

مظلومیت بی دلیل

واژه کولبر را که میشنوم

بیاد تک تکمان می افتم

همگی ما کولبرانی شدیم که حجم سنگینی از عداوت ودشمنی را میکشیم

کمرمان زیر بار ظلم کمانی شده

دیدگانمان بیفروغ

و

سفره ها مان خالی

غرورها زخم خورده وشکننده

و بغضی که راهش را در نفیر خس وخس زندگی پررنجمان گم میکند .

تکرار زخمهای بر پشت نشسته و

پینه هایی که بر انگشتان سلطنت میکنند افتخار نیست .

سکوت جنایت است

سکوت ودم فروبستن را زیبنده جوانمردان وشیرزنان این سرزمین نمیبینم

خاک وآب وهوایمان را به چه سمی آلوده کرده اند که نجابتمان بوی خیانت میدهد

محرومیت دیگر تنها همدم مردم مناطقی خاص وبین قبایلی که شهامتشان باعث مغضوبیتشان میشد نیست

محرومیت یعنی همین

همین که ببینی وسکوت کنی

زجر بکشی و تا آخر کوله بر بمانی

و ببینی

آتش وآب وخاک هم بر تو میشورند

و در کوله بار محرومیتت تنها حسرت بجا مانده ودریغ

سکوت خیانت است

فریاد رسای آزادگی باشیم

خواستهایمان را فریاد کشیم

 

نگام ؛ ناگفته های ایران ما