گفتگو با حسین عرب : بی اعتمادی مردم به روحانیت به خاطر فعالیت حزبی نیست به دلیل سکوت در برابر اختلاس است ، برخی از روحانیون خواسته یا ناخواسته از ظلم دفاع می کنند

 

نگام ، سیاسی _ استاد دروس خارج حوزه‌ علمیه و عضو مجمع روحانیون مبارز کاشان معتقد است: رفتار تبعیض آمیز برخی از روحانیون در عرصه‌های سیاسی باعث دوری مردم از روحانیت شده است. او می گوید: مردم برنمی‌تابند که مرجعی راجع به برجام حرف بزند اما راجع به وقایع کهریزک سکوت کند.

حسین عرب در گفت‌وگو با شفقنا به تبیین جایگاه مجمع روحانیون کاشان در عرصه‌ی سیاسی پرداخته و از حضور روحانیون در عرصه‌های سیاسی دفاع می‌کند.

متن گفت‌وگوی شفقنا با حسین عرب را می‌خوانید:

مجمع روحانیون کاشان زیر مجموعه مجمع روحانیون تهران است؟

مجمع روحانیون کاشان هیچ ارتباطی با مجمع تهران ندارد و کاملا مستقل است. البته از لحاظ فکری ارتباط داریم. مجمع روحانیون مبارز کاشان پس از دوم خرداد شکل گرفت.

با چه هدفی این تشکل را تاسیس کردید؟

ما با هدف ارائه و دفاع از اندیشه حضرت امام(ره) و دفاع از حقوق شهروندی مردم این تشکل را تأسیس کردیم. کار اصلی افراد این مجمع کار فرهنگی و دینی است.

چقدر به آن تفکر اولیه ای که با آن هدف دور هم جمع شده اید تا کنون وفادار مانده اید؟

تحقق اهداف نسبی است اینگونه نیست که انسان یک شبه به تمام اهداف برسد. باید سعی کرد که ضد اهداف نشود انقلاب به ضد خودش تبدیل نشود. کوشش ما این بوده که استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی سه شعار مهم نظام به فراموشی سپرده نشود.

مهم ترین اقدامی که در این مدت مجمع روحانیون مبارز کاشان انجام داده چه بوده است؟

بعد از انتخابات سال ۸۸ تقریباً فضای سیاسی در کاشان بسته شد. مجمع تنها تشکلی بود که در آن زمان ایستاد و فعالیت کرد. مسأله دفاع از مرجعیت آیت الله صانعی هم یکی از مباحث مهمی بود که توسط این مجمع دنبال شد و به نظرم حتی سایر تشکل‌های کشور به این صورت وارد نشدند.

تحلیل بنده این است که به محض اینکه مرحوم آیت الله منتظری از دنیا رفت گروهی خواستند از فرصت استفاده کنند.

دیدند این خلأ به طور طبیعی و به طور نسبی در حد خیلی بالایی توسط آقای صانعی پر خواهد شد و این ابوت معنوی و رهبری معنوی اصلاحات به ایشان منتقل خواهد شد؛ مسأله را علمی امنیتی‌ کردند. بعضی از آقایان وارد میدان شدند و گفتند که این آقا بدعت گذار است و پسرخوانده را محرم می داند. با دست آویز قرار دادن چند فتوای ایشان، شروع به سخنرانی علیه ایشان کردند درحالی که این فتواها برای الان نبود و مدت‌ها قبل بیان شده بود.

چرا حالا بلافاصله پس از رحلت مرحوم منتظری باید مطرح شود؟ در آن برهه کسی جرأت نمی کرد حرف بزند. شما بیانیه‌ی مجمع در دفاع از مرجعیت آقای صانعی را ببینید. نمی گوییم اگر بیانیه مجمع نبود چه می شد؛ ولی می توانیم بگوییم که این بیانیه در خنثی کردن بعضی از حرکت‌ها به ویژه در کاشان بسیار موثر بود.

مجمع روحانیون مبارز کاشان در روند فعالیت های سیاسی منطقه چه اندازه تأثیرگذاری دارد؟

ما بگوییم شاید خودستایی باشد. این موضوع را دیگران باید تحلیل کنند.

بزرگ‌ترین اشتباه مجمع چه بوده است؟

شاید از برخی از فرصت‌ها بهتر می‌توانستیم استفاده کنیم اما باید توجه کرد که برخی از اصحاب قدرت ما را نمی خواهند. بعد از هر بیانیه‌ای یا بنده یا دوستانم به دادگاه فراخوانده می‌شدیم. در دوران احمدی نژاد برخی از دوستان جوان ما جلسه‌ای با عنوان «صدیقین» تشکیل دادند که بیشتر در آن مباحث دینی مطرح می‌شد. فضا را آنقدر سنگین کردند که برخی از خانواده‌ها با ما تماس می‌گرفتند که چرا شما این جلسات را می‌گیرید؛ اما باز فعالیت‌مان را ادامه دادیم. ممکن است به حداقل رساندیم اما تعطیل نکردیم. حالا که فضا باز شده برخی می‌آیند می‌گویند شماها چه کردید.

حضور روحانیون در عرصه های سیاسی به صورت حزبی و جناحی را اصلا به صلاح این نهاد می دانید یا نه؟

به نوع حضور بستگی دارد. اول نظر امام این بود که مصادر امور اجرایی خیلی دست علما و روحانیون نباشد. نمی‌گویم این نظریه صددرصد درست است، ولی یک اضطراری برای امام ساخته شد که امام بر این نظر تن داد که نظر دوم‌شان حساب می شود. روحانیت باید بیشتر نقش ایدئولوگ، راهنمایی و ارشاد را داشته باشد ولی این را هم نمی توانیم بگوییم که صددرصد باید تحریم باشد که هیچ روحانی در هیچ کار اجرایی دخالت نکند منتهی برخورد خیلی فرق می کند. اخلاق خیلی می تواند موثر باشد. ما برخورد و رفتار انحصارطلبانه برخی از معممین را نمی‌پسندیم و الا در میان روحانیون کار اجرایی هم باشد، مخصوصاً آنچه که مربوط به تخصص خودشان است.

نظریه‌ای در قم مطرح است که حضور روحانیون در عرصه‌های سیاسی باعث کم شدن محبوبیت آن‌ها شده است. نظر شما چیست؟

این را قبول ندارم عملکرد برخی از روحانیون باعث تضعیف این نهاد شده نه حضور آن‌ها در عرصه‌های سیاسی.

آیت الله سید حسین تبریزی یک آدم سیاسی است. مردم برای ایشان جک درست می‌کنند یا برای فلان آقا؟ در دادگاه ویژه گفتم چطور مرجعی ۱۳۰ سال پیش، آن هم با نبود امکانات، آن هم در شهر سامرا، قلم را برمی دارد یک سطر می‌نویسد «الیوم استعمار توتون و تنباکو در حکم محاربه با امام زمان (ع) است.» و بعد در اسرع وقت در دربار ناصرالدین شاه قلیان‌ها را می‌شکنند. ولی الان مرجع ما می نویسد هر کسی فقیر شرعی نیست یارانه نگیرد. می بینیم همه می‌روند می‌گیرند. این دلیل اش چیست؟ حزبی است؟ چرا این فتوا اعتبار ندارد؟ چون متاسفانه مردم نهاد مرجعیت را وابسته به نهاد قدرت می‌دانند. می‌گویند این فتوا سیاسی است.

نمی خواهم اسم مراجع را ببرم اما یک مسائل مهم پیش می‌آید هیچ حرفی نمی‌زنند. در کهریزک جنایت می‌شود حرفی نمی‌زنند اما در خصوص برجام واکنش نشان می‌دهند. مردم این چیزها را نمی‌پذیرند. مردم از شاخه‌ای از روحانیت رویگردان هستند و البته تر و خشک با همدیگر می سوزد و به بقیه هم به دید منفی یا بی‌تفاوتی نگاه می‌کنند. اکنون بررسی کنیدT ببینید برخی از ائمه جمعه پایگاه خود را از دست داده‌اند یا برخی از روحانیونی که کار حزبی می کنند اما به موقع نسبت به مسائل مردم واکنش نشان می‌دهند؟

آن فیلسوف عالی مقام که در فلسقه قبولش دارم، می آید از احمدی‌نژادی که در قامت رئیس جمهور نیست، دفاع می‌کند و او را به امام زمان وصل می‌کند و با تعریف یک خواب از مردم می‌خواهد به او رای بدهند و بعد در مقابل رئیس جمهور دیگر زبان به نقد می‌گشاید. مردم این استانداردهای دوگانه را نمی‌پذیرند. اگر مسأله نصب و تنفیذ ولی فقیه است برای روحانی، احمدی نژاد برای آقای خاتمی و هاشمی هم بوده است.

در رقابت‌های سیاسی همیشه بحث تقابل دو یا چند جریان مطرح است. آیا ورود روحانی در یکی از این جریان‌ها باعث جدایی او از سایر جریان‌ها نمی‌شود؟

اگر امروز مردم نسبت به روحانیت بی‌اعتماد شده‌اند به خاطر فعالیت حزبی نیست. بخشی از آخوندها خواسته و ناخواسته دارند از ظلم دفاع می کنند. اگر مردم به ما بی‌اعتمادند به خاطر بیان یک اندیشه در قالب حزب نیست؛ بلکه به دلیل سکوت در برابر اختلاس و غیره است.

مجمع روحانیون مبارز کاشان خودش را در قالب جناح سیاسی خاصی تعریف کرده یا فراجناحی است؟

منظورتان اگر از سیاسی اصول فکری است بله ما اصول فکری داریم اما اگر منظورتان این است که ما همه چیز را فدای سیاست می کنیم و از منظر سیاست می بینیم، حداقل بنده و دوستانمان اینگونه عمل نمی‌کنیم؛ یعنی اسلام و انصاف و عدالت را ریشه می‌دانیم.

آیا برای جذب نیرو باز عمل کرده‌اید؟

باز عمل کردیم منتهی باز هم عرض می کنم که ما نتوانستیم در این زمینه موفقیت چشمگیری داشته باشیم. علت عمده‌اش هم این بوده که برخی از نهادهای قدرت به سختی و به شدت مراقب ما هستند. در دنیای واقعیت ها باید بگوییم که مخصوصا در میان طلبه های جوان و به ویژه در کاشان خیلی این نظارت‌ها زیاد است. جوان هایی که می خواهند در آینده منصب و خدمتی داشته باشند و کاری کنند حتی به عنوان یک امام جماعت معمولی باشند، اگر بگویند ما عضو مجمع هستیم برایشان هزینه دارد. ما چند نفر دیگر آب از سرمان گذاشته است ولی طلبه های جوان اینگونه نیستند. پای درس تفسیر من کمتر از بیست نفر حضور دارد، اما طلبه‌هایی که فایل‌ها را گوش می‌دهند به ۱۵۰ نفر می‌رسند. این یعنی چی؟ یعنی در آن ساعتی که من درس می دهم غیر از این ۱۶ نفر هیچ کدامشان نمی توانند بیایند. می توانند بیایند تماس هم می گیرند در ارتباط هستند می گویند جلسه فلانی را گوش می کنیم اصلا خودشان از برخی برخوردها سخن می‌گویند.