آیا خامنه ای ، «روحانی» را «هویدا» خواهد کرد؟!

 

علیرضا یعقوبی

 

یکی از قوانین نا نوشته در حکومتهای دیکتاتوری این است که تمامی مهره ها و اجزای دیکتاتوری باید همواره آماده قربانی شدن در مسیر امیال و اراده و منویات رهبر یعنی شخص دیکتاتور باشند!.

شدت و حدت تضادهای درونی و فشار بیرونی وارده بر آن از جمله اعتراضات و شورشهای مردمی، سرنوشت عوامل ریز و درشت دیکتاتوری را مشخص و معین می سازد.

از یاد نبرده ایم که دیکتاتوری پیشین چگونه عالیترین مقامات رژیم گذشته را قربانی جان به بدر بردن رژیم گذشته از قیام مردم ایران کرد،

در حالیکه مهره های دستچین شده همه و همه مسلوب الاراده تنها و تنها، مجری اوامری بودند که از سوی شخص اعلیحضرت ، قدر قدرت و عظیم الشوکت بودند.

از یاد نبرده ایم که وفتی از هویدا سؤال شد که چگونه توانست ۱۳ سال در مصدر نخست وزیری باقی بماند

در جواب گفت: «چون ذائقه اعلیحضرت را می شناختم.»

و بازهم از یاد نبرده ایم که محمد خاتمی پس از پایان دو دوره ریاست جمهوریش اعلام کرد :

«رئیس جمهور در نظام جمهوری اسلامی نقش تدارکاتچی (شخص رهبر) را دارد.»

اما باید تأکید نمود که همین تدارکاتچی باید از این آمادگی برخوردار باشد که قربانی منویات و اراده و نجات رهبر در سر بزنگاهها و مواقع خطیر باشد.

حال با این مقدمه می شود به سراغ سخنان دیروز خامنه ای رفت

که در زیر آتشبار سنگین توپخانه باند اصولگرا نه تنها به دفاع از دولت برنخاست

بلکه فرافکنانه عدم مدیریت صحیح دولت در جریان نوسانات قیمت ارز و طلا را عامل اصلی گران شدن قیمت ارز و طلا در بازار دانست!.

او حتی دولت روحانی را متهم به خروج از «خطوط قرمز» در جریان مذاکرات هسته ای که منجر به عقد قرارداد «برجام» شد، کرد

تا دولت روحانی در شرایط ضعف در معرض هجوم هر چه بیشتر باند رقیب بی زره و سپر قرار بگیرد!.

بر کدام صاحب نظری و کارشناس سیاسی مسائل ایران و در ابعادی وسیع تر بر کدام ایرانی پوشیده است که مسئول اول شرایط حاضر کسی جز شخص ولی فقیه رژیم نبوده و نیست!.

اصولا سیاستگذاری در حوزه ارز و طلا از وظائف بانک مرکزی هر کشور است که در نظامهای دمکراتیک، مستقل از دولت عمل می کند

اما در ایرانی که آبدارچی یک تئاتر هم باید از سوی بیت رهبری مورد تائید قرار بگیرد،

دیگر قیمت گذاری بر روی ارز که نوسانات آن با سرنوشت یک جامعه آنهم غرق در بحران اقتصادی در ارتباط است نمی تواند از حیطه تصمیم گیری بالاترین مقامات رژیم خارج باشد.

بالاخص اگر بدانیم که اولین جریاناتی که از اینگونه نوسانات بهره مند می شوند رانت خوارهایی هستند وابسته با بالاترین نهاد حکومتی می باشند.

در این نوسانات رانت خواران «خودی» به ثروتهای بادآورده می رسند و «غیرخوردی» ها یعنی ملت به خاک سیاه می نشینند

و دلالان ارز ریزه خواران در چنین تحولاتی محسوب می شوند.

اما خامنه ای مجبور است برای حفظ بقای رژیمش تا آنجا که می تواند به فریب افکار عمومی بپردازد

و هر آن کسی غیر خود را مقصر جلوه دهد و همه اجزای دیکتاتوری هم باید آماده فداکاری در اجرای منویات رهبری باشند و بگویند : «سمعا و طاعتا»!،

و حال آیا خامنه ای با زیر سؤال بردن دولت ، روحانی را قربانی خواهد ساخت؟.

تحلیل مشخص از شرایط مشخص از صحنه آرایی بین المللی می گوید

هنوز خامنه ای می خواهد با ابزار «شیخ دیپلمات» ذلیل و خوار شده در داخل، در بندبازیهای دیپلماتیک بازی کند

و ظاهرا هنوز «هویدا» شدن روحانی زود است.

ناگفته نماند سیر شتابنده حوادث و فعل انفعالات سیاسی، اقتصادی

و از همه مهمتر گسترش اعتراضات اجتماعی و مردمی در ماههای آینده که نه بلکه در روزهای آتی می تواند این پیش بینی را با چالش جدی همراه سازد.

بی شک در چنان شرایطی باید راه حل انقلابی بر راه حل های ارتجاعی پیشی گیرد.

این امر خطیر، ادای وظیفه تک تک آنهائی که دل در گرو آزادی و رهایی ایران زمین از شر بلیه این حاکمیت دارند را طلب می کند.

هوشیار و قبراق آماده استقبال از حوادث آتی باشیم.

نگام ، ناگفته های ایران ما