در نشست واکاوی کودتای ۲۸ مرداد مطرح شد ؛ زیباکلام: آمریکایی‌ها علیه ملی شدن نفت و مصدق نبودند/ اصغرزاده: کودتای ۲۸ مرداد نیمه پنهان ۲۵ مرداد است

 

 نگام ، سیاسی _ نشست واکاوی کودتای ۲۸ مرداد شامگاه گذشته با حضور سه تن از شخصیت‌ها و فعالان سیاسی کشور در سالن همایش‌های مؤسسه خیریه فتح‌المبین مشهد برگزار شد.

به گزارش آتی نیوز، نشست واکاوی کودتای ۲۸ مرداد با حضور دکتر صادق زیباکلام، دکتر ابراهیم اصغرزاده، فعال سیاسی اصلاح‌طلب و دکترمهدی نجف‌زاده در سالن همایش موسسه خیریه همدم در مشهد برگزار شد.

اصغرزاده گفت: از نظر من روحانیت، اراذل، مردم عادی و افسرهای ارتش ایران ۱۰ درصد سهم در کودتا داشتند و ۹۰ درصد باقیمانده محصول ترسی بود که استکبار جهانی یا امپریالیسم از آن داشتند که دکتر مصدق تبدیل به یک الگو شود برای تمامی معادن و صنایع در کشورهای جهان سوم؛ و برای نفتی که می‌خواهد صنعت غرب را به حرکت بیاندازد. بنابراین نمی‌خواهم این قسمت از تاریخ پنهان بماند، علی‌رغم آنکه آمریکا در زمان ترومن دموکرات اهل مذاکره بود، ولی در زمان آمدن یک جمهوری‌خواه مثل آیزنهاور بلافاصله گزینه کودتا مطرح شد.

وی ادامه داد: دکتر مصدق برای ما سمبل یک تاریخ شکوهمند نیست. وی دارای اشتباه در محاسبه بود؛ حساب کرده بود که ارتش بیرون نمی‌آید، خودش به حزب توده و نیروهای ملی گفته بود که در روز ۲۸ مرداد بیرون نیایند، ولی شک نکنید اگر دکتر مصدق سنبل باشکوه از گذشته نیست، سنبل باشکوه از آینده ملت ایران است، یعنی دفاع از دموکراسی، دفاع از جامعه مدنی، دفاع از حق حاکمیت ملی، دفاع از قانون؛ دکتر مصدق مظهر دفاع از تمامی این بخش‌ها است.

دکتر زیباکلام، استاد دانشگاه تهران نیز گفت: چه نظام جمهوری اسلامی ایران به ملی شدن نفت ایدئولوژیک نگاه کند چه مردم، نظام در جهت آمریکاستیزی از این واقعه استفاده می‌کنند و مردم در جهت بزرگ کردن دکتر مصدق و دموکراسی. اگر شما می‌خواهید متوجه شوید چرا کودتا اتفاق افتاد، چاره‌ای ندارید جز آنکه نگاه غیرسیاسی به داستان ملی شدن نفت داشته باشید. تاکنون از خود پرسیده‌اید انگلستان در اواسط قرن ۲۰ چه حقی داشت که بگوید این نفت برای من است، مگر جنگله! یعنی روشنفکران و اندیشمندان انگلیس هیچ نمی‌گفتند و این حرف‌ها را تأیید می‌کردند. وقتی تاریخ را زیر ذره‌بین ببرید سؤالات فراوانی پیش می‌آید.

زیباکلام در ادامه گفت: طی ۲۸ ماهی که دکتر مصدق نخست‌وزیر بود، علی‌رغم آنکه حزبی نداشت، چنان محبوبیتی در بین مردم و روشنفکران ایجاد کرده بود که حزب توده متوجه شده بود بسیاری از افراد به مصدق احترام می‌گذارند و عقب نشست. تغییر در رویکرد حزب توده باعث وحشت و نگرانی حوزه و اکثریت مردم و آمریکا و انگلیسی‌ها شد، چون نگاهشان این بود که در نتیجه بقای دکتر مصدق، چپ‌ها و مارکسیست‌ها در حال قدرت گرفتن هستند.

وی در پایان بیان داشت: اگر می‌خواهید بفهمید که چگونه ظرف یک سال از محبوبیت یک نفر کم می‌شود، راه دور نریم، در این جمع خیلی‌ها به روحانی رأی دادید ولی همه شما اکنون پشیمان هستید؛ همین اتفاق برای دکتر مصدق افتاد. کودتا را انگلیس و آمریکا برنامه‌ریزی کرده بودند و اگر کودتایی نمی‌شد مصدق باز هم دوامی نداشت.

*****

مشروخ خبر:

به گزارش آتی نیوز، نشست واکاوی کودتای ۲۸ مرداد با حضور دکتر صادق زیباکلام، دکتر ابرهیم اصغرزاده و دکترمهدی نجف‌زاده در سالن همایش موسسه خیریه همدم در مشهد برگزار شد.

کودتا ۲۸  مرداد در حوادث ایران جزو رخدادهای مهم ایران است

دکتر مهدی نجف زاده، استاد دانشگاه فردوسی در ابتدای این نشست گفت: ۲۸ مرداد در تاریخ ایران جزء رخدادهای مهم است، همچنین این حادثه در ادبیات و اشعار ما حضور دارد، ولیکن به لحاظ آکادمیک، این واقعه به سبب نگاه‌های ایدئولوژیک زوایای پنهانی دارد.

سه محور کودتای ۲۸ مرداد

دکتر صادق زیباکلام، استاد دانشگاه تهران نیز گفت: هر نوع نگاهی که به ۲۸ مرداد وجود دارد با در نظر گرفتن چندین محور است: ملی شدن صنعت نفت، عملکرد دولت محروم مصدق طی ۲۸ ماه نخست‌وزیری و بخش سوم، خود کودتا است.

زیباکلام با بیان اینکه ماجرای ۲۸ مرداد کودتا نبود، گفت: ظرف ۳۰ سال گذشته و قبل انقلاب گفته شده که آمریکا و انگلیس کودتا کرده است و دولت ملی [دولت مصدق] را ساقط کردند، اما این‌گونه نبوده است. کودتا به صورتی است که در صبح آن روز مناطق مهم شهر توسط نظامیان گرفته می‌شود و اولین اعلامیه کودتاگران صبح زود از طریق رادیو یا تلویزیون اعلام می‌شود، اما در ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ این‌گونه نبود. صبح دکتر مصدق نخست‌وزیر بود و در ساعت ۷ و نیم صبح چند صد نفر جاوید شاه می‌گفتند؛ ساعت ۱۰ صبح این جمعیت هزار نفر و تا ساعت یک بعدازظهر چند ده هزار نفر شدند و رادیو تهران و کاخ نخست‌وزیری ساعت یک به دست کودتا گران افتاد. سؤال اصلی این است که این چندین هزار نفر چه کسانی بودند؟ ما ایرانی‌ها بودیم و سؤال دوم آنکه در این چند ساعت، طرفداران دکتر مصدق، جبهه ملی، حزب توده، آیت‌الله کاشانی زمانی که می‌دانستند کودتا در حال شکل‌گیری است کجا بودند و چرا هیچ اقدامی انجام ندادند؟

کودتای ۲۸ مرداد نیمه پنهان ۲۵ مرداد

دکتر اصغرزاده نیز بیان داشت: صحبت‌های دکتر زیباکلام را قبول دارم، اما معتقدم کودتای ۲۸ مرداد نیمه پنهان ۲۵ مرداد بود و یک کودتا بود. از صبح تانک‌های نظامی شروع به حرکت کردند و افراد نظامی، فرماندهان نظامی آن را طراحی کردند، فرمانده کودتا شخصی بوده است که سردار جنگل و شیخ خزعل را دستگیر کرده بوده است و بعد از کودتا نخست‌وزیری را به عهده گرفته بوده است، قهرمان ملی بوده است. ولی چرا بعد از جنگ جهانی که در فلسطین دستگیر می‌شود و مدتی با آیت‌الله کاشانی زندانی است و زمانی که در ۲۵ مرداد شاه به او حکم نخست‌وزیری را می‌دهد، دکتر مصدق این را نمی‌پذیرد. وی چگونه و توسط چه افرادی در این مدت مخفی می‌شود؟ شک نکنید سازماندهی کودتای ۲۸ مرداد توسط سفارت آمریکا بوده است، حتی قوی‌تر از سفارت انگلیس.

۱۰ درصد، سهم ایرانی‌ها در کودتا

وی افزود: تی پی آژاکس نام کودتا بوده است؛ تی پی وی یعنی توده پارتی، آژاکس به معنی ماده شستشو. می‌خواستند حزب توده را بشوییم؛ کودتای ۲۸ مرداد با اندیشه انگلیسی‌ها طراحی شده است ولی با پول و سازماندهی آمریکایی‌ها بوده است.

اصغرزاده گفت: از نظر من روحانیت، اراذل، مردم عادی و افسرهای ارتش ایران ۱۰ درصد سهم در کودتا داشتند و ۹۰ درصد باقیمانده محصول ترسی بود که استکبار جهانی یا امپریالیسم از آن داشتند که دکتر مصدق تبدیل به یک الگو شود برای تمامی معادن و صنایع در کشورهای جهان سوم؛ و برای نفتی که می‌خواهد صنعت غرب را به حرکت بیاندازد. بنابراین نمی‌خواهم این قسمت از تاریخ پنهان بماند، علی‌رغم آنکه آمریکا در زمان ترومن دموکرات اهل مذاکره بود، ولی در زمان آمدن یک جمهوری‌خواه مثل آیزنهاور بلافاصله گزینه کودتا مطرح شد.

دکتر مصدق سنبل باشکوه از آینده ملت ایران است

دکتر اصغرزاده ادامه داد: دکتر مصدق برای ما سمبل یک تاریخ شکوهمند نیست. وی دارای اشتباه در محاسبه بود؛ حساب کرده بود که ارتش بیرون نمی‌آید، خودش به حزب توده و نیروهای ملی گفته بود که در روز ۲۸ مرداد بیرون نیایند، ولی شک نکنید اگر دکتر مصدق سنبل باشکوه از گذشته نیست، سنبل باشکوه از آینده ملت ایران است، یعنی دفاع از دموکراسی، دفاع از جامعه مدنی، دفاع از حق حاکمیت ملی، دفاع از قانون؛ دکتر مصدق مظهر دفاع از تمامی این بخش‌ها است.

وی افزود: نمی‌خواهم از دکتر مصدق اسطوره بسازم؛ وی نقاط ضعف و قوتی دارد، ولی باید سوالاتی که در مورد ۲۸ مرداد وجود دارد جواب داده شود.

دکتر اصغرزاده گفت: انقلاب مردمی که شعارش دفاع از انسانیت و اسلام رحمانی بوده است و بعد چهره‌ای از اسلام می‌سازند که یک چهره بنیادگرا است و به قول دکتر زیباکلام یک چهره آمریکاستیز است، البته از نظر من آمریکاستیزی همچون آمریکا ستایی هر دو بد است، زیرا هر دو آسیب‌زا است؛ کشوری که احتیاج به رابطه با دنیا دارد و تمام مسئولینش پیشرفت علمی می‌خواهند و به زور ماهواره به هوا می‌فرستند و می‌خواهند از دانش و تکنولوژی هسته‌ای استفاده کنند، می‌توانند چشمشان را به مهد علم که غرب است ببندند. غرب‌ستیزی و غرب‌ستایی به یک اندازه برایمان بد است و آنکه بگوییم آیا مذاکره انجام بدهیم یا نه بستگی به دید ما از شرایط کنونی دارد و چگونه می‌خواهیم زندگی کنیم.

منافع ملی صفرتا صد است و قابل تقسیم با کشور دیگری نیست

اصغرزاده گفت: هر چه آمریکا به دکتر مصدق پیشنهاد مذاکره‌ای داد در زمان چرچیل که سود نفت به صورت ۵۰ درصدی با آمریکا تقسیم شود، پاسخ دکتر مصدق آن بود که منافع ملی صفرتا صدی است و قابل تقسیم با کشور دیگری نیست؛ نمی‌شود قسمتی از کشوری در اختیار کشور دیگری باشد، معادن و مخازن نفت ایران به صورت ۱۰۰% باید در اختیار خودش باشد.

وی در ادامه گفت: اولین سیاستمداری که در تریبون‌های بین‌المللی بیان کرد باید مخازن و معادن هر کشور برای خودش باشد دکتر مصدق بود. جهت‌گیری اصلی دکتر مصدق کنترل قدرت و ملی کردن صنعت نفت بود.

انگلستان در اواسط قرن ۲۰ چه حقی داشت که بگویید این نفت برای من است

دکتر زیباکلام نیز گفت: چه نظام جمهوری اسلامی ایران به ملی شدن نفت ایدئولوژیک نگاه کند چه مردم، نظام در جهت آمریکاستیزی از این واقعه استفاده می‌کنند و مردم در جهت بزرگ کردن دکتر مصدق و دموکراسی. اگر شما می‌خواهید متوجه شوید چرا کودتا اتفاق افتاد، چاره‌ای ندارید جز آنکه نگاه غیرسیاسی به داستان ملی شدن نفت داشته باشید. تاکنون از خود پرسیده‌اید انگلستان در اواسط قرن ۲۰ چه حقی داشت که بگوید این نفت برای من است، مگر جنگله! یعنی روشنفکران و اندیشمندان انگلیس هیچ نمی‌گفتند و این حرف‌ها را تأیید می‌کردند. وقتی تاریخ را زیر ذره‌بین ببرید سؤالات فراوانی پیش می‌آید.

ایران از نفت ۱۶ درصد سود می‌برد

وی افزود: چه شده که به ملی شدن نفت انجامید؟ در ابتدا قرن بیستم در غرب به‌تدریج انتقال از زغال‌سنگ به نفت اتفاق افتاد. مشکل آن بود در اروپا نفت نبود، ولی زغال‌سنگ وجود داشت. بنابراین، در اواخر قرن ۱۹ و اوایل قرن ۲۰ شروع به جستجو نفت در جهان صورت گرفت. یکی از مناطقی که امکان وجود نفت داشت ایران بود. ویلیام ناکس دارسی یک سرمایه‌گذار انگلیسی به ایران می‌آید و توافقی شکل می‌گیرد که در صورت پیدا کردن نفت ایران ۱۶ درصد سود می‌برد و مابقی برای شرکت انگلیسی است. در آن زمان عرف به این شکل بوده است. مسجد سلیمان و آقاجاری اولین مناطقی بود که احتمال نفت‌خیز بودن داشت. لوازم را با شتر از بوشهر تا شهرها می‌بردند، تا چندین سال دارسی نفت پیدا نمی‌کرده است تا حدی که از بانک مرکزی انگلیس وام می‌گیرد و اعلام ورشکستگی می‌کند و بعد از گذشت ۶ سال از ایران خارج می‌شود. در همین حال، در سال ۱۹۰۷ یکی از چاه‌ها به نفت می‌رسد یعنی پس از ۷ سال ورود دارسی. در آن زمان هیچ‌کس به دارسی کمک نمی‌کرد. مشکل اصلی انتقال نفت به هلند برای تصفیه نفت بود که هزینه بسیاری داشته است، از شیخ خزعل آبادان خریداری می‌شود و در آن پالایشگاه نفت تأسیس می‌شود.

آموزش سالیانه تعدادی از ایرانیان برای اداره پالایشگاه

زیباکلام بیان داشت: این احساس که انگلیسی‌ها دارند حق ما را می‌خورند از زمانی به وجود آمد که درآمد زیادی انگلیس به دست می‌آورد. زمینه‌های ملی شدن نفت همیشه وجود داشته است. سال ۱۹۳۳ قرارداد نارسی لغو می‌شود؛ گفته می‌شود رضاشاه نفت راه به انگلیس داده است در حالی که قرارداد رضاشاه در سال ۱۹۳۳ به مراتب امتیاز بیشتری نسبت به دارسی به ایران می‌داده است، دارسی فقط ۱۶ درصد درآمد را به ایران می‌داد و رضاشاه با اعلام ملی شدن نفت می‌گوید تمام سود متعلق به ایران است، با این حرف نیروی دریایی انگلستان خرمشهر و آبادان را محاصره می‌کنند و نمی‌گذارند نفتی از ایران خارج شود و طی این ماجرا دارسی لغو می‌شود. در آن زمان ما توانایی اداره آن پالایشگاه‌ها را نداشتیم، یکی از اقدامات رضاشاه در آن تفاهم‌نامه آموزش سالیانه تعدادی از ایرانیان برای اداره پالایشگاه بوده است. دانشگاه نفت آبادان را انگلیسی‌ها طبق قرارداد در سال ۱۳۱۲ تأسیس کردند و قدمت دانشگاه نفت آبادان از دانشگاه تهران بیشتر است. قرارداد ۳۰ ساله اتمام پیدا می‌کند و ۳۰ سال دیگر اضافه می‌شود؛ جمهوری اسلامی ایران فقط از این ۶۰ سال می‌گوید و از امتیازات خودمان چیزی نمی‌گوید. این مسئله که باید حق ما بیشتر باشد ادامه پیدا می‌کند، و به استیفای حقوق ملت ایران تبدیل می‌شود؛ این‌گونه شد که نفت ملی شد. از همان ابتدا شاه دوست نداشت مصدق نخست‌وزیر شود، زیرا شاه با رجالی که بله قربان گو نبودند، راحت نبود. شاه مثل هر دیکتاتور دیگری، بله قربان‌گوهایی چون امیرعباس هویدا و علم را دوست داشت، مصدق احترام به شاه می‌گذاشت ولی به شاه می‌گفت بر اساس قانون کارهایی نمی‌توانی انجام بدهی.

اصلاً و ابداً آمریکایی‌ها علیه ملی شدن نفت و مصدق نبودند

وی افزود: در کنار ملی شدن نفت، دعوایی در داخل کشور داشتیم بر سر دموکراسی که مصدق طرفدار آن بود. یک استثنا وجود داشت و آن حزب توده بود که سمبل چپ مبارزه با امریکای امپریالیزم بود. حزب توده ملی شدن نفت را یک مبارزه بین آمریکا و انگلیس می‌دانست. حزب توده می‌گفت فریب نخورید؛ مصدق عامل آمریکا است.

زیباکلام در ادامه گفت: طی ۲۸ ماهی که دکتر مصدق نخست‌وزیر بود، علی‌رغم آنکه حزبی نداشت، چنان محبوبیتی در بین مردم و روشنفکران ایجاد کرده بود که حزب توده متوجه شده بود بسیاری از افراد به مصدق احترام می‌گذارند و عقب نشست. تغییر در رویکرد حزب توده باعث وحشت و نگرانی حوزه و اکثریت مردم و آمریکا و انگلیسی‌ها شد، چون نگاهشان این بود که در نتیجه بقای دکتر مصدق، چپ‌ها و مارکسیست‌ها در حال قدرت گرفتن هستند.

فرمول ۵۰ ـ ۵۰ نفت ایران

وی تصریح کرد: در همین حال، هرچه زمان می‌گذشت بحران نفت حل نمی‌شد. اصلاً و ابداً آمریکایی‌ها علیه ملی شدن نفت و مصدق نبودند، بلکه به دنبال مصالحه با قراردادهای ۵۰ ـ ۵۰ بودند؛ یعنی ۵۰ درصد سود متعلق به سرکت سرمایه‌گذاری کننده و ۵۰ درصد متعلق به کشور میزبان باشد. طبیعی بود که انگلیس و ایران این را نمی‌پذیرفت؛ انگلیسی با سود کمی که می‌دانند شرایط را به ضرر خود می‌دیدند و مصدق هم اصرار داشت که مالکیت ما بر چاه‌های نفت باید به رسمیت شناخته شود.

فرمول سلب مالکیت نفت ایران

زیباکلام در ادامه بیان داشت: اینجا بود که فرمول دیگری به نام سلب مالکیت ارائه شد؛ یعنی اینکه نه انگلیس و نه ایران حقی بر چاه‌های نفت نداشتند و مقداری پول از درآمد حاصل به دو طرف، مقداری به بانک جهانی و الباقی در یک صندوق ریخته می‌شود تا اختلاف حل شود. اگر این فرمول پیاده می‌شود مصدق چنین آینده‌ای نداشت و وضعیت ایران خوب می‌شود، اما مشخص نیست که چرا مصدق ایران طرح را نپذیرفت! شاید یکی از دلایلی که مصدق این طرح را نپذیرفت هراس از این بود که مورد اتهام قرار بگیرید، زیرا در همین زمان حزب توده این حرف را می‌زد که مصالحه نکنید. آیت‌الله کاشانی منظم به مصدق پیام‌های می‌داد که نباید مذاکره کنیم و رقابت سیاسی و دعوا بین آیت‌الله کاشانی و مصدق ایجاد شد. بعید نیست که مصدق نگران آن بود که اگر مذاکره صورت بگیرد این امواج تبلیغاتی علیه او پدید می‌آید.

وی افزود: آنکه بانک جهانی به‌صورت موقت مدیریت کند تأسیسات انگلیسی‌ها راه که آر آنان سلب مالکیت شده بود زمانی که آخرین تلاش‌های آمریکایی‌ها به بار ننشست آمریکایی‌ها متوجه شدند که مصدق کینه‌ای نسبت انگلیسی‌ها دارد و به دنبال راه‌حل نیست بنابراین آمریکا به انگلیس نزدیک شد، دو مشکل وجود داشت اولین آنچه آمریکا متوجه شده بود تا زمانی که مصدق وجود دارد هیچ مصالحه‌ای در مورد نفت بینشان وجود نمی‌آید با مشکل دیگر آن حزب توده در حال قوی شدن است و همچنین در مسئله دیگری که وجود داشت انتخابات آمریکا بود که ترومن که دموکرات بود به‌مانند اوباما دوره ریاست‌جمهوری‌اش به پایان رسید و بعد از او آیزنهاور جمهوری‌خواه مانند ترامپ رئیس جمهور آمریکا شد؛ جان دالس، یک انسان بسیار تندرو و معتقد به کودتا، وزیر خارجه آمریکا و آلن دالس رئیس سازمان سیا شد. در انگلستان هم انتخاباتی به وجود آمد که در آن حزب کارگر که معتقد به کودتا نبودند جای خود را به چرچیل دادند.

زیباکلام در ادامه بیان داشت: اگر می‌خواهید بفهمید که چگونه ظرف یک سال از محبوبیت یک نفر کم می‌شود، راه دور نریم، در این جمع خیلی‌ها به روحانی رأی دادید ولی همه شما اکنون پشیمان هستید؛ همین اتفاق برای دکتر مصدق افتاد. کودتا را انگلیس و آمریکا برنامه‌ریزی کرده بودند و اگر کودتایی نمی‌شد مصدق باز هم دوامی نداشت.

شرکت نفت انگلیس درباره ۱۶ درصد سود ایران، مدرکی در اختیار رضاشاه و مصدق قرار نداد

دکتر اصغرزاده نیز در ادامه بیان کرد: در جواب قسمت‌هایی از صحبت‌های زیباکلام، شک نکنید شرکت نفت انگلیس درباره آن ۱۶ درصد سود ایران مدرکی در اختیار رضاشاه و مصدق قرار نداد، حتی خود مصدق خبر نداشت، شرکت نفت انگلیس در خارج از ایران سرمایه‌گذاری کرده است. ۱۶ درصد سودی را هم شرکت انگلیس باید به ایران پرداخت می‌کرد از باقیمانده مالیات به ایران پرداخت می‌کرد. مصدق مطمئن بود در طرح‌های ۵۰ ـ ۵۰ و طرح‌های ترومن به ایران سودی نمی‌رسد و نتیجه‌ای ندارد. مصدق بسیار باهوش بود که در اتفاقات ۳۰ تیر مشهود است. اگر دکتر مصدق از مردم می‌خواست که در روز ۲۸ مرداد به خیابان‌ها بیایند قطعاً کودتا شکست می‌خورد.

عدم محبوبیت روحانی به دلیل عدم تحقق شعارهایش است

وی افزود: در یک ساله آخر نخست‌وزیری دکتر مصدق به از آبان ۱۳۳۱ تا اسفند بعد تا ۲۸ مرداد دولت مصدق مظهر ناکارآمدی شده بود، کشور محاسبه کرده بود که نفت به فروش می‌رفت. ‌مانند آقای روحانی که در زمان انتخابات شعارها و مطالبات شفافی از مردم ارائه داد که صدای شما را می‌شنود و من و آقای زیباکلام کیلومترها در ایران سفر کردیم تا مردم را تشویق کنیم که به آقای روحانی رأی بدهند ولی آقای روحانی از تابستان سال ۹۶ چرخش به راست انجام داد و تمامی انتخاب وزرا را با آیت‌الله‌ها هماهنگ می‌کرد. صدای مطالبات مردم را دیگر نمی‌شنید و اتفاقات دی‌ماه ۹۶ محصول چرخش به راست روحانی است و عدم محبوبیت روحانی به دلیل عدم تحقق شعارهایش است.

اصغرزاده گفت: من اعتقاد دارم آقای مصدق با اعتماد به نهضت و مردمی که در پشت خود داشت می‌توانست جلوی کودتا را بگیرد. این سؤال در ذهن مخاطب ایجاد می‌شود که این مسئله آمریکاستیزی از کجا آمده است که در بعد یک سیستم از آن در ایدئولوژیک‌های خود استفاده کند. شعار روحانیت آن بود که مارکسیسم دشمن اصلی است و باید از آن مراقبت کرد. بعد از کودتای ۲۸ مرداد یک فضای جامعه را فرا می‌گیرد، به‌طوری که اخوان ثالث می‌گوید کاشکی نادری پیدا نخواهد شد امید، کاشکی اسکندری پیدا شود؛ اگر مصدق باقی می‌ماند شاید وضعیتی که الآن در آن هستیم متفاوت بود

زیبا کلام در پایان گفت: تنها شخصی که به‌تدریج جریان فکری مارکسیست را مورد چالش قرارداد مهندس مهدی بازرگان بود. وی سعی کرد به صورت علمی بحث کند. او به کمک مطهری و طالقانی و سحابی جریان فکری و یک نگاه جدید به مذهب درست کردند. بعد از واقعه ۲۸ مرداد رژیم شاه فضای بسیار امنیتی پدید آورد، حزب توده بیشترین ضرر داشت و بیشتر رهبران و سخنرانانشان تیرباران شدند و یا محکومیت‌های ابد داشتند و یا فرار کردند و از یاران دکتر مصدق فقط دکتر فاطمی کشته شد و مابقی دستگیر شدند. من معتقدم علت اصلی جریان‌های آمریکاستیزی و اشغال سفارت آمریکا جریانات دانشجویی بودند که به مارکسیست‌ها می‌خواستم بگویند ما عمل می‌کنیم و حرف نمی‌زنیم.