رقیب سیاسی خوب رقیب مرده ست!

 

عیسی سحرخیز

 

همانگونه که نژاد پرستان آمریکا شعارشان این بود که “سرخپوست خوب، سرخپوست مرده ست”،

عده ای تازه به دوران سیاسی هم که از عدم اعتماد به نفس لازم برخوردارند

و حس می کنند که پایگاه اجتماعی اجتماعی ندارند،

به گونه ای عمل می کنند که انسان شک نمی کند که از دید آنان نیز “رقیب سیاسی خوب، رقیب مرده است!

این حضرات درست عکس قهرمانان ورزشی عمل می کنند

که رکورد و آبرو و حیثیت خود را مدیون رقبای قوی و قدر می دانند،

چون اگر قرار است رکورد جدیدی در رشته خود بزنند یا رکورد پیشین را بشکنند،

تنها زمانی این اتفاق می افتد که در یک تورنمنت منطقه ای یا جهانی تعداد رقبایشان از لحاظ کمی و کیفی بالا باشد.

بر عکس، این گروه از ورزشکاران که بسیاری از آنان بازی جوانمردانه را دوست دارند و رقیب ضعیف را نمی پسندند،

به نظر می رسد که در صحنه سیاست ایران، به ویژه در بین تازه واردها،

تحمل دیدن رقیب بسیار سخت شده است،

به ویژه اگر حس کنند رقیب قدر است!

این جماعت دست کم برای حفظ آبروی خود هم تلاش نمی کنند

و بسیار ناشیانه به مخالفت خوانی دست می زنند

و به صورت مضحکی کینه و نفرت خود را بروز می دهند.

به نظر می رسد تازه به دوران رسیده های سیاسی، راه صعود از پله قدرت را نه در تلاش و کوشش مستمر بسیار،

بلکه در به زیر کشیدن رقیب،

آن هم نه از طریق رقابت جوانمردانه در صحنه اجتماع و کسب نظر مساعد ملت و أرای مثبت آن ها یافته اند!

شاید به این دلیل است که فراموش کرده اند یکی از اصلی ترین شعارهای سیاسی، در کشورهای غیردمکراتیک، شعار ” زندانی سیاسی آزاد باید گردد” بوده است و خواهد بود.

درست بر خلاف روندی تاسف برانگیز که این روزها در برخی از پست ها در فضای مجازی دیده یا در شبکه های اجتماعی شاهد آن هستیم؛

این که جماعتی خواسته و ناخواسته در قبال امکان آزادی زندانیان در بند و در حصر مکنونات قلبی خویش را بروز داده

و به جای خرسندی واکنش منفی نشان داده و حتی ابراز انزجار و تنفر نموده اند

برخی با فحش ها و ناسزاها که جای خود را دارد!

نمونه بازر این مساله و چنین رویکردی را می توان در قبال ماجرای “رفع حصر در آستانه عیدقربان” رهبران جنبش سبز مشاهده کرد!

هنوز نه به دار است و نه به بار، تنها یک بار، آن هم تحت حفاظت و مراقبت شدید،

میرحسین موسوی و بانو زهرا رهنورد اجازه یافته اند به دیدار دختران شان بروند،

اما این “رقیبان نارفیق” چه غوغای مخالفتی است که در فضای مجازی راه نیانداخته اند!

البته این دست مخالف خوانی ها، آن هم از ترس این که میرحسین بیاید

و پرچم رهبری اپوزیسیون جمهوری اسلامی را در دست بگیرد چندان بد هم نیست!

حتی می تواند این حسن را داشته باشد که حاکمیت گمان برد دیگر از این سمت خطری متوجه اش نیست،

پس چون هیچ خبری نیست و جنبش سبز مرده است،

می توان حصر خانگی رهبران جنبش سبز را پس از هفت سال به طور کامل برداشت،

آن هم نه فقط برای میرحسین،

بلکه برای خانواده های موسوی و کروبی!

 

 

نگام ؛ ناگفته های ایران ما