نفت، جمهوری اسلامی و خطری که در پیش است

 

عبدالله شهبازی

 

تصور رایج اینگونه است که «نظم موجود»

در قالب نظامی بنام «جمهوری اسلامی ایران»،

مولود انقلاب اسلامی سال ۱۳۵۷ است.

این تصور هم درست است هم نادرست.

درست است زیرا نظامی بنام «جمهوری اسلامی ایران» در پیامد انقلاب اسلامی ایران پدید آمد.

نادرست است زیرا این «نظام» از «صفر» پدید نیامد.

نظام جمهوری اسلامی ایران در کلیت خود

مولود تحولات جهان و ایران پس از فروپاشی صفویه در اوائل سده هیجدهم میلادی است

و بویژه تحولات پس از مشروطه و دوران پهلوی در تکوین آن تأثیرات بزرگ داشته است.

اندیشه سیاسی امروزین ما تداوم تطور جامعه ایرانی

از سده هیجدهم میلادی و بخصوص متأثر از دوران‌های قاجاریه و پهلوی، و بویژه دوران پهلوی، است.

دیوان‌سالاری ما بطور عمده مولود مستقیم دیوان‌سالاری است که

در عصر پهلوی بنا شد که بهره‌ای از میراث سنن سیاسی و دیوان‌سالاری کهن ایرانی نبرده و

برخلاف غرب جدید، سیر تکوین آن «طبیعی» نبوده است.

پس از انقلاب بناهایی حجیم و گاه نامتوازن بر این دیوان‌سالاری افزوده شد.

کشف ذخایر عظیم انرژی فسیلی (نفت و گاز) در آغاز سده بیستم میلادی

و تبدیل آن به منبع اصلی درآمد از دوره پهلوی

که دولت را از درآمدهای برخاسته از تولید داخلی بی‌نیاز می‌کرد

جایگاهی بزرگ در تکوین وضع امروز داشته است.

ماروین زونیس، جامعه‌شناس آمریکایی و استاد دانشگاه شیکاگو

در تحقیق منتشرنشده‌ای متعلق به اواخر دوران پهلوی (مورخ دی ۱۳۵۶/ دسامبر ۱۹۷۷)

رابطه دولت و مردم را در جامعه ایرانی اینگونه توصیف کرده است:

«از آنجا که درآمد حاصل از انرژی بخش مهمی از تولید ناخالص ملی را تشکیل می‌دهد

در آینده در ایران انگیزه اندکی برای توسعه ساختار مالیاتی کشور وجود خواهد داشت

و این امر سبب می‌شود که احساس مسئولیت شهروندی ناچیزی در قبال سیستم سیاسی یا جامعه شکل گیرد.

احتمالاً تهدیدآمیزترین گرایش برای آینده درازمدت ایران احساس مسئولیت اندک متقابلی است که

در دولت نسبت به مردم وجود دارد.

از آنجا که مردم ایران از نظر مالی به شکل چشمگیری در عملیات دولت دخالت ندارند

دولت نیز برای تنظیم سیاست‌های خود توجه اندکی به آن‌ها دارد.

مشروعیت دولت در ایران بر هیچ نوع ایدئولوژی یا احساس مسئولیتی مبتنی نیست

و تنها بر توزیع درآمد نفتی در جامعه اتکا دارد.»

اگر از این منظر بنگریم

خاستگاه بسیاری از عملکردهای درست و نادرست و افراط‌ها و تفریط‌های تاریخ چهل ساله جمهوری اسلامی ایران را

می‌توانیم در بسترهای پیشین ریشه‌یابی کنیم.

امروزه نیاز به نوسازی «نظم موجود» ‌ملموس است

ولی این «نوسازی» به «اندیشه» نیاز دارد.

بدون دستیابی به تصویری کاربردی از «نظم مطلوب»

یعنی شناخت شاخص‌های قابل تحقق

از وضعی که می‌تواند ناکارآمدی‌های کنونی را رفع کند یا کاهش دهد

نمی‌توان به یکباره «نظم موجود» را تخریب کرد.

می‌گویند «نظم از درون آشوب پدید می‌آید.»

ولی در اینگونه «نظم» معلوم نیست سرنوشت جامعه کنونی ایران چه خواهد بود.

در فضای کنونی جهان و منطقه خاورمیانه

فروپاشی «نظم موجود» به معنی فروپاشی تمامیت مملکتی بنام «ایران» است

با مرزهای جغرافیایی کنونی.

در این تردید ندارم. و تردید ندارم که اگر به تداوم این موجودیت علاقمندیم

چاره‌ای نداریم بجز تلاش برای حفظ این «نظم» حتی اگر فعلاً «مطلوب» نباشد.

 

 

نگام ، ناگفته های ایران ما

 

 

✍️ دیدگاه شما 🙏