اتفاقاً مشکل اصلی ، ترامپ نیست …

 

محمّدآزاد جلالی زاده

 

الف ” با نگاهی به جلسات مجمع عمومی سازمان ملل و جلسات شورای امنیت آن در این چند روزه ، آشکاره شد که موضوع ایران به

یکی از مسایل و گره های جدی حوزه ی روابط بین الملل و هزارتوی جنگ قدرت جهانی تبدیل شده است به نحوی که می توان

روسای کشورهای مختلف را به راحتی در سه گونه ی با ، بر و بی تفاوت نسبت به ایران ارزیابی کرد ، ترامپ و نتانیاهو و اعوان و

انصارشان همانگونه که مشخص بود با تمام وجود بر ایران تاختند ، فرانسه ی مکرون و مورالس بولیوی آشکارا از ایران حمایت

کردند و بقیه ی هم زیرلفظی با ترامپ موافقت یا شبه مخالفتی نمودند و طبق معمول اعراب هم آشکارا شمشیر را از رو بر ایران

بستند .

ب ” هر چند که پرزیدنت روحانی چندی پیش در مجلس و در حضور نمایندگان قسم جلاله ای یاد کرد که در ایران ، بحران وجود

ندارد اما کیست که نداند به راستی ما وارد دوران بسیار خطرناک و بحرانی همراه با نارضایتی عمومی آشکار گشته ایم. بسیاری در

ایران یا خارج از آن ، علت ورود ایران به این دوران بحرانی بی سابقه را بر سر کار آمدن ترامپ و ترامپیان در آنسوی آبها می دانند

و فراوان افرادی هستند که بسیار علاقمندند که بیان کنند ، علت العلل مشکلات کشور ما ترامپ و تیم همراهش هستند و نبود آنها ،

مسایل را حل می کند.هر چند آشکارا ورود تیم ترامپیست ها به کاخ سفید خود یکی از دلایل اصلی به وجود آمدن وضعیت فعلی

ست ، اما واقعیت آن است که نگارنده اساساً بر نظر و باور دیگری ست و اتفاقا بروز مشکلات و نیز راه حل آنها را منوط به ترامپ و

دار و دسته اش، نمی داند .

ج ” واقعیت آن است که چه بخواهیم قبول کنیم و چه نه و بخواهیم برای دوری از واقعیت سرهامان را به دیواره های واقعیت

بکوبیم ؟! علت العلل مسایل به وجود آمده ایجاد ، حفاظت و بسط فضای به جد بسته ی داخلی در حوزه های گوناگون است ، وقتی

ساختار قدرت در طول سالها مراکز اصلی اندیشه ورزی کشور که بایستی مسایل اصلی کشور در آنجا حل و فصل شود _ یعنی

دانشگاهها _ را به شومن خانه ی قدرت خویش تبدیل کرده که اساتید و دانشجویان و کارکنانش یا مُخبر خودند یا دیگران !؟ و

وقتی اندیشه ورزی به محاق می رود و روایت دسته چندمی از چپ و راست و بالای و پایین اندیشه گی و اندیشه ورزی به بیرون

می آید ، وضع از این بهتر نمی شود ، مسایل سیاسی و اقتصادی و اجتماعی هر کشوری بایستی ابتدا به ساکن در دانشگاهها با آزادی

وبی رحمی مداقه وار مورد بررسی و طمانینه قرار گیرند و آنگاه خروجی هاشان در اختیار مسئولان تقنینی و اجرایی قرار گیرد،اما

در سرزمین ما دانشگاهها مهد خبرچینی و جاسوسی ونمّامی و امورسکشوالیته!گردیده و سنگها بسته شده اند.

د ” فضای بسته ، انسانهای خطرناکی می پرورد ، یا دانایان منفعل ، یا نادانان تکانه محور ، یا بیرحمان انسانی و اجتماعی و یا

قاتلان اهلی و غیر اهلی و این همان وضعیتی ست که باعث شده امروزه در ایران تقریباً چسب ها و بندهای فردی و اجتماعی

بگسلد و همه گرگ یکدیگر شوند ، گله گی از ترامپ و نتانیاهو نیست چرا که دید آنها نسبت به ایران مشخص است ، گله گی از

کسانی ست که نسل مخلص ، ایثارگر و فداکار ۵۷ را تحویل گرفتند و شبه زامبی هایی چون ما در ۹۷ تحویل دادند . وقتی در دوران

انتخابات ریاست جمهوری و مجلس و … نامزدها و مردم آزاد گذاشته می شوند تا آزادانه بتازند و سپس چند روز بعد از انتخابات ،

فضا به شدت یک قطبی می شود و دوباره سگها رها و سنگ ها ، بسته می شوند و همان مواضع دوران انتخابات ، به فاصله ی چند

روز جرم تلقی می شود ، وقتی رییس جمهور قبل از انتخابات همه کاره نشان داده شده و رای ها از ملت ستانده می شود و بعد از

انتخابات همان فرد منتخب ، تدارکات چی و آبدارچی می گردد و وقتی همیشه لمپن ها اوج می گیرند و دلسوزان در اوج ناتوانی

نگه داشته می شوند ، دیگر فریاد و فغان و ناله از ترامپ و مواضع و فشارهایش چه جای گله گی دارد ، وقتی به اقوام و مذاهب

گوناگون انواع فشارها وارد می گردد و مناطقشان جز کم توسعه یافته ترین مناطق ایران هستند و حتی برای سپردن پست همچون

استانداری و دانشگاهها و مراکز نظامی و امنیتی استان های خودشان به آنها اعتماد نمی شود ، دیگر حمله به ترامپ چه معنایی

دارد .

ه ” اتفاقا می شود ترامپ و ترامپیسم را به گوشه ی رینگ انداخت و تاب و توانش را گرفت ، اما راه حل اساسی ، تاب و توان دادن

به همه ی ایرانیان از طریق ایجاد آشتی ملی واقعی و به رسمیت شناختن همه ی اقوام و مذاهب و رنگها و تکثرها و دور شدن از

فضای ایدئولوژیک ، میدان دادن به نخبگان و دلسوزان و ژنهای غیرخوب دلسوز و نادزد ! و باز کردن فضا در حوزه های گوناگون و

پناه بردن به سرمایه های اجتماعی محبوب اما محدود شده است ، چه اگر زود نجنبیم و یا اگر بر همان روال سابق هل من مبارز

بکوبیم در آینده ای نه چندان دور نه از تاک نشانی می ماند و نه از تاک نشان …

 

 

نگام ، ناگفته های ایران ما