از داعش فقهی تا داعش سیاسی-نظامی

 

 

سهراب  سهیلی

 

 

چند پرسش درباره حمله اخیر داعش به رژه نظامیان در اهواز!

داعش که مخفف دولت اسلامی از عراق تا شام نام دارد،

رسالتش ایجاد یک حکومت اسلامی که اصول و قوانینش ماخوذ از اسلامباشد، بود.

حلقه کوچک داعش رفته رفته بزرگ و بزرگترشد

که از قلب اروپا تا امریکا و از روسیه و چچن تا مردمانی از خاورمیانهرا به سمت خود جذب کرد.

آن ها که خشونت را راه رسیدن به هدف خود می دانستند،

با یک نوع خشونت معروف شدند: عملانتحاری.

اما چرا در حمله اخیر داعش به رژه نظامیان در اهواز که ابتدا جنبش الاحوازی مسوولیتش را پذیرفت،

اولا حمله انتحارینکردند

و ثانیا به رژه نظامیان حمله کردند؟

چرا به مردم عادی که در کوچه و خیابان هستند حمله نکردند؟

مگر همین داعش در افغانستان و عراق و ترکیه و سوریه با بستن بمب به خود به قلب مردم عادی نمی رفتند

و عمل انتحاری انجام نمی دادند؟

چرا درایران مشخصا به نظامیان حمله کردند؟

آیا  آن ها دیگر به کشتن شیعیان همچون راهی برای رسیدن به بهشت معتقد نیستند؟

یا راهی که طالبان در پیش گرفته اند را برگزیده اند؟

یعنی هم چون یک اپوزیسیون در سوریه و عراق.

اپوزیسیونی که دیگر عمل انتحاری نمی کند

یا حداقل مثل گذشته مرگ خود خواسته را راه رسیدن به بهشت نمی داند.

بلکه با معرفی خود به عنوان یک مدعی سیاسی که حق فرماندهی دارد،

آرام آرام شروع به یارگیری میکند.

آیا جمهوری اسلامی راهی که با طالبان در پیش گرفت را با داعش نیز در پیش می گیرد؟

یعنی دشمنی در ظاهر اما شراکت در باطن یا مشخصا کمر به نابودی داعش می بنند؟

اگر جمهوریاسلامی قصدش نابودی داعش بود،

نمی توانست از همان ابتدا مواضع مشخص داعش را با موشکهای خود نابود کند؟

چرا باید پس از حمله به رژه نظامیان انها به فکر انتقام باشند؟

مگر سپاه قدس رسالتش دفاع برون مرزی از جمهوری اسلامی نیست؟

آیا نمیتوانست آنها را نابود کند؟

اگر سپاه قادر باشد در کسری از زمان تلاویو را با خاک یکسان کند،

پس با خاک یکسان کردن داعش که نباید انچنان مشکل باشد!

پاسخ به این پرسشها فقط در آینده مشخص می شود.

اما امیدوارم داعش، طالبانی دیگر برای جمهوری اسلامی نباشد.

 

 

نگام، ناگفته های ایران ما