گفتگو با محمدرضا آصفی : ترامپ دوستان خود را هم، فروخت

 

 

نگام ؛ سیاسی _ عرصه سیاست خارجی، عرصه بیان دیدگاه‎ها و مواضع کشورها نسبت به موضوعات و مسائل گوناگون بین‎المللی است. کشورها با توجه به شناختی که از سایر کشورها و موضوعات بین‎المللی دارند به فعالیت در عرصه سیاست خارجی می‎پردازند.مجامع بین‎المللی و همچنین سازمان‎های بین‎المللی عرصه‎هایی هستند که کشورها در آنجا حضور پیدا می‌کنند و مواضع و دیدگاه‎های خود را بیان می‎کنند. بنابراین هر کشوری که بتواند سیاست خارجی فعال‎تر و موفق‎تری در پیش‎بگیرد، در همراه‌کردن افکار عمومی جهان موفق‎تر عمل خواهد کرد. در این راستا ایران به‌عنوان کشوری که همواره بر گفت‌وگو و مذاکره با سایر کشورها تاکید می‎کند، با حضور در نشست‎ها و مجامع بین‎المللی تلاش می‎کند دیدگاه‎ها و مواضع جمهوری اسلامی ایران را تبیین و تشریح کند. در نشست اخیر سازمان ملل که در مجمع عمومی برگزار شد، رئیس‎جمهور حضوری ایران پیدا کرد. حضوری که برای ایران بسیار پربار و پرثمر بود. سخنان حسن روحانی که از موضع عزت، اقتدار و منطق بیان شد، به عقیده بسیاری از تحلیلگران و کارشناسان، متمایز از سخنرانی‎های سال‎های گذشته وی بود. سخنرانی پرشوری که از آن به‌عنوان کم نظیر‎ترین سخنرانی در مجمع عمومی سازمان ملل یاد می‎شود. سخنان روحانی که پس از سخنرانی شکست‎خورده و مضحک ترامپ در نشست مجمع عمومی سازمان ملل بیان شد، به‌نوعی توانست شور و امید را در مردم ایران بیش از پیش زنده کند. روحانی با شناخت کامل از مخاطبان و افکار عمومی جهانی، سخنان خود را تنظیم کرده بود و درنهایت توانست از منافع ملی کشور به‌عنوان یک رئیس‎جمهور مقتدر دفاع کند.

 

از بازتاب سخنان روحانی در مجمع عمومی گرفته تا نشست ۱+۴ در حاشیه مجمع عمومی، ادعای مضحک و دروغ نتانیاهو درباره «انبار هسته‎ای تورقوزآباد!»، عکس‎های دونفره ترامپ تا سیاست دو‎گانه آمریکا، شکست مشاوران ترامپ تا دهن‌کجی اروپا، موضوعاتی است که «آرمان» پیرامون آنها با محمدرضا آصفی سخنگوی سابق وزارت امور خارجه به گفت‌وگو نشست که در ادامه می‎خوانید.

 

سخنان آقای روحانی را در مجمع عمومی سازمان ملل چگونه ارزیابی می‎کنید؟

سخنان دکتر روحانی بسیار سنجیده، جامع و متوازن بود و به موضوعات مهم جهان و جامعه پرداخت. همچنین در رابطه با موضوعاتی که مرتبط با ایران بود از موضع عزت، اقتدار و البته با پشتوانه منطق و استدلال سخن گفتند. سخنرانی روحانی با سخنرانی دو، سه سال گذشته وی کاملا متمایز و بسیار بهتر بود. یکی از سخنرانی‎های خوب طی ایام گذشته بود. آقای روحانی با شناخت کامل از مخاطبان و فضایی که در نیویورک وجود داشت و سوالاتی که پیرامون مسائل مختلف بود، به‌خوبی توانست دیدگاه‎های ایران را تبیین و تشریح کند و از منافع ملی کشور به‌عنوان یک رئیس‎جمهور مقتدر دفاع کند.

بسیاری بر این عقیده‎اند که آقای روحانی در سخنرانی خود به‌نوعی راه مذاکره با آمریکا را نبسته‎اند، با توجه به اینکه همه به‌نوعی منتظر بودند که سخنانی علیه آمریکا و متحدانش مطرح کند ولی همگان شاهد بودند که اینگونه نشد و همچنین انتظارات ترامپ و مشاورانش با شکست مواجه شد. تحلیل شما از این وضعیت چیست؟

به قول عرفا و منطقیون، آقای روحانی موضوع را احاله به محال کردند، یعنی موکول به محال کردند؛ یعنی سخنانی را مطرح کردند که ترامپ اهل این موضوعات نیست. برخی سخنان روحانی را به‌نوعی بازکردن پنجره دانسته‎اند. این به‌نوعی می‎تواند عملیاتی شود که آقای ترامپ نیز به‌صورت جدی تغییر روش دهد. اولین کار آقای ترامپ این خواهد بود که اطرافیان تندرو را از خود دور کند. شک داریم که وی چنین کاری را انجام دهد چون آقای ترامپ اصلا قائل به ربط نیست و هر موضوع بی‎ربط و با‎ربط را مطرح می‎کند تا دیده شود.

ترامپ در سخنرانی‎های خود در ماه‌های اخیر به کرات موضوع مذاکره با ایران را مطرح می‎کرد. آیا می‎توان گفت سخنان ترامپ بیشتر شبیه یک نمایش است؟

برخی سیاستمداران به‌نوعی کمبودی به نام کمبود دیده‌شدن و دیده‌نشدن دارند. بنابراین این یک مشکل در مورد ترامپ است. همچنین دیگر مشکل ترامپ این است که وی تا اندازه بسیاری، در حسرت هویت است زیرا وی هویت سیاسی روشنی ندارد و هر چه از وی شنیدیم به‌ویژه از گذشته وی، متاسفانه یا خوشبختانه موضوعاتی ناهنجار است. لذا وی با این قبیل اقدامات تمایل دارد تا حدی افکار عمومی را منحرف کند. لذا مشخص بود که ترامپ علاقه‎ای به مذاکره به معنای مذاکره ندارد. ترامپ صرفا ژست مذاکره را می‎گیرد و اینگونه می‎خواهد نشان دهد که ایران اینگونه نیست. آقای روحانی با بیاناتی که داشتند درصدد بودند که به ترامپ بفهمانند که وی اهل مذاکره نیست.

تفاوت نطق احمدی‎نژاد در سازمان ملل با نطق اخیر روحانی را در چه می‌دانید؟

به طور کلی مقایسه‌کردن افراد، عادت خوبی نیست. به‌ویژه اینکه برخی افراد در عرصه سیاسی حضور ندارند. سخنرانی آقای روحانی به‌نوعی منطقی، متوازن و مستدل بود و رئیس‎جمهور با پشتوانه شناخت کامل سخنرانی می‎کردند اما سخنرانی آقای احمدی‎نژاد فاقد این ویژگی‎ها بود.

آقای روحانی سخنی مبنی بر اینکه برای گفت‌وگو نیازی به گرفتن عکس‎های دونفره نیست، بیان داشتند. به اعتقاد برخی این سخنان زیر سوال‌بردن اقدامات تبلیغاتی ترامپ مبنی بر مذاکرات صرفا تبلیغاتی وی با کشورها است. نظر شما در این ارتباط چیست؟

آقای ترامپ در پی این است که نشان دهد ایران اهل مذاکره نیست و تنها وی اهل مذاکره است. وی همچنین در پی این است که گفت‌وگو کند و پس از مدتی مذاکره را رها کند. یعنی ترامپ به این موضوع علاقه‎مند است که بگوید وی می‎تواند ایران را پای مذاکره بیاورد. اگر به توئیت‎های ترامپ توجه شود در تمام توئیت‎های خود درخواست ملاقات بسیاری داشته است. مقام معظم رهبری و همچنین روحانی نیز گفتند که ملاقات نخواهند کرد. در حالی که ترامپ به دروغ گفته است که ایران درخواست مذاکره کرده است ولی وی نپذیرفته است. به تعبیری می‎توان اذعان داشت که ترامپ جزو پدیده‎هایی است که به چشم انسان خیره می‎شود و دروغ می‌گوید. در جهان اینگونه پدیده‎ها کمیاب هستند. بنابراین یکی از این پدیده‎های کمیاب در دنیا، ترامپ است. آقای ترامپ، بیشتر در پی اقدامات تبلیغی است به همین دلیل می‎توان اذعان داشت که ایران به هیچ‌وجه درخواست ملاقات نکرده است در حالی که ترامپ درخواست ملاقات داد.

مذاکره ترامپ با کره‌شمالی نیز در همین راستا صورت گرفت، مبنی بر اینکه ترامپ سعی دارد با رهبران کشورهایی که با آمریکا به‌ویژه دولت آمریکا همسو نیستند، با عکس‎های دونفره در جهت اهداف تبلیغاتی خود در جهان عمل کند.

ترامپ در جهت اهداف تبلیغاتی خود عمل می‎کند. همان‎گونه که همگان مشاهده کردند ترامپ در مذاکرات خود با کره‌شمالی نیز به نتیجه خاصی دست نیافت. ترامپ با رهبر کره‌شمالی عکس دونفره انداخت، یک دور به گفت‌وگو و مذاکره پرداخت ولی سرانجام تحریم‎ها نیز پایدار باقی ماند. به گونه‎ای می‎توان گفت که هدف ترامپ مشخص نیست. آمریکا دوستان صمیمی و قدیمی خود، از جمله حسنی مبارک، رئیس‎جمهور مصر و همچنین بن‌علی در تونس و امثال آنها را مانند آب خوردن فروخت. بنابراین مشخص است که با کشورهایی مانند کره‌شمالی که سال‌ها خصومت داشتند، چه رفتاری خواهد داشت.

آیا نشست ۱+۴ در حاشیه نشست مجمع عمومی سازمان ملل را که با حضور دکتر ظریف و کشورهای اروپایی انجام شد، می‌توان به‌نوعی دهن‌کجی اروپا به دولت ترامپ دانست؟

این نشست را می‎توان نشست«۱+۵ منهای یک» نامید. نباید فراموش کنیم که این نشست ۱+۵ است. لذا نشست «۱+۵ منهای یک» به‌نوعی مبارزه‎جویی با آمریکا و همچنین به‌نوعی چنگ و دندان نشان‌دادن اروپا به آمریکا بود. اگرچه ممکن است کشورهای اروپایی نتوانند تا جایی که لازم است در مذاکرات برجام و حفظ آن پیشرفت چشمگیری داشته باشند اما نشست ۱+۴ فاصله و اختلاف اروپا با آمریکا را از سوی اروپایی‎ها نشان داد. وضعیت چین و روسیه هم روشن است. این جلسه فی‌نفسه جلسه مثبت و مفیدی بود. بنابراین باید با کشورهای اروپایی، چین و روسیه بیش از گذشته روابط خود را تقویت کنیم.

کشورهای اروپایی در این سال‎ها نشان داده‌اند که با دموکرات‎ها همسو‌ترند و سیاست‎های نزدیک به‌هم دارند، ولی در دوره ترامپ اختلاف‌نظرات بسیار چشمگیر است.

حداقل در ده سال گذشته، همگان شاهد بودند که اروپایی‎ها با دموکرات‎ها بیشتر همسویی داشتند. حتی بسیاری از اختلافات ترامپ با امثال آنگلا مرکل به‌دلیل نگرش خاص آلمانی‎ها به خانم کلینتون و آقای ترامپ بازمی‎گردد. البته باید اذعان داشت که در میان اروپایی‎ها، فرانسوی‎ها تا حدودی متفاوت هستند. از این نظر که برخی مسئولان بلندپایه فرانسوی با جمهوریخواهان رابطه خوبی دارند و برخی با دموکرات‎ها. به‌طور کلی می‎توان اذعان داشت که اروپایی‎ها با دموکرات‎ها روابط بهتری دارند.

در زمان سخنرانی ترامپ در مجمع عمومی سازمان ملل، موجی از نگرانی به وجود آمد مبنی بر اینکه وضعیت اقتصادی در کشور چگونه خواهد شد. ترامپ در ایجاد این نگرانی تا چه حد دخیل بوده است؟

ریشه بیشتر این نگرانی‎ها را نباید در اقدامات و سخنان ترامپ دانست. مشکلات کشور، مشکلات داخلی است. تمام سوءمدیریت‎های داخلی به ترامپ مرتبط نیست. سخنان ترامپ نیز سخنان جدیدی نبود بلکه سخنانی بود که ۴۰ سال پیش، از زمان کارتر و ریگان شروع شد و تاکنون ادامه پیدا کرده است. بنابراین این سخنان به‌صورت یکجا جمع شد و ترامپ صرفا به گونه‎ای سخنان قدیمی انباشته‎شده را در مجمع عمومی مطرح کرد. البته باید درک کرد که این سخنان نوعی نگرانی را ایجاد کرد و به‌طور کامل نمی‎توان این موضوع را کتمان کرد. بنابراین با عملکرد درست دولت و مجلس به‌ویژه مجلس که نقش بسیار جدی دارد باید تلاش کنند شرایطی را به وجود آورند که فضا بهتر شود. بنابراین همه‌چیز در دست دولت نیست. حتی قوه قضائیه در برخورد جدی با مفاسد اقتصادی می‎تواند بسیاری از این نگرانی‎ها را برطرف کند.

بسیاری از تندروها قبل از سفر آقای روحانی اظهاراتی را مبنی بر نرفتن رئیس‌جمهور به نیویورک مطرح کردند اما همگان شاهد بودند که آقای روحانی در مجمع عمومی نطق بسیار کم‌نظیری داشتند. نظر شما در این زمینه چیست؟

دکتر روحانی باید حضور پیدا می‎کرد تا میدان را به رقیبان واگذار نکند.

دستاورد سفر روحانی به نیویورک را چه می‎دانید؟

دستاورد این نشست برای ایران بسیار پربرکت بود زیرا فضای بین‎المللی به‌نفع ایران شد و در نتیجه علیه آمریکا بود.

جلسه شورای امنیت به ریاست ترامپ را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

جلسه‎ای که به ریاست ترامپ در شورای امنیت برگزار شد، کاملا به‌نفع جمهوری اسلامی ایران بود. جز یکی، دو کشور که به‌صورت دوپهلو سخن گفتند یا به سمت ترامپ حرکت کردند، سایر کشورها از جمهوری اسلامی حمایت کردند و این به‌نوعی یک توفیق برای جمهوری اسلامی ایران بود. همچنین در مورد سخنرانی ترامپ نیز باید اذعان داشت که همگان به سخنان وی در مجمع عمومی خندیدند و هیچ‌کس وی را جدی نگرفت. بنابراین یقینا رفتن آقای روحانی به‌نفع کشور و مصالح و منافع جمهوری اسلامی ایران بود.

هدف ترامپ به گونه‎ای همراه‌کردن کشورهای حاضر در مجمع عمومی بود. آیا آمریکا نفوذ و قدرت گذشته را برای همراه‌کردن کشورها با خود دارد؟

آمریکا نفوذ و قدرت خود را همانند گذشته ندارد. جهان تغییر کرده است، بنابراین هیچ ‌کشوری نمی‎تواند قدرت بلامنازع در عرصه جهانی باشد. نهایتا کشورها می‎توانند قدرت منطقه‎ای یا قدرت بین‎المللی باشند. آن دوره گذشته است که یک یا دو کشور، قدرت‎های برتر جهان بودند و همه کشورها نیز پیرو یکی از آنها حرکت می‎کردند. در جلسه اخیر نیز همگان شاهد بودند که کمتر از ده کشور با آمریکا همراه بودند. از میان بیش از ۲۰۰ کشوری که عضو سازمان ملل هستند، کمتر از ۱۰ کشور با آمریکا همراه بودند. همان شورای امنیت مثال مناسبی برای مساله است. البته موضوع مجمع هم مثال مناسب دیگری است.

ترامپ در سخنان خود ادعا کرد برجام، هدیه بادآورده برای رهبران آمریکا بود که خروج از آن باعث خوشحالی کشورهای خاورمیانه شده و از طرف دیگر گفت در زمینه توقف فروش نفت ایران توانسته موفق عمل کند. نوعی دوگانگی در رفتار ترامپ در برخورد با ایران مشاهده می‌شود مبنی بر اینکه او از سویی در پی مذاکره است و از سوی دیگر درصدد تخریب ایران و خوشحالی متحدان عربی خود. این دوگانگی را چگونه می‌بینید؟

آمریکا در پی صلح نیست. هدف آمریکا از مذاکره، حل اختلاف نیست. مذاکره بخشی از تاکتیک جنگی آمریکا است. همچنین بخشی از تاکتیک فشار بر ایران است. روشن است کسانی که این مسائل را به‌صورت دقیق دنبال می‎کنند، می‎‎دانند که آمریکا، از مذاکره به‌عنوان حربه، اهرم و بهانه استفاده می‎کند تا بتواند تهدید و فشار را بر ایران افزایش دهد. البته تعدادی از کشورها در منطقه هستند که دنباله‎رو آمریکا هستند زیرا در داخل به پشتوانه مردم، حکومت نمی‎کنند و چون در داخل، حمایت‎های مردمی را ندارند ناچار هستند که به حمایت قدرت‎های بیگانه به‌ویژه آمریکا اتکا داشته باشند و متصل شوند. طبیعی است که این کشورها برای حفظ حکومت خود باید از آمریکایی‎ها پیروی کنند.

ادعای مضحک نتانیاهو مبنی بر وجود انبار اتمی در تهران را در چه راستایی ارزیابی می‎کنید؟ آیا این ادعا به‌نوعی ادامه تلاش‎های شکست‌خورده آمریکا و متحدانش نیست؟

نتانیاهو به‌دلیل اقدماتی که در گذشته انجام داده است، دیگر از سوی هیچ‌کس جدی گرفته نمی‎شود. بنابراین اظهاراتی را بیان می‎کند و با این اظهارات سعی می‎کند در سازمان ملل نقاشی کند و به‌نوعی رسم‌الخط نشان دهد. در حال حاضر دو رئیس‌جمهور شومن داریم؛ یکی ترامپ و دیگری نتانیاهو. این اظهارات بیشتر یک نمایش بود و بیشتر تلاش داشت که اثرات نطق بسیار خوب آقای روحانی را خنثی کند که در این زمینه بسیار ناموفق عمل کرد، به‌گونه‎ای که هیچ‌کس از وی استقبال نکرد. در نشریات آمریکایی هم همگان شاهد بودند که حتی آنها هم این اظهارات نتانیاهو را جدی نگرفتند، حتی برخی اظهار داشتند که سخنان نتانیاهو، گمراه‌کننده و بی‎پایه بوده است. لذا این سخنان به‌جای اینکه به‌نفع رژیم صهیونیستی تمام شود به ضرر آن تمام شد و حقانیت ایران را بیشتر اثبات کرد.

حمله تروریستی اهواز که ردپای برخی از متحدان منطقه‎ای آمریکا در آن دیده شد را چگونه ارزیابی می‎کنید؟

پاسخ مناسبی به اقدامات تروریستی در اهواز از سوی مردم در قالب راهپیمایی‎های گسترده که برگزار کردند، به تروریست‎ها داده شد و هم اینکه مسئولین در رده‎های گوناگون، پاسخ‎های مناسب به‌ویژه هشدارهای مهم را به تروریست‎ها و حامیان آنها دادند.