سایه‌ی حصر

 

 

حسین رزاق

 

 

خبر جدیدی نیست، میرحسین موسوی بعداز نه سال به خانه‌ی برادرش رفته تا دیدارها تازه شود. اما اصل خبر بعداز آن است که میرمحمود (شاید از

زبان میرحسین) گفته خودروی اصلاحات دیگر قابلیت سوار شدن ندارد.

ماجراهای تقلب ⁩ هشتادوهشت و حصر جراحت ناسوری شده بر تن نظام که همچنان التیام پیدا نکرده. برای بسیاری البته بهتر است همینگونه بماند!

‏چراکه دوره‌ای ⁧ کاسبان فتنه ⁩ را روی کار آورد و دوره‌ای ⁧ کاسبان حصر را ⁩!

تکرار لفظ حصر شاید برای ما آسان باشد اما حصری که تا دویست روز اول حتی فرزندان هم در بیخبری کامل از آن بسر میبردند و در اولین ملاقات

حضوری پس از هفت ماه، میرحسین به آنها میگوید که اگر میخواهید از اوضاع ما باخبر شوید گزارش یک آدم ربایی مارکز را بخوانید یعنی به وقوع

پیوستن یک فاجعه! یعنی زندانبانان خشن و بی ادب، یعنی اهانت و شکنجه جسمی و روحی هر روزه، یعنی جلسه های هر روزه‌ی بازجویی و

شستشوی مغزی و…

و تمام اینها که شنیده‌ایم و بسیاری که نشنیده‌ایم فقط برای این بوده که موسوی وادار به “توبه” شود.

‏حکومت در تمام این نه سال برای توبه گرفتن از موسوی دست به هر کاری زد. از اخراج فرزندان از محل کار تا نداشتن امنیت جانی در خیابان،

متلاشی شدن خانواده و بازداشتها و بازجوئیهای وقت و بی وقت تا کار به جائی رسید که یکبار میرحسین در ملاقات با فرزندانش که به لباسشان

فرستنده وصل شده بوده، خطاب به شنودکنندگان بگوید: به بزرگترتان بگویید حتی اگر سر فرزندانم را ببرند و برایم بیاورند از حق مردم کوتاه نمی

آیم.

واقعیت تلخ اینجاست که ما نمیدانیم این پدر در واکنش به چه تهدید و رفتاری چنین حرف سنگینی را زده است!؟ اما میدانیم که راه آنقدر درست و

بحق بوده که تا آخرش و در سخت‌ترین شرایط ایستاده.

برای همین تکرار لفظ حصر برایمان ساده است اما فکر کردن به آن اصلا ساده نیست.

در تمام این سالها گاهی عرزشی ⁩ و گاهی لرزشی ⁩ هر چند وقت یکبار بخیه‌ای از زخم حصر کشیده‌اند و عفونتش را بیشتر کرده‌اند اما هیچکس

جرأتش را نکرده تا پانسمان را باز کند و جراحت را ببیند.

این وسط ‏تنها ⁧ محصورین ⁩ هستند که درد میکشند و دم نمیزنند در حالیکه اصلاحات و اصلاح طلبان حکومتی و بدلی به برکت حجره‌ی دو نبش حصر

هر روز در مناسبات قدرت و ثروت بیشتر غرق میشوند و زرق و برق حکومت و سفره‌ی پر برکت انقلاب برایشان آنقدر پررنگ است که میدانند اگر

رفع حصر صورت بگیرد و محصورین بیرون بیایند موقعیتی برای سواری و سواستفاده پیدا نمیکنند، برای همین ماشین اصلاحات دیگر یک خودروی

مردمی نیست و شعارها و وعده‌هایش پوچ و توخالی!

 

 

 

نگام ، ناگفته های ایران ما