چرا تصمیم های سیاسی در آخرین لحظات گرفته می شود؟!

 

 

مهران صولتی

 

 

بالاخره پس از فراز و فرودهای بسیار لایحه cft از مجموعه لوایح پیوستن به کنوانسیون مبارزه با پولشویی و تامین مالی تروریسم در مجلس

تصویب و روانه شورای نگهبان شد. به نظر می رسد در این مرحله شورای نگهبان با آن مخالفت ولی نهایتا پیوستن نهایی به fatf در مجمع تشخیص

مصلحت نظام به تصویب برسد. تجربه کنونی و پیش تر از آن برجام نشان داد که متاسفانه نظام سیاسی ایران نه از عقلانیت لازم برخوردار است و

نه اعتماد به نفس کافی! به این دلیل کوچک که تصمیم های سیاسی مهم به سرعت حیثیتی شده و با غیرت اسلامی یا هویت ملی گره می خورد.

امری که انعطاف پذیری در مورد آن ها را دشوار می سازد. بنابراین شاهد هستیم که به رغم نرمش های گاه به گاه در مقابل نظم جهانی قادر نیستیم

از منافع سیاسی یا دیپلماتیک آن بهره مند شویم. اما چرا بعد از گذشت چهاردهه از انقلاب اسلامی همچنان شاهد اخذ تصمیم های سیاسی از روی

اکراه و در آخرین لحظات هستیم؟

شخصی شدن سیاست:

در ایران سیاست بیش از آن که با نهادها پیوند یابد، به اشخاص گره خورده است. پدیده ای که موجب سیالیت تصمیم گیری های سیاسی و پررنگ

شدن شکاف اختیار- مسئولیت شده است. شخصی شدن سیاست آن را از معیارهای روشن برای سنجش صحت یا کارآمدی تهی کرده و تابع روحیات

افراد ساخته است. همان کسانی که می توانند به راحتی و به اقتضای شرایط گوناگون تصمیم های خود را تغییر دهند. از سوی دیگر در شرایط فقدان

نهادهای سیاسی مستقل شاهد پررنگ شدن شکاف اختیار – مسئولیت هستیم. اینکه عدم حاکمیت قانون موجب نظارت ناپذیری قدرت و به تبع آن

پاسخگو نبودن آن شده است!

فقدان راهبرد معین برای تعامل با جهان: در طول چهاردهه گذشته نظام سیاسی در ایران شاهد چیرگی شعارگرایی به جای وجود یک راهبرد مشخص

سیاسی بوده است. هم اکنون هم به اذعان برخی از مقامات تنها برنامه مقابله با تصمیم های ترامپ، عبارت از سیاست صبر و انتظار برای پایان

پذیرفتن دوره ریاست جمهوری وی است!! نمادی آشکار از بی برنامه گی و فقدان ابتکار در عرصه سیاست خارجی! نیاز به تکرار نیست که بگوییم در

طول این سال ها هم ما بیشتر شاهد رفتار واکنشی در قبال تحولات پیچیده جهانی بوده ایم؛ از سیاست چرخش به شرق گرفته تا حیثیتی کردن

پرونده هسته ای، تابوسازی از مذاکره با امریکا، سردرگمی در قبال صلح خاورمیانه و حضور منطقه ای پرهزینه، همه و همه در زمره تصمیم هایی

بوده اند که بدون ابتکار و عملگرایی لازم اخذ شده و بعضا در حال تداوم هستند!

پراکندگی مراکز قدرت داخلی:

در حالی که نظم سیاسی موجود به شدت نسبت به بخش های انتخابی بدبین است، اقدام به موازی سازی های نهادی، در عمل به شکل گیری دولت

پنهان و ناکارآمدی هر چه بیشتر سیستم انجامیده است. نوعی پراکندگی در مراکز قدرت که دستیابی به اجماع بر سر تعریفی روشن از” منافع ملی” را

دشوار ساخته است.
روشن است که چنین شرایطی اگرچه موجب کاهش تاثیر بخش های انتخابی شده و پژواک یافتن صدای مردم را در ساختار سیاسی کاهش داده

است ولی در عوض با افزایش هزینه ها، توانمندی لازم برای اخذ تصمیم های سرنوشت ساز از جمله چگونگی ارتباط سازنده با جهان را به شدت

کاهش داده است!

 

 

 

نگام ، ناگفته های ایران ما

 

 

✍️ دیدگاه شما 🙏