مدلینگ کودکان یا کودک آزاری لاکچری؟ / یک روان‌شناس: مدلینگ کودک یک نوع کسب و کار است و بچه‌ها در خدمت فروش محصول قرار می‌گیرند

 

 

نگام ؛ اجتماعی _ کودکان کار یکی از معضلات کشورهای جهان بالاخص جهان سومی است. علی‌رغم قوانینی که در این‌باره به تصویب رسیده است اما همچنان با کودکان کار در خیابان‌ها، سرچهار راه‌ها و مترو و… مواجه‌ایم. اما خبری که چندی پیش منتشر شد نه درباره کودکان کار سر چهارراه‌ها بلکه از کودکان کار لاکچری حکایت داشت.
هاتف سپهر

سمانه را همه می‌شناسیم، شاید بپرسید سمانه کیست؛ حکما باید یکی از سلبریتی‌ها باشه، یحتمل یا هنرمند است و یا ورزشکار. راستش را بخواهید حدستون اشتباه بود نه هنرمند است و نه ورزشکار؛ یعنی اساسا در جرگه سلبریتی‌ها قرار نمی‌گیرد و شاید آرزویش این باشد که یکی از این به اصطلاح سلبریتی‌ها را از نزدیک شاید جایی پشت چراغ قرمز خیابون ببینه.

ولی به هر حال همه ما سمانه را می‌شناسیم؛ سمانه یکی از همین دختر‌های سیاه سوخته‌ای است که توی مترو فال می‌فروشه و یا پشت چراغ قرمز از رهگذران می‌خواد کبریتی ازش بخرند. سمانه یکی از همون هزاران کودک کار است که به اجبار با دنیای زیبای کودکی خداحافظی کرده و یاد گرفته با خواهش و تمنا دل من و تو را به رحم بیاورد بلکه فالی و یا قوطی کبریتی ازش بخریم. سمانه‌ای که من می‌شناسم هم پدر دارد و هم مادر؛ البته چه از این پدر و مادر؛ اون‌ها خیلی هنر کنند شاید بتوانند خرج اعتیاد خودشان را بدهند. به این دلیل است که دخترک بیچاره را در اختیار یکی از همین مافیای کودکان کار قرار داده‌اند و ماهانه مبلغ ناچیزی در قبال کار کودکشان می‌گیرند.

برعکس سمانه، بردیا را همه نمی‌شناسند. پسرک شیک‌پوشی که جماعتی خاص نگاه به قد و بالایش کرده و چه بسا در دل تحسینش کنند. پسرک یاد گرفته ژست بگیرد و کت‌واک (CATWALK) برود. راستش را بخواهید این بردیا هم خیلی تفاوتی با سمانه ندارد؛ او هم جزء کودکان کار حساب می‌شود، اما با شکل و شمایلی متفاوت و لاکچری. کمتر می‌شناسیمش و بالطبع کمتر هم راجع به او نوشتیم و یا خواندیم. پسرکان و دخترکان زیبارویی که دارای خانواده‌هایی با رفاه نسبی هستند و پدر و مادرهایشان با ذوق و شوق فراوان آن‌ها را به‌عنوان مینی‌مدل‌های حرفه‌ای در سالن‌های مدلینگ همراهی می‌کنند. مینی‌مدل‌ها، قدرت انتخاب نداشته‌اند و تنها به خواست پدر و مادر و نهایتا به تشویق آن‌ها قدم در راهی گذارده‌اند که آن‌ها را از دنیای زیبای کودکانه‌شان جدا کرده است. این کودکان نیز جزء کودکان کار حساب می‌شوند منتهی بدان‌ها کودکان کار لاکچری می‌گویند و این عمل را باید کودک‌آزاری لاکچری نامید.

والدینی که بسیاری از آرزو‌های دست نیافته‌شان را در قامت کودکانشان جستجو می‌کنند غافل از آنکه با بی‌رحمی کامل آن‌ها را از دنیای کودکانه و بازی با هم سن و سالان خود جدا ساخته‌اند و برای کسب درآمد و احیانا خودنمائی‌های مبتذلانه؛ کودکان را وارد دنیایی می‌کنند که متعلق بدان نیستند.

احساس دیده شدن یک حس غریزی است که در سرشت انسان‌ها وجود دارد، اما برای ارضای چنین حسی راه‌های متفاوت و زیادی وجود دارد. حداقل راه‌هایی که به فرزندان کوچک‌مان آسیبی نرساند را بایستی انتخاب کرد. مینی‌مدل کردن کودکان یکی از بدترین راه‌های ارضای حس دیده شدن است.

کودکانی که در سالن‌های مد به روی سکو می‌روند در ظاهر امر خیلی با سمانه‌ها متفاوتند. آن‌ها دست گدایی جلوی کسی دراز نمی‌کنند و برای فروختن فالی، کبریتی و یا بسته‌ای آدامس به دیگران التماس نمی‌کنند و زیر آفتاب گرم تابستان نمی‌سوزند. کودکان کار لاکچری در مکان‌های پر زرق و برق بر روی سن می‌روند تا نگاه‌های خیره تماشاچیان را به دنبال خود بکشند، اما به واقع در بطن امر فرقی با کودکان سر چهارراه‌ها و توی مترو ندارند. آن‌ها کودک کار هستند و به کار گماردن آن‌ها خلاف قوانین مصرح قانونی و وجدان انسانی است.

 

کودک آزاری لاکچری

 

سازمان بین‌المللی کار فردی را کودک کار می‌داند که مشغول به یک فعالیت اقتصادی باشد و سنش کمتر از ۱۲ سال باشد و یک ساعت در هفته یا بیشتر کار کند یا سنش ۱۴ سال یا کمتر باشد و حداقل ۱۴ ساعت در هفته کار کند. بر اساس آمار سازمان جهانی کار سالانه ۲۵۰ میلیون کودک ۵ تا ۱۴ ساله در جهان محروم از کودکی می‌شوند. طبق این آمار ۱۲۰ میلیون نفر از آن‌ها وارد بازار کار شده و مشغول به کار تمام وقت هستند. در قوانین ایران نیز به کار گماردن کودکان غیر قانونی اعلام شده است. ماده ۷۹ قانون کار جمهوری اسلامی ایران بیان داشته: «به کار گماردن افراد کمتر از ۱۵ سال تمام ممنوع است».

با تمام این اوصاف تخمین زده شده که بیش از ۲۰ هزار کودک کار در تهران وجود دارد. بر اساس سرشماری سال ۱۳۷۵ بیش از ۴ درصد جمعیت شاغل کشور را گروه سنی ۱۰ تا ۱۴ سال تشکیل می‌دادند. بر اساس همین آمار جمعیت شاغل کشور ۱۴/۵ میلیون نفر بوده که ۴ درصد آن در حدود ۶۰۰ هزار نفر می‌شود.

کودکان کار در آینده با مشکلات و آسیب‌های روحی و روانی فراوانی روبه‌رو می‌شوند هر چند اگر جزء کودکان کار لاکچری باشند. تنها نوع آسیب‌ها در بین کودکانی که سر چهارراه‌ها اقدام به دستفروشی یا پاک کردن شیشه ماشین‌ها می‌کنند با کودکان مینی‌مدل تفاوت دارد. آسیب‌هایی که در مورد کودکان کار لاکچری کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد.

به گفته «آزیتا محمد کریمی» روان‌شناس کودک و نوجوان که در این زمینه تحقیقاتی انجام داده است، مدلینگ کودک، همان قراردادن کودکان در شرایط کار اجباری است؛ شرایطی که به کودک آسیب‌  می‌زند.

وی می‌گوید: در واقع، مدلینگ کودک یک نوع کسب و کار است. یعنی شما از کودک استفاده می‌کنید. بچه‌ها در خدمت فروش محصول قرار می‌گیرند. حتی عکس گرفتن کودک در آتلیه و پوشاندن لباس‌های مختلف و انتشار آن در فضای مجازی، به گونه‌ای تبلیغ برای آتلیه است. به نظر شما کار کردن یک کودک ۳ یا ۴ ساله آزار دادن او نیست؟ من بر این باورم مدلینگ کودک، کار شیکی است. اما کودکان همان زحمتی را که کودکان‌کار می‌کشند، متحمل می‌شوند.

دکتر کریمی در واکاوی علت و یا علل به کار گماردن کودکان کار لاکچری معتقد است: اگر نیازی نباشد در پی آن رفتاری انجام نمی‌شود. وقتی بچه‌ها را در معرض این موضوع قرار می‌دهیم به نظر می‌رسد آن چیزی را که خودمان نتوانسته ایم دریافت کنیم از طریق بچه‌ها دریافت می‌کنیم. اگر از منظر روان‌شناسی بخواهیم به این موضوع نگاه کنیم یعنی من دنبال برآورده کردن یکسری نیاز‌های اساسی هستم. نیاز‌های اساسی من شامل توجه، تعلق، تأثیرگذاری و دریافت توجه است. ممکن است به شکل‌های دیگری نتوانسته باشم این نیاز را برآورده کنم. ولی این فضا وجود دارد.

برخی والدین از کودکشان با انواع لباس و عینک عکس می‌گیرند و در شبکه‌های مجازی می‌گذارند. این دیگر جنبه تجاری ماجرا نیست. برطرف کردن یک نیاز رفتاری است. در این رفتار نیز کودک در خدمت است. من مدلینگ کودک را مساوی با کودک‌آزاری می‌دانم. مصداق کودک‌آزاری از نظر من هر چیزی است که آزادی کودک را محدود کند. کودک را از محیط کودکانه‌اش دور کند و در خدمت نیاز بزرگ‌تر‌ها قرار بدهد.

به گفته دکتر کریمی فرزند من هنگامی که با یک نمایش، یک نوع پوشش و یک برند در معرض دید قرار می‌گیرد، زیبایی و ارزش‌هایش در این موارد خلاصه می‌شود. او فرصتی ندارد که ارزشمندی درونش را بزرگ و شاخص کند. او یاد می‌گیرد اگر زیبا باشم و لباس‌های قشنگ بپوشم، مورد استقبال و تأیید قرار می‌گیرم. فرزند من از جامعه کودکان همسال خود جدا می‌شود و این جدایی به خودی خود مشکل دارد. زیرا در بخش طبقه‌بندی کردن خود با دیگران قرار می‌گیرد.

همچنین کودک دچار یک خود بزرگ‌بینی کاذب می‌شود. او همیشه عکس‌های روتوش شده شیک و مرتب از خودش می‌بیند. دریافت ذهنی او از خودش همین تصاویر خواهد بود. ولی واقعیت این نیست. آدمی در طول زمان قیافه‌های مختلفی پیدا می‌کند. ممکن است یک روز جوش بزند، یک روز ضربه‌ای روی صورتش بخورد، جای بخیه روی صورت داشته باشد یا به سن بلوغ که برسد دماغش بزرگ‌تر شود. در حقیقت این زیبایی کودکانه بی‌نقص همیشه نمی‌ماند. والدین این تصویر بی‌نقص بودن را به فرزند تحمیل می‌کنند. سپس ادراک خودش از جنسیت و هویتش چیزی می‌شود که مال خودش نیست.

نوجوان هنگام بلوغ با ریخت خودش مشکل دارد. این موضوع این مشکل را بیشتر می‌کند و افسردگی به همراه خواهد داشت. از طرفی اعتیاد به تغییر چهره زیاد می‌شود و تلاش برای رسیدن به چهره ایده‌آل اوج می‌گیرد. با هر ابزاری می‌خواهیم همان تصویری که از کودکی برایمان مانده حفظ کنیم، چه از طریق عمل جراحی و یا آرایش و… این عدم پذیرش خود بزرگ‌ترین آسیبی است که ما به کودک می‌زنیم. هم‌اکنون مدل‌های بزرگسال نیز در معرض آسیب‌های مختلفند. حالا ما کودک را از همان سنین کم در معرض این آسیب‌ها قرار می‌دهیم.

One thought on “مدلینگ کودکان یا کودک آزاری لاکچری؟ / یک روان‌شناس: مدلینگ کودک یک نوع کسب و کار است و بچه‌ها در خدمت فروش محصول قرار می‌گیرند

Comments are closed.