خطاب به سرداران حکومت و شیفتگان قدرت

 

 

دختر شهید حاج اکبرى

 

 

بابا جان داد

و من تمام روحم ، زندگیم درد دارد

کجایید مردان بى ادعا

کجایید سرداران بى کفن

کجایید دلاور مردان سرزمین عشق و ایثار

کجایید ببینید

تمام هست هایتان تمامى بایدها ، آرمانهایتان که برایشان عزم رفتن کردید نیست شد

تمام روحم درد دارد

ناموس و شرف فقط براى شما تعریف شده بود

از آسمان نگاهى بیاندازید

به هتک حرمت ناموس تان

ببینید چگونه خونتان شرفتان و اسلام تان را لگدمال کردند

بهاى دل سپردگیتان را ما ، یادگارانتان سخت و گزاف پرداخت کردیم

سئوالم از شما این است

آن زمان که شور رفتن و شوق دفاع از ناموس و وطن داشتید

به ناموس خودتان فکر کردید؟؟؟

به چشمهاى دخترکان معصوم بر از ناز و نیازتان به دستان پر از احساس و ملتمسانه پسرانتان اندیشیدید؟؟؟

پاسخش را بارها از مادرم شنیده ام که پدرم در خداحافظى اخر نگاه نکرد و در جواب همین پرسش گفت

بیم دارم که عشق خانواده مانع آرمانم شود بیم دارم عشق به ناموسم همسرم دخترانم

مانع دفاع از ناموس هموطنانم شود

شاید با خود اندیشیده بودید

ما مى رویم و آنانکه مى مانند

راهمان را ادامه مى دهند

ناموسمان را حرمت مى گذارند

حرمت رفاقتمان را نگه میدارند

خیالتان را راحت کنم

نه تنها حرمت نگه نداشتند

بلکه آقازاده هایشان با چکمه هاى پولادینشان بر گلویمان فشار آوردند

و نمکى ابدى شدند بر زخمهاى روحمان

متاسفم که در نظام جمهورى اسلامى تنها شهیدش اسلام شد

متاسفم که در دوران خلافت على تا على بى عدالتى فریاد مى زند

متاثرم که در مملکت اسلامى به نام دین دین فروشى مى کنند

کاسبى ملت کساد شد

سفره ها پر از هیچ

اما دین فروشان بر سر منابر از تفسیر مظلومیت على و حسین عالمان کاسب پیشه شدند

دم از فروپاشى تاج و تخت پهلوى و غیره مى زنند

در حالیکه براى آباد کردن کرسى ها و منابرشان چه جنایتها که نکردند

تمام روحم درد دارد

که درد یاگارانتان بى درمان شده

حتما خبر ندارید که بعد از جدا شدن سرهایتان ……

چه آقایانى که سردار شدند

و آقازاده هایشان پروار

چه دکتراى افتخارى و مدالهایى که پشتش خالى از رشادت و …….است

و من امروز شرمنده ام

شرمنده همسران و فرزندان شما

شرمنده همرزمان نابتان

آنانکه خود را جا مانده این قافله مى دانند

و دست از بیعت با خون و ناموس شما نکشیدند

شرمنده چشمان به سوگ نشسته از درد انتظار

شرمنده همه ناز و نیازهاى دنیاى دخترانتان

شرمنده بى پناهى و بى تکیه گاهى پسرانتان

خوشا به حالتان

که نیستید و ابن ملجم ها عمروعاص ها و شمرها را نمى بینید

اینان به اسم خدا جلوى خدا ایستاده اند

به نام حق جلوى حق ایستاده اند

خوشا به حالتان خوشا به حالتان

آرى

کسى که دل داد

پرواى جان ندارد

 

 

نگام ، ناگفته های ایران ما