اپلیکیشن «مهاجر» ؛ اپلیکیشنی برای توانمندسازی و پیشبرد حقوق اجتماعی مهاجران افغان در ایران / مهاجران افغان مقیم ایران می‌توانند موارد تبعیض آمیز را گزارش کنند

 

نگام ؛ حقوق بشر _ مهاجران افغان که در سال‌های گذشته از مرزهای ایران به صورت غیرقانونی عبور می‌کردند تا کاری پیدا کنند و از خانواده‌های خود در افغانستان حمایت کنند، این روزها به دلیل این مشکلات در حال بازگشتن از ایران هستند.خانواده‌هایی که پیشه‌شان کشاورزی بوده پس از بازگشت به کشور با پیامدهای خشکسالی بی‌سابقه‌ای رو‌به‌برو شده‌اند.ناآرامی و جنگ در هفده سال گذشته در کنار خشکسالی، بر وضعیت معیشت و کار بسیاری‌ تاثیر بدی برجای گذاشته است.

 

حسن مقیمی

 

سازمان بین‌المللی مهاجرت پیش‌بینی کرده که بازگشت افغان‌ها از ایران در ماه‌های آینده نیز به صورت سیل‌آسا ادامه بیابد.

اپلیکیشن مهاجر، برنامه‌ای در گوشی‌های تلفن همراه که برای حمایت از جامعه افغان مقیم ایران و رسیدگی به نیازهای آنان طراحی شده است به تازگی در بخش رقابت چالش مجمع سالانه گروه «Techfugees» جایزه ویژه هیات داوران را دریافت کرد.

گروه «Techfugees» که از دو واژه «Tech» به معنای فناوری و «Refugees» به معنای پناهندگان ساخته شده،‌ در سال ۲۰۱۵ و در اوج بحران پناهجویان در اروپا، فعالیت خود را آغاز کرد تا با دعوت از فعالان اجتماعی و متخصصان فناوری در جهت برطرف کردن نیازهای پناهندگان و پناهجویان و توانمندسازی آنان گام بردارد. این گروه در مجمع سالانه خود، چالشی را برای فعالان این حوزه مطرح می‌کند و بهترین ایده‌ها و فعالیت‌ها را از میان شرکت‌کنندگان انتخاب می‌کند.

چالش امسال نشست «Techfugees» دسترسی به حقوق و اطلاعات، سلامت، آموزش، اشتغال و مشارکت اجتماعی برای پناهجویان و پناهندگان بود.

اپلیکیشن مهاجر که در لیست فینالیست‌های چالش سال ۲۰۱۸ قرار داشت، توانست برای فعالیت‌های موثر برای جامعه پناهندگان افغان در ایران،‌جایزه ویژه هیات داوران را دریافت کند.
اپلیکیشن مهاجر چیست و در چه زمینه‌ای فعالیت می‌کند؟
تعدادی داوطلب، شامل فعالان اجتماعی حقوق پناهدگان، وکلا و تکنیسین‌های کامپیوتر برای توانمندسازی، پیشبرد حقوق اجتماعی، رسیدگی به نیازها و آشنایی افغان‌های مقیم ایران با حقوق اولیه‌ خود و همچنین با هدف مبارزه با تصورات غلط و تبعیض‌آمیز علیه آنها، اپلیکیشنی با نام «مهاجر» را طراحی کرده‌اند.

این اپلیکیشن گوشی همراه، بخش‌های مختلفی چون «مطلع شوید» و «ارسال گزارش» را شامل می‌شود.

در بخش «مطلع شوید» این برنامه، کاربران می‌توانند با قوانین مهاجرتی ایران، حقوق مهاجران افغان‌ها در ایران و سازمان‌های حمایت از پناهجویان و پناهندگان آشنا شوند. این بخش همچنین اطلاعاتی درباره حق آموزش و نحوه ثبت‌نام، آشنایی با «خشونت خانگی» و نحوه برخورد با آن، حقوق استخدامی، حقوق و حمایت‌های بخش بهداشت و سلامت و اطلاعات درباره «خشونت‌های نژادپرستانه» و نحوه برخورد با آن را نیز شامل می‌شود.

بخش دیگر این برنامه، بخش «ارسال گزارش» است. در این گزینه مهاجران افغان مقیم ایران می‌توانند تجربیات واقعی خود در موارد تبعیض و تعصب نژادی و یا هر نوع خشونت از جمله خشونت خانگی را گزارش کنند.

گفتگوی یورونیوز با تهیه‌کنندگان مهاجر: عدم اطلاع از رویه‌ای اداری،‌مهمترین معضل پناهجویان

مسئولین اپلیکیشن مهاجر درباره دلیل طراحی این برنامه به یورونیوز فارسی گفتند: «ایران با وجود داشتن یکی از بزرگ‌ترین جمعیت‌های مهاجر، یکی از مکان‌هایی است که مهاجران افغانستانی در آن به حاشیه رانده شده‌اند، اطلاعات بسیار کمی در اختیار آنان است و راه‌های بسیار محدودی برای رساندن صدای آنان و مشکلاتشان وجود دارد.»

دست‌اندرکاران این اپلیکیشن که خواستند هویت‌شان ناشناخته باقی بماند، تیم خود را شامل فعالان امور مهاجران و همچنین افرادی می خوانند که خود زندگی پناهندگی را تجربه کرده اند.

یکی از این افراد ضمن اشاره به اینکه دلهره اصلی پناهندگان در همه جای دنیا، دسترسی به اطلاعات و حمایت‌های لازم برای نیازهای اساسی و ضروی است به یورونیوز فارسی گفت: «تنها دلیل این دلهره تفاوت زبان نیست، بلکه تفاوت گسترده مراحل اداری در تمام کشورها نیز بر این ترس می افزاید.»

وی در ادامه، پناه بردن به کشوری که «به صورت اجتماعی و یا نهادی» آغوشی باز برای پناهندگان ندارد را عامل تشدید و دلهره مهاجران و پناهندگان افغان در ایران خواند و افزود:‌ «ما در خلال کارمان مشاهده کردیم که ایران با وجود داشتن یکی از بزرگ‌ترین جمعیت‌های مهاجر، یکی از مکان‌هایی است که مهاجران افغانستانی در آن به حاشیه رانده شده‌اند.»

یکی از اعضای دست‌اندرکار پروژه «مهاجر» می‌گوید که اطلاع از وجود منابع، سازمان‌ها و گروه‌های یاری‌رسان با وجود تمامی این مشکلات باعث شد که این تیم به فکر شناسایی و جمع‌آوری اطلاعات درباره آنها بیافتد تا بتواند با طراحی یک اپلیکیشین، این اطلاعات را در اختیار پناهندگان افغان قرار دهد.

وی ایجاد کردن مسیری برای گردآوری روایت‌های مهاجرین از مسائل و مشکلاتشان را، «گام مهمی برای برآورده کردن خواسته‌ها و نیازهای» این قشر می داند و می‌گوید: «در نهایت تحقیقات ما در درون گروه‌های افغانستانی ثابت کرد که اپلیکیشنی حاوی اطلاعات و حمایت‌های لازم در زمینه حقوق قانونی و نیازهای اساسی و در عین حال دریچه‌ای برای گزارش مشکلات و نیازهای آنان، می‌تواند برای این گروه از جامعه مهم و مفید باشد.»

به گفته تیم مدیریتی اپلیکیشن «مهاجر» که بیش از هزار کاربر دارد، سخت‌ترین جنبه این برنامه، اطلاعات به روز نشده در زمینه فرآیندها و روندهای اداری همچنین راستی‌آزمایی این اطلاعات است.

این فعالان به پیام‌های «رنج‌آلود» و سرشار از ناامیدی کاربران خود و پناهندگان افغان مقیم ایران اشاره می‌کنند و می‌گویند که این افراد «نمی‌توانند باور کنند کسی در ایران واقعا به فکر حمایت از آنان باشد و در راستای بهبود وضعیت معیشت آنها قدمی بردارد.»

از سوی دیگر این تیم که هدف خود را بازسازی اعتماد جامعه افغان می‌داند، به همراهی بسیاری از سازمان‌ها و افراد علاقمند به همکاری در زمینه بهبود شرایط زندگی این پناهندگان در ایران اشاره می‌کند و می‌گوید که از طریق اپلیکیشن مهاجر، شبکه جدیدی از افراد و گروه‌هایی ساخته شده است که «مایلند برای هرچه بهتر کردن شرایط مهاجرین افغانستانی از آنان حمایت کنند و حس بهتری از سکونت در ایران برای آنها ایجاد کنند.»

نقض حقوق پناهندگان و مهاجرین افغان توسط ایران»، به طور مستند نشان می‏‏دهد که چگونه سیستم معیوب ایران منجر به روند بازداشت و اخراج می‏‏گردد که فقدان تشریفات حقوقی یا فرصتی برای فرجام خواهی می‏باشد. مقامات رسمی ایران در سال‏های ‏‏‏اخیر، با وجود بدتر شدن شرایط در افغانستان، راه‏های ‏‏‏قانونی برای درخواست پناهندگی یا انواع دیگر مهاجرت به ایران را برای افغان‏ها محدود ساخته‏اند‏‏‏. این سیاست‏ها ‏‏‏برای حقوق و امنیت حدود یک میلیون افغان که ایران آنها را به عنوان پناهنده می‏‏شناسد، و نیز برای صدها هزار تن دیگر که از جنگ و ناامنی‏های ‏‏‏افغانستان گریخته‏اند‏‏‏، خطری جدی ایجاد می‏‏کند. این شیوه‏ها ‏‏‏همچنین تعدادی از تعهدات ایران نسبت به کنوانسیون پناهندگان ۱۹۵۱ را نقض می‏‏کنند.

جو استورک، معاون رئیس امور خاورمیانه گفت «ایران هزاران افغان را به کشوری می‏‏فرستد که خطر موجود در آن هم واقعی و هم جدی است. ایران ملزم است به درخواست‏های ‏‏‏پناهندگی این مردم گوش فرا دهد، نه اینکه آنها را از یک طرف جمع کرده و به آن طرف مرز، در افغانستان بریزد.»

سازمان دیده‏بان‏ حقوق بشر موارد خشونت از جمله ضرب و شتم، حبس در شرایط غیر بهداشتی و غیر انسانی، اجبار به پرداخت پول برای انتقال و اسکان در اردوگاه‏های ‏‏‏مرزی، کار اجباری، و جداسازی اجباری اعضاء خانواده‏ها ‏‏‏از یکدیگر را مستند ساخته است. سازمان دیده‏بان‏ حقوق بشر به ویژه در باره آزار و اذیت نیروهای امنیتی ایران نسبت به کودکان مهاجر بدون سرپرست – که بدون والدین و یا هر گونه سرپرست دیگر سفر می‏‏کنند، و تعداد قابل توجهی از کارگران مهاجر و اخراج شوندگان افغان را تشکیل می‏‏دهند – نگران است.

مقام‏های ‏‏‏ایرانی به طور فزاینده‏ای ‏‏‏افغان‏ها ‏‏‏را برای خروج از ایران تحت فشار قرار می‏‏دهند. دولت ایران در ژوئن ۲۰۱۲، ثبت نام در طرح خود به نام «طرح ساماندهی اتباع خارجی» را به پایان رساند. این طرح به برخی از افغان‏های ‏‏‏غیر مجاز اجازه می‏‏داد وضعیت خود را به طور موقت قانونی ساخته و ویزای محدودی دریافت کنند.

در ماه نوامبر ۲۰۱۲، هیئت وزرای ایران طی صدور مصوبه ای به دولت اجازه داد تا پایان سال ۲۰۱۵، ۶/۱ میلیون خارجی را «که به طور غیر قانونی در ایران سکونت دارند»، از کشور اخراج کند. این مصوبه که هماکنون در سطح معاونت ریاست جمهوری به تأئید رسیده، به وزارت کشور همچنین دستور می‏‏دهد بازگشت داوطلبانه ۰۰۰ر۲۰۰ افغان دیگر که قانوناً پناهنده محسوب می‏‏شوند را تسهیل و نیز جواز پناهندگی ۰۰۰ر۷۰۰ افغان دیگر را هم باطل کند.

مقام‏های ‏‏‏ایرانی به ۰۰۰ر۳۰۰ افغانِ ساکن ایران که بر طبق «طرح ساماندهی اتباع خارجی» دارای ویزا و اجازه کار موقت بودند دستور دادند پس از انقضاء ویزای آنها در ۶ سپتامبر ،۲۰۱۳ که ظاهرأ قابل تمدید آن هم وجود ندارد، کشور را ترک کنند. در زمان نگارش این بیانیه، مسئولین ایرانی هنوز طرح خود برای اخراج این افغان‏ها ‏‏‏را به اجرا درنیاورده‏اند‏‏‏.

در حالی که دولت ایران فشار بر افغان‏ها را به تدریج تشدید می‏‏دهد تا کشور را ترک کنند، اوضاع وخیم اقتصادی و امنیتی افغانستان خطر را برای بازگشت کنندگان افزایش می‏‏دهد. در شش ماه نخست سال ۲۰۱۳، درگیری‏های ‏‏‏مسلحانه و ناامنی در افغانستان تعداد افراد آواره در داخل کشور را به ۰۰۰ر۱۰۶ افزایش داده و تعداد کل آوارگان را به بیش از ۰۰۰ر۵۸۳ رساند. در نیمه اول سال ۲۰۱۳ در مقایسه با نیمه اول سال ۲۰۱۲، سوانح غیر نظامی ۲۳ درصد افزایش یافته  که عامل اصلی آن حملات طالبان و گروه‏های ‏‏‏شورشی دیگر می‏‏باشند. سرمایه گذاری بینالمللی ‏‏‏و کمک‏های ‏‏‏مالی خارجی که پیش از مهلت پایان سال ۲۰۱۴ برای خروج کامل نیروهای نظامی بینالمللی کاهش یافته است، سبب افزایش تزلزل اقتصادی در این کشور گردیده است.

محدودیت‏های ‏‏‏قانونی و موانع دیوان سالاری در ایران امکان ارائه درخواست پناهندگی و یا ثبت نام برای دریافت اَشکال دیگر محافظت‏هایی که در حقوق بین‏الملل تعیین شده و بر پایه شرایط موجود در افغانستان می‏‏باشد را عملاً برای افغان هایی که جدیداً وارد ایران می‏‏شوند غیر ممکن ساخته است. بر طبق یافته‏های ‏‏‏سازمان دیده‏بان‏ حقوق بشر، خط مشی‏های ‏‏‏ایران امکان اعتراض قانونی نسبت به اخراج از کشور را برای صدها هزار افغان ساکن ایران که ممکن است با بازگشت به افغانستان در معرض آزار و اذیت و یا آسیب جدی قرار داشته باشند از آنها سلب کرده است.

استورک گفت «ایران بارِ میزبانیِ یکی از بزرگترین جمعیت‏های ‏‏‏پناهنده در جهان را برای بیش از سه دهه به دوش کشیده است، اما رفتار با آنها باید مطابق با معیارهای بینالمللی ‏‏‏باشد. اوضاع افغانستان ممکن است اکنون بیش از زمانی که این پناهندگان برای نخستین بار از آنجا گریختند خطرناک شده باشد، و الان زمانِ آن نیست که ایران آنها را به سرزمین‏شان باز گرداند.»

سازمان دیده‏بان‏ حقوق بشر گفت دولت ایران باید معایب جدی که در سیستم پناهجویی کشور وجود دارد و به افغان‏ها ‏‏‏اجازه نمی‏‏‏دهد درخواست پناهندگی کنند را مورد توجه قرار دهد. تعداد ۰۰۰ر۸۰۰ افغان که اکنون به عنوان پناهنده رسمی محسوب می‏‏شوند، در سال ۲۰۰۳ بر طبق طرح «آمایش» این کشور که یک برنامۀ ثبت نامِ طراحی شده برای شناسایی و ردیابی پناهندگان مجاز بود، ثبت نام شدند. اکنون آنها باید کارت‏های ‏‏‏ثبت پناهندگی خود را هر سال تجدید کنند، و در غیر این صورت در خطر اخراج به افغانستان قرار خواهند داشت.

سازمان دیده‏بان‏ حقوق بشر همچنین مشکلاتی که در ارتباط با نحوه رفتار ایران نسبت به پناهندگان ثبت شدۀ افغان وجود دارد را هم مستند ساخته است. ایران مراحل پیچیده و دشواری را برای افغان‏ها در رابطه با نگهداشتن وضعیت «آمایش» آنها، به وجود آورده است. این مراحل شامل ثبت نام‏های ‏‏‏مجدد و مکرر نزد سازمان‏های ‏‏‏دولتی مربوطه می‏‏باشد، بدون آنکه کمکی در اختیار افراد کم سوادی که قادر به درک این مراحل پیچیده اداری نیستند گذاشته شود، و نیز شامل پرداخت هزینه‏های ‏‏‏هنگفتی می‏باشد که پناهندگان مستمند بضاعت پرداخت آن را ندارند.

افغان‏های ‏‏‏اخراج شده از ایران به سازمان دیده‏بان‏ حقوق بشر گفتند کوچکترین اشتباه در انجام این مراحل، از جمله اشتباهاتی که در مرحله ثبت نام روی می‏دهند، می‏‏تواند مقام‏های ‏‏‏ایرانی را قادر سازد جواز پناهندگی این افغان‏ها ‏‏‏را برای همیشه باطل کرده و آنها را به سرعت اخراج کنند. دولت ایران همچنین دستور داده است مناطق وسیعی از ایران برای سفر و اسکان افراد غیر ایرانی، «مناطق ممنوعه» محسوب شوند.

نیروهای انتظامی و امنیتی ایران همچنین حقوق افغان‏ها ‏‏‏را نقض می‏‏کنند و در حین اخراج آنها از کشور مرتکب آزار و اذیت‏های ‏‏‏جدی نسبت به آنها می‏‏شوند. برخی از افغان‏هایی که سازمان دیده‏بان‏ حقوق بشر با آنها مصاحبه کرده بود، جواز رسمی پناهندگی از مقام‏های ‏‏‏ایرانی دریافت کرده بودند و بسیاری از آنها سال‏ها  ‏‏‏و یا حتی دهه‏ها ‏‏‏در ایران زندگی کرده بودند. معهذا این افراد گزارش کردند که مسئولین ایرانی که آنها را اخراج می‏‏کردند، به آنها فرصت و مهلت ندادند تا دستمزد خود را دریافت و یا اموال خود را جمع آوری کنند، یا حتی در برخی از موارد با اعضاء خانواده‏شان تماس بگیرند.

سیاست‏های ‏‏‏دولت ایران نسبت به مهاجرین افغان، انواع دیگری از ایذاء و اذیت و تبعیض را به وجود می‏‏آورد. اگرچه مسئولین ایرانی تلاشهایی در جهت آموزش کودکان افغان انجام داده‏اند‏‏‏، اما بسیاری از افغان‏ها ‏‏‏که مقیم غیر مجاز می‏‏باشند با موانع اداری مواجهند که سبب محرومیت فرزندان آنها از حضور در مدارس می‏‏شود – عملی که نقض حقوق بین‏الملل ‏‏‏می‏‏باشد. قانون ایران افغان‏هایی را که دارای اجازه کار به عنوان پناهنده می‏‏باشند، بدون توجه به میزان تحصیلات و مهارت‏های ‏‏‏آنها، به انجام مشاغل معدودی محدود می‏‏کند که کارهای خطرناک و با دستمزد کم می‏‏باشند. قانون ایران همچنین افغان‏ها ‏‏‏را از شمول حقوق شهروندی و ازدواج ممنوع، و یا آنها را بسیار محدود، می‏‏سازد. مردهای افغان که با زنان ایرانی ازدواج می‏‏کنند نمی‏‏‏توانند درخواست تابعیت ایرانی کنند، و فرزندان حاصل از اینگونه ازدواج‏ها ‏‏‏با موانع جدی برای کسب تابعیت روبرو هستند.

دولت ایران همچنین برای محافظت از افغان‏ها ‏‏‏در برابر خشونت‏های ‏‏‏فیزیکی ناشی از برانگیخته شدن احساسات ضد خارجی در ایران، و نیز مجازات مرتکبین اینگونه اعمال، گام‏های کافی را برنداشته است.

استورک گفت «ایران در بسیاری از زمینه‏ها ‏‏‏به حقوق افغانهایی که در ایران زندگی می‏‏کنند احترام نمی‏‏‏گذارد. حتی مهاجرینی که دارای وضعیت پناهندگی نیستند هم باید از حقِ مسلّمِ تحصیل برای فرزندانشان، در امان بودن از آزار و اذیت، و داشتن فرصت برای ارائه درخواست پناهجویی پیش از اخراج از کشور برخوردار باشند – اما دولت ایران به این حقوق احترام نمی‏‏‏گذارد.»

گزیده‏ای ‏‏‏از اظهارات چند تن از اتباع افغان که در مصاحبه با ما شرکت کردند

«ما با مینی بوس در منطقه سرهک سفر می‏کردیم. یک مأمور پلیس آمد و از ما خواست کارت شناسایی خود را نشان دهیم. مأمور پلیس کارت شناسایی ما را با خود برد و گفت «فردا کارت را به شما پس می‏دهم. ساعت ۸ صبح اینجا باشید.» من هم [فردای آن روز] رفتم و آنها همگی ما را داخل اتومبیلی گذاشتند و به یک بازداشتگاه [مخصوص اخراج از کشور] بردند. [سپس ما را از کشور اخراج کردند در حالی که سه فرزند ما، ۸، ۱۰، و ۱۲ ساله در ایران مانده‏اند….] نمی‏دانم چه باید بکنم. پولی ندارم که پاسپورت و ویزا بگیرم. ما هیچکس را در مشهد نداریم که به ما کمک کند. ما به مزار شریف خواهیم رفت. در آنجا خانه‏ای نداریم، اما سعی میکنیم خانهای اجاره کردیم و فرزندانمان را از ایران به اینجا بیاوریم. نمی‏دانم خداوند چه راهی پیش پای من خواهد گذاشت.»

— عارف، که به همراه همسر و فرزند نوزادش از ایران اخراج شد، در حالیکه سه فرزند دیگرش در ایران در خانه تنها مانده اند. خانواده آنها به مدت ۱۰ سال در ایران زندگی کرده بودند و به هنگام اخراج دارای کارت معتبر طرح جامع ساماندهی بودند.

«آنها به سر و شانه‏های ما می‏زدند. پنج بار با اسلحه کلاشنیکف به پشت سر من کوبیدند. پس از نشستن، به چانه ام لگد زدند. به چانه من لگد زدند و گفتند برو توی صف.»

— رفیق، ۱۸ ساله، از اعضاء یک گروه افغان بود که به همراه یک قاچاقچی سعی داشتند وارد ایران شوند. چند تن از آنها پس از دستگیری توسط پلیس و پاسخ ندادن به سؤال پلیس که چه کسی در میان آنها قاچاقچی بود، مورد ضرب و شتم قرار گرفتند.

«هنگامی که فرزندان ما [به علت خارجی بودن] از مدرسه اخراج شدند، تصمیم گرفتیم [ایران را] ترک کنیم. اما دیگر خیلی دیر شده بود. ما دیگر مقیم قانونی نبودیم و بنابراین نمی‏توانستیم به جای دیگری برویم. ما کارتهای سبز [کارتهای اقامت]، مدارک سازمان ملل داشتیم. اما دولت ایران این مدارک را جمع آوری کرد و مدارک جدیدی صادر کرد که هر شش تا نه ماه تمدید می‏شد. آخرین مدرک، ارزش چندانی نداشت [و بعد] نهایتاً آن را هم از ما گرفتند.»

— نجیب ت.، ۵۵ ساله و همسرش ۴۵ ساله. هنگامی که دولت ایران اعلام کرد شهری که آنها در آن به مدت ۱۸ سال زندگی کرده بودند، برای خارجی‏ها جزء «مناطق ممنوعه» می‏باشد و آنها پس از آنکه به تمام خارجی ها دستور داده شده بود آنجا را ترک کنند، هنوز در آنجا به سر می بردند، جواز پناهندگی خود را از دست دادند.

«به محض بیدار شدن متوجه شدیم که سربازهای ایرانی ما را محاصره کرده‏اند. آنها گفتند از جای خود حرکت نکنید والا شلیک می‏کنیم. پلیس افرادی که حلقه داشتند، را برد. آنها تلفن مرا شکستند. ما را داخل کانتینر کامیون‏های بزرگی گذاشته و با خود بردند. نزدیک بود از کمبود اکسیژن بمیریم. درها را قفل کرده بودند. به آنها التماس می‏کردیم در را باز بگذارند، در غیر اینصورت خواهیم مرد. آنها گفتند شما باید بمیرید. مرد چاقی همراه ما بود که در حال مرگ بود. بیهوش شده بود. یکی از بستگانش روکش پارچهای [کامیون] را پاره کرد تا او بتواند نفس بکشد.«

— نعیم، ۳۰ ساله، به همراه یک گروه ۵۰۰ نفری افغان توسط قاچاقچیها به ایران سفر می‏کردند. پس از عبور از مرز، در حال استراحت بودند که توسط پلیس دستگیر شدند.

«من دو پسر و پنج دختر دارم. یکی از دخترانم در افغانستان به علت سکته مغزی درگذشت. حالا چهار دختر برایم باقی مانده. یکی از پسرانم را اخراج کردند، در نتیجه الان فقط یک پسر برایم مانده. من به زندگی با این یک پسرم عادت داشتم. اما این مردم بیرحم او را هم از من گرفتند. او پسر پر جنب و جوشی بود، همیشه به همه جا می‏دوید و سر می‏کشید. من همه درها را قفل کرده بودم که نتواند بیرون برود. و پسر بزرگم هم پیش از رفتن به محل کارش به من گفت درها را قفل کنم. اما این غیر ممکن است … مگر می‏شود یک پسر جوان را در خانه نگاه داشت؟ پس از مدتی شروع به خواهش و تمنا کرد که در را برایش باز کنم. او گفت در را باز کن، من می‏روم چند تخم مرغ بخرم و برای خودم بپزم. همین که از خانه بیرون رفت، بلافاصله او را دستگیر کردند. او ۱۲ ساله است. او را شش ماه پیش از کشور اخراج کردند.»

— جمیله، حدود ۴۰ سال دارد. او پس از درگذشت شوهرش، از افغانستان به ایران رفت تا به دیگر اعضاء خانواده‏اش، از جمله خواهرش که در آنجا بودند، بپیوندد. او و دو پسرش به طور غیر قانونی در ایران اقامت داشتند.

«من حدود یک ماه پیش افغانستان را ترک کردم. از آنجا رفتم چون دیگر چیزی برای خوردن نداشتیم. هیچ پولی نداشتیم. در حقیقت نابود شده بودیم. خانواده‏ام هزینه رفتن مرا به قاچاقچی پرداخت کردند، اما این تصمیم من بود که بروم. از طریق پاکستان رفتیم. در کوهستان‏های پاکستان در حالیکه  پیاده می‏رفتیم دزها با پنج اسلحه کلاشنیکف آمدند و هر چه داشتیم از ما گرفتند …. بین راه زاهدان و تهران دوباره به ما دستبرد زدند. من داخل کفشم مبلغی پول داشتم که دزدهای اولی پیدا نکردند، اما دزدهای دومی آن را پیدا کردند. یک روز بعد در حالیکه هنوز پیاده می‏رفتیم، پیش از رسیدن به تهران، پلیس ما را پیدا و دستگیر کرد. در بازداشتگاه، غذا خیلی کم بود. من در بازداشتگاه اول ۰۰۰ر۳۰ تومان [معادل ۲۵ دلار امریکا] و سپس ۰۰۰ر۱۰ ریال [معادل ۸ دلار امریکا] در سفید سنگ [اردوگاه اخراج] پرداختم. خانواده‏های ما این پول ها را فرستادند. پلیس به ما گفت یا باید این مبلغ را پرداخت کنید و یا همین جا خواهید ماند.»

— سلیم، ۱۴ ساله، که تنها به همراه قاچاقچی ازاستان دایکندی در مرکز افغانستان به ایران آمد تا به دو برادر بزرگتر خود که در ایران بودند بپیوندد.

«نمی‏دانم چه باید بکنیم. ما اینجا پولی نداریم؛ برای بازگشت، پول نداریم. همسرم کار نمی کند–او بیسواد است.»

— پدر حسینا و زهره، با اخراج او و دو دختر نوجوانش از کشور، همسر و سه فرزند کوچکترش در ایران باقی مانده‏اند. پس از آنکه این دو دختر به دلیل آنکه حسینا  کفش اسپورت صورتی روشن پوشیده بود، در شهر مقدس قم دستگیر شدند، پدر و دخترانش را از کشور اخراج کردند. پس از آنکه آنها برای کمک به اعضاء خانواده تلفن کردند، پدر آنها و نامزد زهره به ایستگاه پلیس مراجعه کردند. هنگامی که پلیس متوجه شد آنها افغان هستند، هر چهار نفر آنها را از کشور اخراج کرد.

«حدود ساعت ۶ صبح، ۲۰ تا ۲۵ نفر مأمور با لباسهای نظامی به خانه‏ها حمله کردند و ما را دستگیر کردند. بعضی از ما را زدند. سپس ما را سوار چند کامیون کردند. برای مدتی در راه بودیم. بعد دیدیم در وسط یک صحرای خشک ما را پیاده کردند. برایمان کمی غذا آوردند. و بعد هم ما را به یک قرارگاه پلیس محلی بردند. چند نوجوان ۱۲ و ۱۳ ساله هم در میان ما بودند. در قرارگاه پلیس محلی در حدود ۴۵۰ افغان غیرقانونی بودند. ما باید هر یک ۵۰۰۰ تومان (معادل ۴ دلار امریکایی) تهیه می‏کردیم که برای انتقال خود به بازداشتگاه کرمان بپردازیم. من را مجبور کردند یک شب آنجا بمانم چون هیچ پولی نداشتم و آنها [پلیس] آن شب چندین بار با باتوم به سرم زدند. از من خواستند ۲۰۰۰ تومان [۶۳/۱ دلار امریکا] به آنها بپردازم، اما من آن را هم نداشتم، بنابراین من را در اتومبیلی گذاشته به بازداشتگاه کرمان فرستادند. آنجا هم به ۵۰۰۰ تومان احتیاج داشتم اما هیچ پولی نداشتم، بنابراین آنقدر گریه و التماس کردم تا مردم به من کمک کردند. بازداشتگاه کرمان محل وحشتناکی بود. [نگهبانان بازداشتگاه] ما را زدند و ترساندند و خیلی کم به ما غذا می‏دادند.»

— داوود، ۱۶ ساله، قبلاً هم از ایران اخراج شده بود و اکنون با یک گروه ۴۸ نفری سعی داشت به طور قاچاق وارد ایران شود و به برادرش که هنوز در ایران مانده بود، بپیوندد. این گروه در مهمانخانه ای در خواب بودند که پلیس آنها را دستگیر نمود.

✍️ دیدگاه شما 🙏