در رثای گفتگو / حسن جمشیدی خراسانی

 

 

زیبا آفرین

در صفحات مجازی آن اوائل که به راه افتاده بود. تو هر صفحه ای از هر دری می شد سخن گفت. کار با یاهو مسینجر و بعضی از صفحات چتهای داخلی شروع شد و با وایبر به اوج رسید. تجربه فیس بوک هم بد نبود. هر چه بود بعد هم به تلگرام رسیدیم.
در تلگرام گرچه بعضی صفحات وجود دارد که از هر دری می شود سخن گفت ولی صفحاتی هم نیز هست که در آنها به مسائل خاص و تخصصی نگاه می شود. مثلا کاشت زعفران، گردو و بادام، عرفان، فلسفه، جامعه شناسی و…
در صفحات تخصصی یقینا طراحان اولیه صفحه فرصت و مجالی را خواسته اند ایجاد کنند تا افراد به بیان ایده های خود بپردازند یا تحلیلهایی گاه ارائه شود. حرفهای جدیدی بشنود و…
گاه در صفحات تخصصی دیده می شود که گویا این افراد از پیش خدا آمده اند و علم ماکان و ما یکون در نزد آنها است. یکی می گوید در مثلا کاشت زعفران می این کار را کرده ام و خوب جواب داده است. از هر طرف به سویش حمله ور می شوند و آن قدر نیش و کنایه می گویند که مجبور شود طرف یا سکوت کند یا عطایش را به لقایش ببخشد. بی خدا حافظی صفحه را ترک کند. عزیز من این آقا تجربه شخصی خودش را برای شما بیان می کند. دیگری تجربه خودش را در صنعت گردو بیان می کند. این ارزش مند است. به تجربه هایی که بیان می شود به عنوان دستاورد تامل بشود. پیشرفت از همین جاها اتفاق می افتد. طرف می گوید من زعفرلن گلخانه ای کاشته ام محصول خوبی داشت. می شود کار کرد. از هر دری آن قدر نیش و قلمبه بارش می کنند که شاید زعفران کاری را هم رها کند.
این اتفاق در علوم انسانی بدتر و شدیرتر است. سرکار خانمی پس از مدتی تحقیق می گوید ایه شریفه که به عنوان اثبات حجاب و وجوب ان تمسک می شود دلالت ندارد. ان قدر به او حرفهای چارواداری می گویند که آدم خجالت می کشد که لگوید علوم انسانی ان هم الهیات خوانده است. راحت بد و بیراه می گویند. راحت اهانت می کنند. راحت قلمبه و لچیار بار افراد می کنند. اصلا گوش نمی دهند. و جالب این که طرف حاصل تحقیقات را می گوید. یعنی حرف جدید. افراد به همان سخنان نخ نما شده مدام استناد می کنند.
در بحثی تحت عنوان و اضربوهن که زن را می شود زد یا نه، پیشنهاد شد که یکی از معنای ضرب زدن است معنای دیگری هم دارد. بنده خدا را چنان زیر مشت و لگد کلمات له کردند که با ضربه فنی تهمت از بالای رینگ به پایین پرتابش کردند.
به نظر می رسد هنوز نیاموخته ایم که فضای مجازی مثل تلگرام یا فیس بوک یا هر صفحه دیگر، برای ما، تاتی تاتی کردن و آموختن فوت و فن دنیای مدرن است. فراگیری شیوه گفتگو.
بعضا فضای مجازی را به حقیقی بدل کرده و اجازه حرف زدن هم به دیگری نمی دهند. هرچند حرف او تازه و راهگشا باشد‌.
گاهی بعضا تو حرف، روشنفکر بازی در می آوزند. تو میدان عمل که قرار می گیرند شبیعه معدن زغال سنگ می شوند. دریغ از ذره ای نور و روشنایی در آنها. مجال فکر به دیگران نمی دهند تا آوای خوش رهایی را بشنویم. تا راهی به رهایی بیابیم.
به یاد داشته باشیم کسی که ان قلت می کند لزوما کسی نیست که نفهمیده باشد. بلکه کسی است که فهمیده ولی نسبت به آن اشکال دارد. دلیل ندارد که شما همه حرفهایی که او دیده را دو باره بازگویی کنید. خداوند رحمت کند مرحوم آیت الله سعیدی کاشمری را بارها تذکر می داد که به قولهای قیل در فقه و اصول توجه کنید. از کنار آن به سادگی نگذرید. گاه این قیلها سخنان بزرگانی است که تحت شرایطی به حاشیه رانده شده اند.
صبحی صالح افزون بر نهج البلاغه یک کتاب هم در باره قرآن دارد. به نام پژوهش هایی در باره قرآن و وحی. این کتاب توسط محمد مجتهد شبستری خیلی سالها قبل ترجمه شد. در یک پارگراف کوتاهی به عنوان قول قیل و ضعیف به تبعیت از قاموس کتاب مقدس به بیان معنای وحی می پردازد که کشف است. همین قول ضعیف حاشیه ای بعدها توسط مترجم همین کتاب به عنوان یک نظریه شاخص و قابل توجه به عالم قرآن پژوهان و اصحاب فکر و اندیشه ارائه می شود.

نباید در برابر هر نظر جدید که ارائه می شود با انگهای
تو نمی فهمی
تو متوجه نمی شوی
با اصول مسلم می خواهی مخالفت کنی.
با خدا و پیامبر در افتاده ای.
و…
به مخالفت برخاست. طرف را با همه درگیرهای کاری و فرصتهای محدود به گروه دعوت می کنند تا بیاید و صرفا گوش باشد. هر حرفی که می زند با انگ تو نمی فهمی یا تو متوجه نمی شوی یا تو در جریان نیستی به کنج فرستاده می شود و درخت اندیشه را از ریشه می خشکانند. در بارهدحجاب دوستی نکته را مطرح می کند حجیت آیه و یا روایتی را ناتمام می داند به شخصیت فرد پرداخته و او را تحلیل روان شناختی می کنند که حتما طالب فساد و فحشا و‌… است. یک زمانی فیلمهای مخملباف را که نقد می زدند عمده اشکال فیلمهای مخملباف را صیغه ای بودن ننه اش می دانستند.
خب اگر می بینید که در جمع شما است یا در این گروه تخصصی است پس لااقل یکی از شما و هم سطح شما است. این لااقل ماجرا است. چیزی شبیه نامزدهای انتخاباتی است. از ده ها فاکتور می گذرند. تمامی زوایای زندگی اش را مورد سوال قرار می دهند و از چند جا استعلام می گیرند. بعد از این که از فیلتر شورای نگهبان به عنوان افراد متقی و پاکدامن و محبوب عندالله معرفی که شدند تازه می گویند مواظب باشید که فریب نخورید و به مهره های اجانب رای ندهید. مگر می شود تایید شده توسط شورای نگهبان فرد مزدور و خائن هم باشد…
در گروههای تخصصی نیز این روال طی می شود. افراد از فاکتورهای متعدد می گذرند. توسط اعضا تایید می شوند. همین که وارد شدند، موج حمله و اعتراض به مطالبش شروع می شود.
به یاد پیره زنهای محله خودمان می افتم که گاه عصبانی می شدند. به سینه هاشان می زدند که الهی تیر غیب به جگرت بخورد. و جالب بود که بچه خودشان را نفرین می کردند‌…
باید این فرهنگ و این نوع واکنش را در عرصه گفتگوها وانهاد. و از آن فاصله گرفت. تمام حقیقت پیش هیچ کس نیست. و بخشی از حقیقت هم معلوم نیست پیش من یا شما باشد. اجازه بدهید تا در زیر زد و خورد اندیشه ها، پری روی حقیقت، گیسوان افتاده بر چهره را کنار بزند و گوشه چشمی نیز نظر به ما کند و شاید هم حجاب پاره کند و رخ بنماید.
یعنی نظر دیگری را تحمل کنیم.
باور کنیم که همه حقیقت پیش من بلکه ما نیست.
احتمال بدهیم آن کس که سخن می گوید هرکه می خواهد باشد، سخنش ارزش شنیدن دارد. خصوصا در حوزه های علوم انسانی که هر نکته و مطلبران می تواند اموزنده باشد. مرحوم نایینی که معالم درس می داده است از طلبه ها می خواهد که درس را بنویسند و جزوه ارائه کنند. طلبه ها جزوه را که به نرحوم نایینی می دادند ایشان جزوه ها را کامل می خوانده است. به ایشان می گویند حضرت آقا این جزوه ها ماحصل درس خود شما است. دیگر خواندن ندارد. می فرماید در هر رساله و جزوه ای نورانیت خاصی است…
در هر نکته و مطلبی که دوستان و عزیزان می نگارند نورانیت خاصی است. باید قدر آن را دانست. با سعه صدر و تحمل بالا بدان گوش فرا داد.
رب اشرح لی صدری.