محمد هاشمی: جریان اصولگرا برای نیل به اهداف سیاسی بارها از همین واژه «مکتب امام» استفاده کرده است / زاکانی صلاحیت تبیین مکتب امام را ندارد

 

 

نگام ؛ سیاسی _ بعد از حدود ۳۰ سال از رحلت بنیانگذار جمهوری اسلامی، حالا چهره‌هایی مثل علیرضا زاکانی، نماینده پیشین مجلس و عضو شورای مرکزی جمعیت رهپویان انقلاب اسلامی سعی می‌کنند تا با ترسیم ویژگی‌های مکتب امام تسویه حساب‌های سیاسی و جناحی کنند. چنانکه محسن رفیقدوست نیز اخیرا گفته است: «هنوز یک عده مانده‌اند که باید از قطار انقلاب پیاده شوند.» این نوع از تقسیم بندی برای طرد برخی چهره‌های سیاسی از قطار انقلاب پیش از این نیز بارها سابقه داشته است. چنانکه حسن روحانی، در بهمن ماه ۹۶ در پاسخ به این نوع رفتارها گفته بود: «کسانی را از قطار انقلاب پیاده کردیم که می‌توانسیم پیاده نکنیم. » این گفته رئیس‌جمهور بعد از اعتراضات دی ماه قرار بود که وحدت و هم‌افزایی جناح‌های کشور را گوشزد کند. حالا زاکانی پا را فراتر گذاشته و چهره‌های سیاسی شناخته شده را در یک تقسیم‌بندی دلبخواهی از «مکتب امام» خارج دانسته است. او اعلام کرده است که موسوی، رئیس دولت اصلاحات، هاشمی، احمدی‌نژاد، روحانی و سیدحسن خمینی در مقابل مکتب امام تعریف می‌شوند و علی لاریجانی نیز در ویژگی‌های مربوط به مکتب امام، لنگ می‌زند. اما محمد هاشمی به این اظهارات واکنش نشان داد و گفت که چنین ادعاهایی جز آسیب به نظام و زیر سوال بردن دستاوردهای انقلاب ثمر دیگری ندارد.

به گزارش آرمان ؛ این عضو سابق مجمع تشخیص مصلحت نظام اظهار کرد: «واقعیت این است که اگر کسی درباره موضوعی اعلام نظر می‌کند باید صلاحیت لازم در آن زمینه را داشته باشد به طور مثال یک دندانپزشک نمی‌تواند برای بیمار قلبی دارو تجویز کند.» وی با تاکید بر اینکه صلاحیت افراد برای اظهار نظر در هر زمینه‌ای باید از نظر علمی، فکری، اخلاقی، تجربی و اصولی تایید شده باشد، ادامه داد: «موضوع اینجاست که آقای زاکانی هیچ یک از صلاحیت‌ها را نداشته، اما به خود اجازه می‌دهد هر آنچه به ذهنش می‌رسد را مطرح کند و متاسفانه کسی هم مانع او نمی‌شود».

مکتب امام یا حذف جناحی؟

جریان اصولگرا برای نیل به اهداف سیاسی بارها از همین واژه «مکتب امام» استفاده کرده است. زاکانی هم ترسیم ۵ ویژگی برای مکتب امام به عنوان مقسم اصلی را بهانه کرده تا به این هدف برسد. جالب اینجاست که او تقریبا نام همه روسای جمهور را در لیست سیاه خود قرار داده است. این در حالی است که جریان اصولگرا مدت‌هاست که با بحران مشروعیت مواجه است و در ادوار متمادی انتخاباتی نتوانسته کمترین موفقیتی به دست آورد. زاکانی در توضیح تقسیم بندی‌اش گفت: «اگر دقیق بخواهیم صحبت کنیم من معتقد هستم نه آقای موسوی، نه آقای هاشمی، نه رئیس دولت اصلاحات، نه آقای احمدی‌نژاد، نه آقای روحانی، این پنج ویژگی را ندارند؛ آقای لاریجانی هم در اینها لنگ می‌زند و دچار اشکال است و باید خودش را ترمیم کند. سیدحسن خمینی هم آن پنج ویژگی را ندارد. لذا می‌خواهم بگویم خیلی شفاف است و آن چیزی که مردم وقتی نگاه می‌کنند و می‌گویند انقلاب، باید ببینند که انقلاب در حقیقت هفت هدف عمده داشته؛ استقلال، آزادی، عدالت، پیشرفت معنوی، پیشرفت مادی و ظلم‌ستیزی در سراسر جهان و مظلوم‌نوازی در جهان که در قانون اساسی متجلی است. خب؛ باید کسی در مسیر این هدف‌ها حرکت کند که آن پنج ویژگی را داشته باشد.» در سوی دیگری رفیقدوست هم با چنین نگاهی خواستار پیاده کردن افراد «به بن‌بست رسیده» از قطار انقلاب شده است. وی اظهار کرد: «آن‌هایی که امروز معتقدند ما به بن‌بست رسیدیم خود به بن‌بست رسیده‌اند. انقلاب همانند یک قطار بود و راننده این قطار، امام و امروز هم رهبر انقلاب است. این قطار به سمت مقصدش حرکت می‌کند. امام همه را سوار این قطار کرد. عده‌ای در مسیر دیدند نمی‌توانند با این قطار به مقصدش بیایند؛ شروع به دویدن در خلاف جهت حرکت قطار کردند. به انتهای قطار که رسیدند، دیدند چاره‌ای جز پیاده شدن ندارند؛ جبهه ملی‌ها، نهضت‌ آزادی‌ها و غیره از این قطار پیاده شدند. هنوز یک عده مانده‌اند که باید از این قطار پیاده شوند؛ آنهایی که معتقدند ما به بن‌بست رسیده‌ایم».

سیاست حذف

محمد هاشمی البته معتقد است که «از آقای زاکانی باید سوال کرد بر اساس کدام دانش، تخصص و تجربه اظهار نظر می‌کند؟ آیا ایشان امام را می‌شناسد؟ منظور ایشان از مکتب امام چیست و اینکه منظور ایشان از امام چه کسی است؟» به نوشته خبرآنلاین، هاشمی یکی از گفته‌های معروف بنیانگذار جمهوری اسلامی را یادآورده شد و گفت: «آیا منظور آقای زاکانی از امام همان شخصیتی است که گفتند «هاشمی زنده است چون نهضت زنده است؟» آقای زاکانی با چنین اظهارنظرهایی تنها تمام دستاوردهای انقلاب را زیر سوال می‌برد.» هاشمی درباره دلایل چنین اظهارنظرهایی درباره شخصیت‌های نظام، گفت: «اشکال کار اینجاست که ما در نظام ضابطه‌مند عمل نمی‌کنیم. این در حالی است که هر نظام حکومتی، دارای ناظرانی است که اظهارات افراد را رصد کرده تا چنانچه به بیراهه رفتند تذکر داده و خواستار اصلاح شود یا دادستان و مدعی‌العموم نسبت به اظهارنظرهای بی‌اساس و توهین‌آمیز ورود کرده و واکنش نشان می‌دهد ولی ما چنین جایی را در نظام سیاسی و حکومتی‌مان نداریم و متاسفانه شاهدیم که حیثیت و آبروی افراد هم مهم نیست.» وی در پاسخ به اینکه آیا عده‌ای به دنبال این هستند که انقلاب را به نام خود بزنند، تاکید کرد: «این موضوع دقیقا شبیه آن است که کسی بخواهد زمین یا خانه‌ای از مردم را غصب کند اما ما معتقد به مکتبی هستیم که باید نسبت به اظهارنظرهای خود پاسخگو باشیم، اما به نظر می‌رسد عده‌ای باوری به آن ندارند.» هرچه هست هنوز این نوع گزاره‌ها در راستای حذف چهره‌های سیاسی از سیاست‌ورزی عمل کرده و دایره مسئولان نظام را تنگ‌تر خواهد کرد. برای وجهه جمهوری اسلامی نیز اینکه همه روسای جمهور تحت چنین عناوینی طرد و حذف شوند، آثار مثبتی در فضای بین‌الملل نخواهد داشت. به ویژه که رئیس‌جمهور نیز تاکید داشت در شرایطی که کشور جنگ اقتصادی را از سر می‌گذراند، باید همه نیروهای سیاسی برای جلب اعتماد مردم تلاش کنند.