از کارگران همچون دستان جامعه تا معلمین به مثابه مغز جامعه

 

 

سهراب سهیلی

 

 

چند ماه اخیر شهرای ایران بیشترین اعتراضات کارگری را در خود دیده است.

از کارگران ساختمانی بگیرید تا کارگران کارخانه ها

و سایر کارگاه های کارگری.

از هپکو اراک تا نیشکر هفت تپه در خوزستان.

وضعیت مملکت به حدی رسیده است که کارگران

به همراه خانواده هایشان برای ستاندن حقوق های از دست رفته چند ماهه یشان

در خیابان های سراسر کشور تجمع می کنند.

یک روز در اراک، روز دیگر در خوزستان، تهران،و تبریز و سایر شهرهای دیگر.

حاکمیت چه راهی را انتخاب کرده است که اکنون این کارگران

که حقوق ماهیانه شان به ۲ میلیون تومان نمی رسد اینطور سر به شورش زده اند؟‌

چرا حاکمیت به دستان پر از رنج این بیچارگان نگاه نمی کند؟

عجیب است رسانه های وابسته هر روز از وضعیت گل و بلبل کشور می گویند

اما در واقع چیزی که در حال اتفاق افتادن است جز رنج و محنت مردم نیست

معلمین که قشر فکور و تربیت شده و تربیت کننده جامعه هستند

امروزه باید به علت وضعیت اسفناک اقتصادی اعتصاب سراسری کنند.

در حالی که سلبریتی های حکومتی

روز به روز به ثروت شان اندوخته می شود

بی آنکه درد این کارگران و معلمین را بفهمند

این قشر رحمت کش و تاثیرگذار در آینده مملکت باید غم نان بخورد.

عدم توازن بین نیروهای جامعه یک شکاف عمیق و عریض ایجاد می کند

که شاید نشود هیچ وقت این شکاف را پر کرد.

چنین فاصله ای می تواند تبعات ناخوشایند داشته باشد

عواقبی که به نفع حاکمیت نخواهد بود.

حالا یا روز به روز به این فاصله بیفزایند

و یا چاره ای بیندیشند.

صلاح مملکت خویش خسروان دانند!

 

 

نگام ، ناگفته های ایران ما