گفتگوی نگام با محمدرضا فرزین ، نویسنده و کارگردان سینما و تلویزیون و تحلیلگر مسائل سیاسی : جماعتی که خودشان افسد هستند نمی توانند جلوی فساد را بگیرند / تمامی مشکلات کشور به تشکیلات فاسد قضایی ما مرتبط است / در مظلومیت سلطان سکه همین کافی است که ما بستر و زمینه را فراهم می کنیم برای سودآوری سپس انها را می گیریم و اعدام می کنیم و اموالشان را مصادره می کنیم / این اعدام قطعا سفارشی بوده است برای فریب اذهان عمومی / چرا سلطان شکر و سلطان لاستیک را اعدام نمی کنند ؟

 

 

نگام ؛ حسن مقیمی _ فردی که در ایران به “سلطان سکه” معروف شده بود، اعدام شد. وحید مظلومین ۵۶ سال داشت و به گفته کسانی که از نزدیک او را می‌شناختند، بیش از سه دهه در بازار تهران معامله سکه و طلا میکرده است. محمد اسماعیل قاسمی، یکی دیگر از متهمان این پرونده هم اعدام شده است. سازمان عفو بین الملل گفته ایران بار دیگر به شکلی بیشرمانه نشان داده که برای زندگی انسانها، ارزشی قائل نیست. در این راستا محمد طبیبیان در کانال تلگرامی خود نوشت: “سلطان سکه و دست یارش! تا آنجا که بیاد مى آورم روزى اعلام کردند هرکس به هر تعداد سکه بخواهد براى خرید به بانک مرکزى مراجعه کند. درست است؟ اگر ماخذ پول افرادى غیر قانونى باشد یک امر دیگر است و قابل رسیدگى، اما اگر قاعده بازى را اشتباه تعیین کرده اید و آنگاه عده اى طبق آن قاعده بازى کرده اند، به چه جرمى تنبیه شده اند؟”

 

مشروح گفت‌وگوی نگام  با محمدرضا فرزین را در ادامه بخوانید:

نگام : براساس اطلاعیه دادستانی، وحید مظلومین و محمد اسماعیل قاسمی به اتهام “افساد فی‌الارض از طریق تشکیل شبکه فساد اخلال در نظام اقتصادی و ارزی و پولی کشور با انجام معاملات غیرقانونی و غیرمجاز و قاچاق عمده و کلان ارز و سکه” به اعدام محکوم شده بودند که هفته ی پیش این حکم اجرا شد ؛ دلیل این سرعت عمل در اجرای حکم را در چه می دانید؟

جالب است وقتی افسد صحبت از فساد می کند.

متاسفانه تمامی مشکلات کشور به تشکیلات فاسد قضایی ما مرتبط است.

انها کارویژه هایی را طراحی کرده اند که فساد را عملا دامن می زند.

شما به رفیق دوست ها دقت کنید .این فرد آزادانه در کشور می گردد اما فاضل خداداد که برای خدمت وارد کشور شد را گرفتند و کشتند . این یک نمونه است و ما دهها نمونه و شاید صدها نمونه دیگر داشته باشیم.

در مظلومیت سلطان سکه هم همین کافی است که ما بستر و زمینه را فراهم می کنیم برای سوداوری بعد همان داستان را اجرا می کنیم .

این حرکت آنها با این عجله با این تصور که می توانند مردم را ساکت کنند انجام شد.

گمان من این است که مسئولین قضایی وارد عمل شدند و وقتی دیدند که طراحی آنها شکست خورده است تا بخشی از این سکه ها را از آنها بگیرند و وارد بازار کنند و قطعا با مخالفت آنها مواجه شده اند لذا حکم اعدام او و شریکش را صادر می کنند تا با رفتنش تمامی دارایی ها و سکه ها را چپاول کنند.

اکنون سرنوشت این سکه ها مشخص نیست چه شده است و البته دستگاه قضایی تصور کرد با اعدام آنها و چپاول دارایی هایشان می توانند بخشی از معضل بازار سکه را حل کنند.

اگر مشکلات اقتصادی با اعدام و ترور حل می شد حاکمیت تا کنون قطعا بسیاری از افراد را اعدام می کرد.

این قصه اعدام این دو نفر مسئله مرموز ی است.

انها قطعا در یک دادگاه فرمایشی و در حالی که هیچ مدارکی در اختیار ندارند کار را انجام داده اند.

لذا این رفتار اصلا رفتار درست و شایسته ای نیست که دستگاهی به نام دستگاه عدلیه مرتکب آن شده است.

این اعدام قطعا سفارشی بوده است برای فریب اذهان عمومی.

نگام : طی بررسی های صورت گرفته تا الان هیچگونه جزئیاتی از پرونده این افراد به بیرون درز پیدا نکرده است و تنها گفته اند فرزند آقای مظلومین قبل از دسترسی مقامات قضایی به مدارک، آنها را از بین برده است و تنها کلیات جرم آنها بیان شده است .نظر شما در این باره چیست .چگونه می شود وقتی مدارک طبق گفته خودشان رویت نشده است حکم اعدام را اجرا کردند؟

این قصه ی همیشگی است.

بعنوان مثال در دادگاه آقای کرباسچی برای آنکه بتوانند یک زمینه سیاسی را بر آن اضافه کنند همین آقای محسنی اژه ای آنقدر دادگاه را طولانی کرد که به سریال کرباسچی معروف گردید و سپس تنها بدلیل ۲۰ میلیون تومان کامپیوتر که به یکی از شهرداری های استان مازندران داده بود به یک سال حبس محکوم شد.

لذا همه چیز لاپوشانی است و از واقعیت امر همه ما آگاهیم و اگر دادگاه علنی برای این دو شخص در نظر می گرفتند می دیدم دست بسیاری از حاکمان و مسئولان به میان می آمد که هیچ گاه پاسخگو به جایی نبوده اند.

لذا با عجله دادگاهی ایجاد کردند و حکمی دادند و با عجله این دو بینوا را اعدام کردند.

اینها هیچ کار غیرقانونی نکردند.

حاکمیت طرحی را اجرایی می کند و ارائه به بازار می کند و این دو نفر این سکه ها را در حد وسع مالی خود خریدند تا بعد ها سود ببرند .

این یک عرف است .هرکس چیزی را می خرد تا بعدها از آن سود ببرد.

خود حاکمیت و دولت به این شکل ارز و سکه را روانه بازار می کنند سپس شخصی را که تنها بخاطر خرید این سکه ها و سوداوری خود در آینده سکه خریده است را می گیرند و اعدام می کنند.

نگام : با توجه به تبلیغاتی که اکثر رسانه های تندروی داخلی انجام داده اند ظاهرا تمامی تقصیرات بر گردن این دو نفر بوده است و از این به بعد ما شاهد کاهش نرخ ارز سکه و دلار در کشور خواهیم بود ؛ به شکلی که انسان به یاد قتل های زنجیره ای می افتد که پس از قتل سعید امامی تمامی تقصیرات را بر گردن او انداختند . آیا به نظر شما این حرکت برای مبرا کردن خود و مقصر کردن یک نفر نبود ؟

دقیقا همینطور است.

من احساس می کنم که این موضوع یک سیاه نمایی بزرگ است در حالی که جنایت بزرگی هم انجام شده است که همانا کشتن دو نفر انسان است برای اینکه اصل موضوع پوشیده شود.

واقعیت امر این است که افسد جامعه افرادی هستند که وابسته به حاکمیت می باشند.

شما به همین سخنان آقای ظریف دقت کنید که بحث پولشویی را مطرح می کند و تندرو ها شروع به مخالفت کردند زیرا که ایشان به موضوع پولشویی توسط قدرت مداران اشاره کرده است.

این تندرو ها شدیدا به آقای ظریف حمله کردند و او را مورد شدیدترین توهین ها و افتراها قرار دادند.

لذا این دو نفر همانند بسیاری دیگر مظلومانه به قتل رسیدند و کشته شدند برای لاپوشانی اصل موضوع و کماکان فساد ها و اختلاس ها ادامه دارد و مردم را به فلاکت و بیچارگی رسانده اند اما میخواهند در زیر سایه این اعدام ها اینگونه معظلات در جامعه را مخفی کنند.

نگام : شما تا چه حد این را قبول دارید که معظلات سکه و قیمت آن ؛ تنها به این چند نفر وابسته بوده است؟

این ها اگر صدها نفر دیگر هم بکشند بی فایده است زیرا این موضوع از اصل غلط است.

مقوله اقتصاد با اعدام حل نمی شود.

این قصه بیشتر جنبه شوخی دارد.

زیرا خود حاکمیت به این موضوع دامن می زند و سپس افراد بی گناه را دستگیر می کنند و در دادگاهی فرمایشی حلق آویز می کنند.

این اعدام ها تنها برای یک روز بازار ارز و سکه را سامان می بخشد و مجددا به حال و روز اول خود بازمی گردند.

هیچکس نمی آید بگوید سرنوشت این سکه های مصادره شده چه گشته است.

باید قطعا منتظر یک فساد عمیق تر و وسیع تر بود در آینده ای نزدیک.

نگام : آیا این ضعف مدیران اقتصادی و بانک مرکزی را نشان نمی دهد که تنها چند نفر بتوانند نبض بازار را در دست بگیرند؟

باید پذیرفت مجموعه های دولتی و حاکمیتی ما ضعیف هستند اما باید به این مقوله توجه کرد که اینگونه مسائل در اختیار بانک مرکزی و دولت نیست.

سر نخ در دست حاکمیت و کسانی است که این فسادها را دامن زده اند است.

چرا نمی روند و سلطان شکر و سلطان لاستیک را بگیرند.

پس نتیجه می گیریم این مقوله وابسته به حاکمیت است و دست افرادی است که هیچ کنترلی بر آنها وجود ندارد و به هیچ ارگانی پاسخگو نیستند و حتی تشکیلات حاکمیتی و قضایی از آنها پشتیبانی هم می کنند.

نگام : در پایان اگر ناگفته خاصی می باشد بیان بفرمایید؛

ضمن آرزوی سلامتی و موفقیت برای تک تک افرادی که روشنگری می کنند و تلاش می کنند تا شمعی بیفروزند تا این تاریکخانه کمی روشن گردد اما نکته ای را بیان می کنم و آن این است که این سیستم با این روش به دنبال اصلاح هیچ چیزی نیست و کماکان می خواهد بخش هایی از تاریکخانه ی خود را در ظلمت و تاریکی نگه دارد تا کسی متوجه نشود چه اتفاقی در حال افتادن است.

لذا خوشبین نیستم که جماعتی که خودشان افسد هستند بتوانند جلوی فساد را بگیرند.