به یاد طالقانی نازنین ؛ ببینید مردمی که در سال ۵۷ انقلاب کردند و فوج فوج به انقلاب پیوستند، شیفته چه شخصیت‌های انسانی و اخلاقی بودند

 

رضا بابایی 

روزنامۀ کیهان: «به جهنم که می‌میرند. چشمشان کور، عرق کوفت نکنند تا سقط نشوند! اصلا این جرثومه‌های پلیدی برای چه باید زنده باشند؟!»

نسبت حکومت‌ها با مردم، نسبت پدر و فرزند است. پدر خانواده میان فرزندانش فرق نمی‌گذارد، حتی اگر رفتار و افکار آنان را نپسندد. هیچ پدری در مرگ فرزند خود شادی نمی‌کند یا نمی‌گوید به جهنم! برای حکومت‌ها نباید جان و مال شراب‌خوار با جان و مال شهروند نمازخوان تفاوت کند؛ زیرا حکومت‌ها را برای تبعیض و تفاوت‌‌گذاری نساخته‌اند. فلسفۀ حکومت، تمشیت امور کشور است، نه داوری دربارۀ رفتار و افکار شخصی شهروندان؛ چون سرمایه‌ها و منابعی که در اختیار گرفته است، متعلق به همۀ مردم است؛ مردمی که برخی از آنان نمازشب می‌خوانند و برخی شراب می‌نوشند. هیچ فقیه یا حقوق‌دان یا فیلسوفی هم نگفته است که تصرف در مال شراب‌خوار بدون اجازۀ او جایز است یا جان او محترم نیست؛ اما همۀ ادیان گفته‌اند که دروغ و تهمت و بدعهدی و دریدگی و ظلم، بدتر از شراب و قمار است: الکذب شرٌّ من الشراب.

هر کس که در این آب و خاک به دنیا آمده است، حکومت در برابر جان و مال و حقوق او مسئول است و حق یک مست یا قمارباز از اموال عمومی کشور، کمتر از حق بالاترین مقامات دینی نیست. رسانه‌های رسمی کشور که از بودجۀ عمومی تغذیه می‌کنند، وقتی می‌شنوند که گروهی از شهروندان، شراب تقلبی می‌خورند و می‌میرند یا کور می‌شوند، باید بیندیشند که این شراب‌ها از کجا آمده است و چرا مردم شراب تقلبی می‌نوشند و چه باید کرد که جان ایرانی چنین ارزان به فنا نرود؛ نه اینکه شهروندان و صاحبان کشور را به جرمی که در شرع، بسیار سبک‌تر از دروغ و ریا و تهمت و ظلم است، «جرثومه‌های پلید» بخوانند. اگر حکومتی به دلایل ایدئولوژیک، دسترسی مردم را به کالایی مسدود می‌کند و از این رهگذر مصرف کالاهای مرگ‌آور را افزایش می‌دهد، دست‌کم نباید به رسانه‌هایی که دست در جیب مردم دارند، اجازه دهد که چنین هرزه‌درایی کنند و سنگ‌دلانه بنویسند: به‌ جهنم!

آقایی که پشت میز سردبیری کیهان نشسته‌ای، بدان و آگاه باش که این مردم، آیت الله طالقانی را دیده بودند و انقلاب اسلامی کردند، نه شمایان را. اسلام طالقانی، مردم را به خیابان‌ها کشید، نه اسلامی که می‌گوید: «به جهنم که می‌میرند. چشمشان کور، عرق کوفت نکنند تا سقط نشوند!»

احمد صدر حاج سید جوادی وزیر کشور و دادگستری دولت موقت، می‌گوید: بعد از انقلاب، در حالی که در دولت بسیار کار داشتم، روزی طالقانی مرا خواست و گفت: «در اطراف منزل ما یک دکان مشروب‌فروشی بود که مردم در روزهای انقلاب حمله کردند و همه وسایلش را از بین بردند… الان صاحب آن مغازه از زندگی ساقط شده است. او را پیدا کنید و کمکش دهید تا دوباره روی پای خود بایستد.» باور کنید من(وزیر کشور) تا چند روز در آن منطقه می‌گشتم تا صاحب آن مشروب‌فروشی را پیدا کنم. (محمد اسفندیاری، پیک آفتاب، پژوهشی در کارنامۀ زندگی و فکری آیت‌الله سید محمود طالقانی، شرکت سهامی انتشار، چاپ دوم، ص۳۰۴)

 

نگام ، ناگفته های ایران ما