وقتی تصمیم گیرندگان امور در داخل این همه تضاد دارند چگونه ادعای وحدت در دنیا را مطرح می کنند ؟!

 

 

سهراب سهیلی 

 

روحانی در کنفرانس وحدت اسلامی گفت اگر برای خدا بایستیم پیروز نهایی هستیم.

او از وحدت جهان اسلام بر علیه استکبار جهانی سخن گفت.

رئیس جمهور قدس و فلسطین را فصل مشترک تمام کشورهای اسلامی دانست

و از هر گونه دفاع و حمایت و هزینه برای قدس جانبداری کرد.

کنفرانس وحدت اسلامی همیشه بر دشمنی با استکبار جهانی تاکید می ورزد.

ایران و فلسطین به طور خاص از آرمان واحد جهان اسلام می گویند؛

اما حقیقت ماجرا در عمل چیزی غیر از صرف سخنرانی های مقامات کشور ها

در کنفرانس وحدت اسلامی است.

بسیاری از کشورهای اسلامی روابط بسیاری خوبی با اسرائیل و امریکا دارند.

آنها دیگر به این نتیجه رسیده اند که

پشت کردن به قدرت بزرگ منطقه و جهان بر ضرر آنهاست.

اما علیرغم اینها، در کنفرانس وحدت اسلامی شرکت می کنند

و از آرمان واحد سخن می گویند.

حاکمیت ایران نیز در مقام حرف بسیار دم از وحدت میزند.

از وحدت شیعه و سنی، وحدت کشورهای اسلامی،

اما در عمل بیشترین تبعیض را به سنی های کشور وارد می کنند.

گذشته از این عدم وحدت، اجماع و یا اتفاق نظر بین نهاد های کشور نیز وجود ندارد.

مثلا همین موضوع معروف FATF به خوبی نشان داده است

که مقام های تحت رهبری با خود نهاد رهبری در این خصوص اختلاف نظر دارند،

چه رسد به مجلس و دولت.

اگر دم از وحدت می زنیم ابتدا باید

این وحدت در عین کثرت اندیشه و خواست را در خود بپذیریم

سپس از وحدت جهان اسلام سخن بگوئیم.

وقتی شورای نگهبان و مجلس و یا دولت و مجمع تشخیص

بر سر مسائل کلیدی و حیاتی کشور اختلاف نظر جدی دارند

و طوری رفتار می کنند که منافع ملی برایشان مطرح نیست،

سخن از وحدت فراملی گفتن به نظر بی وجه می آید.

 

نگام ، ناگفته های ایران ما