به بهانه یخ زدن و مرگ پناهجوی ایرانی در صربستان ، مرگ در غربت ، کاش حاکمیت از خواب بیدار شود/میثم بازیاری

 

شنیدن خبر مرگ پناهجوی ایرانی در صربستان و به دلیل یخ زدگی قلبم را به درد آورد

من خودم یک پناهجو هستم و ۳ سال از نزدیک با مشکلات و مصائب پناهجویان ایرانی آشنا هستم

و با گوشت و پوست و استخوانم سختی های پناهندگی و زندگی در غربت را لمس کرده ام

آشنایی با زندگی افرادی که بخاطر سخت گیری های حاکمیت و نداشتن حداقل آزادی های اجتماعی و وضعیت خراب اقتصادی بار سفر بسته اند

و برای رسیدن به یک زندگی حداقلی خود را آواره غربت نموده اند

پناهجویان ایرانی تا قبل از رسیدن به کشور سوم رنج های بی شماری را تحمل می کنند

غم دوری از وطن و خانواده از یک طرف و بیکاری و بی پولی از طرف دیگر باعث شده تا پناهجویان از نظر روحی و روانی در وضعیت بسیار اسفناکی قرار بگیرند

اینجا هیچ دستی برای یاری رساندن به پناهجویان ایرانی وجود ندارد

خدا می داند چند صد نفر هر شب در شرایط سخت جوی اروپا و ترکیه و در سرما تا صبح هزار بار جان می دهند و زنده میشوند

نداشتن اجازه کار برای پناهجویان و انجام کارهای سیاه همراه با توهین کارفرمایان خارجی به پناهجویان شرایط اسفناکی را برای پناهجویان رقم زده است

قطعا اگر اندکی آزادی و دموکراسی واقعی در کشور وجود داشت و شرایط اقتصادی مطلوب بر کشور حکم فرما بود هیچ فرد ایرانی حاضر به ترک وطن خود نمی شد

مرگ پناهجوی ایرانی از فرط سرما در صربستان خبری تکان دهنده بود

یک جوان ایرانی در خارج از کشور و در سرما جان داد تا ناکارآمدی حاکمیت پیش از پیش آشکار شود

حاکمیت در مرگ این هموطن مقصر اصلی است

کاش دنیا صدای پناهجویان ایرانی را بشنود و فکری به حال آنان کند

پناهجویانی که هیچ آینده مشخصی در انتظارشان نیست نیازمند کمک های بین المللی هستند

کاش صدای دردهای ما به گوش جهان برسد و هیچ هموطنی اینچنین غریبانه در غربت اسیر دست های سرد و بی رحم مرگ نشود

✍️ دیدگاه شما 🙏