عطریانفر: ما در مجلس نقد لاریجانی را به نسیه عارف ترجیح دادیم / وقتی کاندیدای اصلی اصلاح طلبان در انتخابات ۱۴۰۰ رد صلاحیت شود یا نیروهای نزدیک به خود ائتلاف می کنیم

نگام ، سیاسی _ ما از خدا می خواهیم یک روزی شخصی مثل آقای عارف بتواندبا موفقیت ریاست مجلس را بر عهده گیرد، تاکید می کنم در آن زمان فقط بحث صلاحیت فردی نبود بلکه موضوع احتمال پیروزی بود که مجلس از یک اقلیت و اکثریتی تشکیل نشده بلکه مرکب از چند اقلیت است که باید با هم توافق کنند تا به یک فرد رای دهند، برداشت و ارزیابی ما این بود که در این اقلیت های چندگانه آقای عارف پیروز از آب در نمی آید.

به گزارش خبرآنلاین _  “در بزنگاه های انتخاباتی نوعا حق اصلاح طلبان ضایع می شود.” این جمله ای است که محمد عطریانفر عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران در مصاحبه  بارها بر آن تاکید کرد.

او اما در ادامه گفت: با این وجود و از آنجا که پیوند اصلاح طلبان با صندوق های رای ناگسستنی بوده وغیر قابل تصور است که روزی با صندوق ها قهر کنند آنها مجبورند فردی که توانسته از کانال شورای نگهبان عبور کند ونسبت قابل قبولی با نظریه اصلاحات داشته باشد را به عنوان نامزد نهایی انتخاب کنند. رویکردی که در گذشته و با حمایت از حسن روحانی در سال ٩٢ آغاز شده و به گفته عطریانفر احتمال تکرار آن در انتخابات آینده ریاست جمهوری هم وجود دارد.

مشروح گفت و گوبا محمد عطریانفر را در ادامه می خوانید.

آقای عطریانفر تشخیص شما این است که اصلاح طلبان حمایت های انتقادی خود را تا پایان کار دولت از آقای روحانی ادامه می دهند. با توجه به نگاه تکنوکراتی طیف کارگزاران آیا این امکان وجود دارد که در انتخابات آینده ریاست جمهوری به یک شخصیت اصولگرا مثل آقای قالیباف میل کنید؟

  ابتدا توضیحاتی درباره فعالیت احزاب در ایران عرض کنم، ببینید تا زمانی که احزاب در ایران بشکل  کمال یافته تکوین پیدا نکنند دسته بندی های سیاسی در قالب رفتارهای جبهه ای عمل می کنند؛ امروز دونظریه سیاسی در کشور مدعی داشتن فلسفه حکومت هستند، یکی نظریه اصولگرا و دیگری اصلاح طلب؛ این دو نظریه مفروق عنه از یکدیگر و دو جریان کاملا متفاوت هستند به طوریکه دیدگاه های آنها کمتر با هم توافق حاصل می کند.

هر کدام از این دو جریان اصلاح طلب و اصولگرا احزابی را که نوعاًنام حزب را یدک می کشند زیرمجموعه خود دارند که اگر بخواهند به صورت منفرد در انتخاباتی شرکت کنند شکست شان قطعی است.لذااگر با هویت حزبی محدود خود در انتخابات شرکت کنند چون توفیقی حاصل نخواهند کرد بنابراین با حضورجبهه ای به صحنه می آیند؛ تیمی متشکل از یکی دو حزب اصلی و چندحزب اقماری در کنار هم به یک تصمیم واحد و مشترک می رسند وبرنامه ریزی کنند.

رقابت های انتخاباتی اینگونه شکل می گیرد و در آینده هم همین طور خواهد بود.این گرفتاری تا زمانی است که نظام سیاسی اجازه دهد احزاب تکالیف خود رادر مقابل نظام بدرستی انجام داده و نظام هم حسب قوانین و مقررات از آنها حمایت کند که متاسفانه امروز نمی کند؛ به طور مثال امروز کدام حزب می تواند کنگره، همایش یا تظاهرات انتقادی در چارچوب قوانین موضوعه برگزار کند، هر اقدامی در این زمینه با انواع و اقسام مخالفت ها روبرو می شود.

حتی اگر روزی به سمت فعالیت های حزبی هم حرکت کردیم نمی توان تکثرحزبی داشته باشیم به طور قطع دو حزب خواهیم داشت که ممکن است با یکی دو سه حزب مکمل در مجموع به ۵ حزب برسند، در چنین وضعیتی هم جریان اصلاح طلب و هم اصولگرا قرارشان بر این خواهد شدکه به هر قیمتی نامزد خاص خود را داشته و فردی را کاندیدای انتخابات کنند که تعلقات و وابستگی فکری اش کامل باشد.

درچنین شرایطی اصلاح طلبان هم به طور حتم بر این نظرند که کاندیدای خاص خود را داشته باشند اما اگر نهادهای داوری اصلاح طلبان را از حق قانونی خود محروم کنند همان گونه که در سال ۹۲ شاهد بودیم و در سال ۸۸ هم به سختی توانستند برای خود حقی داشته باشند تکلیف چیست؟

اگرچه در بزنگاه های انتخاباتی نوعا حق اصلاح طلبان ضایع می شود اما از آنجا که پیوند اصلاح طلبان با صندوق های رای ناگسستنی است وغیر قابل تصور است که روزی با صندوق ها قهر کنند مجبوریم به یک مرحله متنازلی تن دهیم به عبارتی ناچاریم  در عرصه رقابت ها دست به انتخاب نسبی بزنیم.

در چنین شرایطی ممکن است فردی که توانسته از کانال شورای نگهبان عبور کند ونسبت قابل قبولی با نظریه اصلاحات داشته باشدرا انتخاب کنیم تا اگربه صد درصد مطالباتمان با نامزد خودمان نرسیم  حداقل بخش معقولی ازمطالبات تامین شود.

– مثلا آقای قالیباف؟ از این جهت اسم ایشان را می برم چون ایشان به عنوان یک شخصیت تکنو کرات مطرح هستند.

اظهارنظر درباره مصداق ها به زمان انتخابات بر می گردد. اما احتمال ائتلاف باایشان بسیار ضعیف است. 

– به صورت روشن نمی شود در بزنگاه انتخابات ۱۴۰۰، این موضوع مطرح شود که به طور مثال اعلام کنید ما نقد قالیباف را به نسیه عارف ترجیح می دهیم؟

این گزاره که درباره آقای لاریجانی و عارف مطرح شد باید در زمان و موضوع خود ارزیابی ،تحلیل و دیده شود. اینکه عرض کردم نقد لاریجانی آری ، نسیه عارف نه !در زمان انتخابات هیات رئیسه مجلس بود؛ در آن زمان باورمان این بود که آقای لاریجانی می تواند در اداره مجلس با توجه به منظومه سیاسی حاکم موفق تر از آقای عارف  ظاهر شود و آقای عارف را در آن موقعیت پیروز تلقی نمی کردیم. 

بهترین دلیل این ادعا هم عملکرد ها بود، به هر حال عملکرد آقای لاریجانی در جایگاه ریاست پارلمان نزد اصلاح طلبان مورد احترام است و اصلاح طلبان این موقعیت را برای ایشان به رسمیت می شناسند. 

ما از خدا می خواهیم یک روزی شخصی مثل آقای عارف بتواندبا موفقیت ریاست مجلس را بر عهده گیرد، تاکید می کنم در آن زمان فقط بحث صلاحیت فردی نبود بلکه موضوع احتمال پیروزی بود که مجلس از یک اقلیت و اکثریتی تشکیل نشده بلکه مرکب از چند اقلیت است که باید با هم توافق کنند تا به یک فرد رای دهند، برداشت و ارزیابی ما این بود که در این اقلیت های چندگانه آقای عارف پیروز از آب در نمی آید. 

بنابراین منطق حکم می کرد طوری برنامه ریزی کنیم که به طور مثال فردی از جبهه پایداری ریاست مجلس را برعهده نگیرد بلکه فردی مانند آقای لاریجانی که شخصیتی معقول، معتدل و اصولگرا بوده و به موفقیت هم نزدیک تر است مورد حمایت ما باشد.

– پس در انتخابات ریاست جمهوری آینده این احتمال وجود دارد که شما به شخصی برسید که از طیف اصولگرایان باشد.

بنده عرضم این است اگر اصلاح طلبان فرصت پیدا کنند و نهادهای داوری اجازه دهند نامزد مستقل اصلاحات را داشته باشند قطعا و مسلما نامزد مستقل خودمان را خواهیم داشت اما اگر چنین فرصتی را از ما دریغ داشتند و اصلاح طلبان را محروم کردند، با توجه به اینکه باید حتما در انتخابات فعال باشیم در چنین شرایطی به سمت ارزیابی نیروهای موجود می رویم و از کسی که نزدیک ترین مواضع را با ما دارد حمایت می کنیم.

که اتفاقا ممکن است اصولگرا هم باشد؟

آقای حسن روحانی هم همین طور بود. وقتی کاندیدای اصلی ما یعنی آقای هاشمی را کنار گذاشتند با بررسی به این رسیدیم که می توان از آقای روحانی حمایت کرد. زیرا مشترکاتی بین ما برقرار بود، البته یک دوره هم ایشان به عنوان دستیار سیاسی دفاعی امنیتی و استراتژیک آقای خاتمی در شورای عالی امنیت ملی کار کرده بود.

آقای عطریانفر درباره هزینه های انتخاباتی حزب کارگزاران حرف  و حدیث هایی مطرح است، به طور مثال گفته می شود که صندلی فروشی می شود. یعنی اینکه برای قرار گرفتن اسم افراد در لیست کارگزاران مبلغی درخواست می شود و در نهایت اسم افراد در لیست قرار می گیرد.

 به هیچ عنوان، همه این حرف ها مردود است. به طور کلی وقتی صلاحیت نامزدها بررسی و در نهایت افراد انتخاب می شوند، از آنجا که برای تبلیغات در انتخابات نیازمند تامین منابع مالی هستیم اگر افرادی از سر علاقمندی پولی در اختیار بگذارند آن مبالغ صرف تبلیغات می شود. یکی از منابعی هم که در  تامین هزینه های تبلیغاتی مدنظر است خود عزیزانی هستند که نامزد قطعی می شوند، در واقع به آنها پیشنهاد می شود اگر توان مالی دارند برای تبلیغات خودشان کمک کنند.

پس این طور نیست که صندلی خالی باشد و گفته شود پول پرداخت کنید و در لیست قرار بگیرید؟

اصلا، به هیچ وجه. قطعا و مسلما این تهمت است. این ها داستان هایی است که برخی از مخالفان علم می کنند و هیچ گاه هم اثبات نشده است.

رویکرد مالی تبلیغات ما در تمام انتخابات قابل دفاع است، اولین انتخابات سال٧٣ که حزب تشکیل شد گزارش دقیق منابع و مصارف حزب را خدمت مقام معظم رهبری فرستادیم.

البته در مقاطعی بوده که فعالیت آنچنانی و پول و امکاناتی نداشتیم و گزارشی هم نبوده اما در مقاطعی که فعال بودیم و گسترده کار کردیم منابع مان کاملا مشخص است.

آقای عطریانفر آماری از تعداد نیروهای فعال حزب کارگزاران در مجلس، دولت و شورای شهر دارید؟

کسانی که در عضویت حزب باشند اندک اند. ما در مجلس دوازده نفر، در شورای شهر ۲ نفر و در شوراهای استانی هم کمایش افرادی را داریم. ولی همفکران کارگزاران زیاد هستند.

در دولت چطور؟

در دولت صفر .

آقای جهانگیری را شما نماد کارگزاران در دولت نمی دانید؟

آقای جهانگیری نماد کارگزاران هستنداما به صفت حزبی آنجا نیستند؛ معاون اول اند که به تشخیص شخص آقای روحانی ماموریت یافته است.

شما معاون اول را عضو دولت نمی دانید؟

 هیات وزیران یعنی وزرا؛ حتی معاونان رئیس جمهور هم حساب نمی شوند. اگر منظورتان کابینه است بله کابینه گسترده است، معاون اول ، رییس دفتر و رییس دفتر سیاسی رییس جمهور هم در کابینه موثر هستند.

اما اینکه می گویید آقای جهانگیری نماد کارگزاران در دولت است تاکید می کنم آقای جهانگیری هم به صفت صلاحیت فردی مورد انتخاب آقای روحانی قرار گرفته، آقای  روحانی برای کارگزاران نامه ننوشت که از حزب تان برای این پست کسی رابه ما معرفی کنید.

دلایل اختلافات درون حزبی کارگزارن چیست؟

ما اختلافی نداریم.

پس چرا آقای هاشمی از حزب رفتند؟ ظاهرا آقای لیلاز هم در جلسات شرکت نمی کنند.

مواردی وجود دارد که افراد در احزاب فعالیت می کنند بعد از مدتی هم می روند مشکلی نیست. آقای لیلاز هم کم و بیش حضور دارند.

احزاب ما چون سامانمند نیستند افراد ابتدا با علاقمندی وارد می شوند اما بعد از مدتی احساس می کنند  کارامدی درعرصه سیاست ورزی ضعیف ویاجذاب نیست بنابراین سطح فعالیت شان را کم می کنند اما تمایلات شان هست. البته اختلاف وجود دارد اما اختلافات بنیان برافکن نداریم.

برای آخرین سوال شباهت حزب کارگزارن و حزب دموکرات آمریکا چیست؟

کارگزاران حزب تکنوکرات ایرانی است که برخلاف دوران شکل گیری خود که بیشتر یک جنبش فکری را نمایندگی می کرد، در ادامه و به طور ناخواسته به سمت یک نهاد و ساختار سیاسی میل کرد که حزب کارگزاران بر آن نام گذاشته شد.

مانمی توانیم احزاب ایرانی را با احزاب بزرگ دنیا مثلاً حزب دموکرات آمریکا مقایسه کنیم. آنها با ریشه های تاریخی توانمند در رقابت های متعدد و متنوعی شرکت می کنند.

ضمن اینکه نهاد داوری در آمریکا نسبت متساوی و هم عرض با دو جریان اصلی سیاسی یعنی جمهوری خواهان و دموکرات ها دارد در حالیکه در ایران این طور نیست؛ در ایران احزاب به شدت متکثر بوده و هیچ کدام به معنی واقعی کلمه کار حزبی نمی کنند بلکه به تعبیر مقام معظم رهبری بیشتر محفل بوده و حسب سوابق دوستی ومودت تاریخی دور هم جمع می شوند. 

ما باید تلاش کنیم رفتارهای محفلی خود را سامانمند کرده و تئوری سیاسی وفلسفه فکر ی داشته باشیم. دکترین اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی احزاب باید روشن باشد تا به عنوان دولت سایه بتوانند کادرهایی را تربیت کنند. احزاب باید مدرسه آموزش سیاسی و آماده سازی کادرهای مدیریت کشور باشند. این ها در مقام باید هاست اما در مقام واقعیت متاسفانه احزاب ایرانی در کارکردسیاسی با احزاب بزرگ دنیا فاصله بسیار عمیق دارد.

کارگزاران از حزب دموکرات آمریکا الگو می گیرد؟

مادر مقام قرینه سازی نیستیم. نه چنین وضعیتی در کارگزاران حاکم نیست.

✍️ دیدگاه شما 🙏