و روزی به نام دانشجو

حمید مظاهری راد


روز دانشجو را تبریک نمی گویم چرا که در طی دهه های گذشته، دانشجو را بی هویت کرده ایم.

دانشجویان دهه های پنجاه و شصت دغدغه هایی آرمانی و مردمی داشتند

و امروز تنها قصد دانش آموختگان مان دریافت مدرکی است که هیچ نمی ارزد.

به حال خویش باید دهه ها گریست.

با دانشجویانی از کشورهای دیگر که در ایران تحصیل می کنند، صحبت می کردم،

مبهوت بودند که چرا دانشجویان و کلا مردم ایران همشون قصد مهاجرت و اخذ تابعیت دیگر ممالک را دارند.

حتی مشقت و رنج را در دیگر کشورها بر رفاه در کشور خودشان ترجیح می دهند.

نگذاشتند دلسوزان حرف شان را بزنند.

سردرگمی یاس و ناامیدی خروجی دانشگاه های کشور بوده

و کسانی هم که تصمیم دارند تا هستند نبینند و نشنوند،

تعبیرشان از این اوضاع امید و سرزندگی در این قشر جامعه می باشد.

البته بسیاری هم دانشجو و تشکل های دانشجویی را بلندگو و سخنگوی جریان خودشان دانسته

و اغلب در تدارک داشتن پایگاهی در دانشگاه ها بوده اند.

این تعداد برای حفظ و بقای جریان منتسب به خود هیچوقت دانشجو را مستقل نخواسته

و آنرا تابع خویش کرده اند.

البته این روز را بایستی با یادآوری تلاش ها و زحمات دانشجویانی به پایان برد

که برای دوام جنبش دانشجویی خون و جان داده اند،

تا تلنگری باشد بر دانشجویان تا رسالت خویش را بهتر بدانند.

نگام ، ناگفته های ایران ما

✍️ دیدگاه شما 🙏