۲۱ سال در جستجوی خبری از فرزند!

احمد زیدآبادی

با گذشت بیش از ۲۱ سال از ماجرای فاجعه‌آمیز کوی دانشگاه تهران، سرنوشت سعید زینالی هنوز روشن نشده است.
مادر این جوان که برای آگاهی از سرنوشت فرزندش لحظه‌ای قرار و آرام نگرفته است، اصرار دارد که پنج روز پس از۱۸ تیر سال ۷۸ سعید در منزل بازداشت شده و او حتی از محل بازداشت‌اش با خانواده تماس گرفته اما دیگر هرگز خبری از وی نشده است.

در مقابل، غلامحسین محسنی اژه‌ای اعلام کرده است که به رغم پیگیری‌های وی، هیچ مدرک و شاهدی مبنی بر بازداشت سعید زینالی به دست نیامده است.

بدین ترتیب، هر ناظر بی‌طرفی حق دارد بپرسد، پس سعید زینالی چه شده است؟ پاسخ این پرسش طبعاً به عهدۀ دستگاه قضایی و نیروی انتظامی است، زیرا در هر کشوری این دستگاه‌ها مسئول پاسخگویی در برابر حوادث مربوط به جان تک تک شهروندان هستند.

ظاهراً قوۀ قضائیه با تکذیب بازداشت سعید زینالی بر این تصور است که در مقابل سرنوشت او دیگر مسئولیتی ندارد، در حالی که این به هیچوجه رافع مسئولیت این دستگاه نیست و در واقع موظف است روشن کند اگر سعید دستگیر نشده، پس چه شده است!

پیگیری صادقانۀ این ماجرا قاعدتاً نیاز به همدردی و همدلی با مادری دارد که ۲۱ سال آزگار در جستجوی کشف حقیقت در مورد فرزند خود است، اما این نوع همدردی‌ها اصولاً در بین بسیاری از مسئولان جایی ندارد و به همین علت هم برای تسکین دل مادری ستمدیده هیچکدام برانگیخته نمی‌شوند و رغبتی از خود نشان نمی‌دهند.

در کتاب مقدس جامعه آمده است: “تو رنج غریب را می‌دانی، زیرا خود در سرزمین مصر غریب بوده‌ای”! این جمله را شاید عبدالحسین روح‌الامینی نجف‌آبادی بهتر از دیگران درک کند. آقای روح‌الامینی که به عضویت مجلس یازدهم در آمده است، درد از دست دادن فرزند جوان خود در فاجعۀ کهریزک و تلاش برای پنهان کاری‌ها و مسئولیت‌گریزی‌های متعاقب آن را لابد هنوز به دل دارد.

آیا می‌توان از او انتظار داشت که با خانوادۀ دردمند زینالی همدردی کند و با استفاده از جایگاه قانونی خود در مجلس، پرده از حقیقت ماجرای سعید بر دارد؟