شعر سیاسی : در این سراب چه جویی؟ / افشین علاء

    ز سنگ خاره، جواهر درست نتوان کرد علاج پستی دونان به پست نتوان کرد اساس ملک به عدل

ادامه مطلب...

شعر سیاسی : ما هر دو خورده ایم این سال ها ولی ، من چوب انقلاب، تو نان انقلاب / افشین علاء

یک عمر خورده ای از خوان انقلاب اما نبرده ای فرمان انقلاب پنجاه و هفت را بردی ز خاطرت تنها

ادامه مطلب...

شعر سیاسی : در غیاب یلان / افشین علاء

گدای در پی ثروت عجول، دشمن ماست فساد و مال حرام و نزول، دشمن ماست حقیر بی سر و پایی

ادامه مطلب...

شعر سیاسی : “دختر خوشکام” بودن عیب نیست / افشین علاء

در پاسخ به روزنامه ی کیهان که به جای نام بردن از یک بانوی هنرمند، به مادر ایشان اهانت کرد.

ادامه مطلب...

شعر سیاسی : ایرانِ زخم دیده ی غمگین، کمی بخند / افشین علاء

ایران زخم دیده ی غمگین، کمی بخند دف می زنم برای تو، با من دمی بخند زانوی غم گرفته در

ادامه مطلب...

شعر سیاسی : راهزنِ روسیاه / افشین علاء

به نسل خسته ی نومید، امید را بدهید یکی از آن همه وعد و وعید را بدهید یکی، فقط یکی

ادامه مطلب...

شعر سیاسی : عریضه ای به مقامات / افشین علاء

اساس ملک ندارد دوام بی مردم که نظم می دهد از کف، نظام، بی مردم به توده ها و به

ادامه مطلب...

شعر سیاسی : نان و موز / افشین علاء

گشت نامیزان، ترازوها به طرز بی حساب بر تراز اقتصاد افتاد لرز بی حساب جیب ما تنگ است لابد! چون

ادامه مطلب...

شعر سیاسی : در دایره ی عدل / افشین علاء

ای قاضی اگر عادلی و یار بهشتی اعمال خود آمیز به افکار بهشتی تا دهر به ما غبطه خورد، خامه

ادامه مطلب...

شعر سیاسی : کشورم، ایران / افشین علاء

کشورم رودی است از چرخ معلق ریخته مثل گیسویی که بر آن یاس و زنبق ریخته در خیابانش قدم بگذار

ادامه مطلب...