خروشی دوباره باید… / علی گزرسز ( رها )

می زند فریاد ، مرد بر سر کودک کودک اش غمگین اشک می ریزد زمستان است و سرما کفش هایش

ادامه مطلب...

من و تو از تبار جنگلیم ، تبر شکسته می شود / علی گزر سز ( رها )

هزار بار اگر تبر به ریشه ام زنی دوباره سبز می شوم دوباره و دوباره از میان خون خود بخاطر

ادامه مطلب...

بخشی از نمایشنامه انتظار در رابطه با قتل های زنجیره ای/ علی گزرسز

  وقتی قدرت همه چیزمان می شود و قتی مادیات جان و جهانمان را در خود می گیرد ، وقتی

ادامه مطلب...

مر ثیه ای برای زن ایرانی/ از مجموعه کشکول نوشته علی گزرسز – رها

  احساس پوچی ی بی پایانی وجودم را فرا گرقته است ، چون ماشینی هستم که توسط دیگران تنظیم شده

ادامه مطلب...