حضرت آقا نفرمایید که نمی‌دانم!!! / یادداشت

✍️طالب رجب‌پور

من ازهمانانی هستم که روزی اگر رادیو و تلویزیون محبوبیتی داشت سهم بزرگی درآن داشتم ولی الآن مرا تافته ای جدا بافته می‌دانند و حق مرا نمی‌دهند یاحاکمیت دروغ می‌گوید! یادولتیان دروغ می‌گویندو ماله کشی می‌کنند ویا منصوب جنابعالی و اعوان وانصارشان دروغ می‌گویند وهی مینالند!

قطعا بخش آخر مقرون به صحت است چون پدر یه خانواده میتواند از خود عبور کند وبه اعضای خانواده توجه کند…
راه ورود به خانه مان را چون دیوار بلند مورد ادعای عمو ترامپ نقی معمولی وشهرک های صهیونیست نشین کرانه باختری وغزه و…محکم بسته اند وچنانچه با صدای رسا نقدی کنیم، بازنشستگی راقطع وراه اوین رانشان مان میدهند ومارا بمیز محاکمه هدایت می‌کنند..

جناب آقا بفرمایند!!
اگربرای زنده ماندن واز سایر کارکنان دولتی ونیمه دولتی وشبه دولتی و خصوصی دردریافت حق مان عقب نمانیم چه کنیم؟
مکتوباتی که به محضر آن زعیم فرزانه ارسال می شود ناخوانده به فرمانده ارشد پادگان سامراء ارجاع می شود و می ماند وباسکوت و آرامش یا عقیم به آن نظر می افکنند یا که نهایتآ درقاموس دور وتسلسل قرار می‌گیرد!!

من نمینویسم که در دفترتان چه برسر مکتوبات محقین مان می آید ولی اگر کمترشأنی برای پی نوشت ارجاعی از دفتر جنابعالی قائل می‌شدند. نمی‌گذاشتند صورت من وهزاران چو منی سرختر ازسرخ شود واگر پاداش ها واضافه کاریهای نجومی وکارانه های غیر متعارف مدتی متوقف میشد صرف نظر از دهها حق قانونی ومسلم مابقی حق کارکنان سازمان که۲۰درصد از ۵۰درصد طلب مان است پرداخت می‌شد ولی در سازمان تحت نظر جنابعالی اراده ای برای خدمت به کارکنان وترجیحآ بازنشستگان نیست!

حضرت آقا؛
عده ای که منصوب جنابعالی ویامنصوب توسط منصوب جنابعالی اند با وجود کلمه خاص درکنار کارکرد های رادیو و تلویزیون مثل پرداختی خاص،دریافتی خاص،بیمه خاص،شرایط خاص، وظایف خاص و…..کارکنان و بازنشستگان آبرومند صدا وسیمایتان را به نابودی کشانده اند و درجامعه بدهکارشان کرده اند ونزد فرزندان وخویشان،عروسها وداماد ها ونوه هایشان ذلیل شان کرده اند… .

حضرت آقا؛
ما که اهل نفرین نیستیم ولی خانواده‌های ما چون می‌دانند که زیر نظر شماییم، جسارتآ نفرین تان می‌کنند….ما که می‌دانیم فرزندان و نوادگان تان ساده زیستند وسفره شان ساده ولی اهل وعیال ما باور ندارند….
چون ما رنگ گوشت را نمی بینیم جز بوی کبابی که ازبالکن آن کارمند یا بازنشسته شرکت نفتی وبه سیخ کشیده.‌..وازبالکن منزل استیجاری ام مشام ما را می آزارد و….

حضرت آقا: پایان سال است و دیگر امیدی به فرمانده یکه تاز پادگان مان برای مابقی حق مان نداریم چون علی عسگری عقیم اش می‌کند و به هیچ‌کس پاسخگو نیست حتی به جنابعالی و من علیرغم میل باطنی ام این دردنامه را برایتان می‌فرستم.

*فرمانده جانبازدوران دفاع مقدس و بازنشسته رادیو و تلویزیون ج.ا.ا

✍️ دیدگاه شما 🙏